اربیل و جنگ روایتها؛ پشت پرده یک عملیات و معادلاتی که به سود ایران تغییر میکند
عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان به حمله پهپادی اخیر به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان عراق و ماهیت این عملیات پرچم دروغین پرداخت.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در تحولات امنیتی خاورمیانه، گاه آنچه در صحنه دیده میشود با آنچه در پشت پرده طراحی شده، تفاوتی بنیادین دارد. حمله به یک مرکز حساس سیاسی یا امنیتی در اربیل، فارغ از عامل واقعی آن، تنها یک حادثه امنیتی نیست؛ بلکه میتواند بخشی از یک بازی بزرگتر برای تغییر محاسبات بازیگران منطقهای و بازتعریف مناسبات قدرت باشد.
مفهوم «عملیات پرچم دروغین» دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند؛ عملیاتی که در آن عامل واقعی میکوشد مسئولیت اقدام خود را پنهان کند و افکار عمومی یا دولتها را به سوی متهمی دیگر هدایت کند. در چنین شرایطی، نخستین قربانی، حقیقت است و دومین قربانی میتواند عقلانیت سیاسی باشد؛ زیرا تصمیمگیران ممکن است بر مبنای روایتی واکنش نشان دهند که هنوز اثبات نشده است.
اربیل از این منظر نقطهای عادی در جغرافیای منطقه نیست؛ اقلیم کردستان عراق در چهارراه منافع ایران، عراق، ترکیه و آمریکا قرار دارد و حضور و فعالیت بازیگران خارجی در این منطقه، همواره یکی از موضوعات حساس امنیتی برای تهران بوده است. از نگاه ایران، امنیت اقلیم کردستان بخشی جداییناپذیر از امنیت عراق و در نهایت امنیت مرزهای غربی کشور است. بنابراین، هرگونه تلاش برای تبدیل اربیل به سکویی علیه جمهوری اسلامی ایران، طبیعتاً با حساسیت تهران مواجه خواهد شد.
- بیشتر بخوانید:
- وزیر امور خارجه: باید در برابر اقدامهای تروریستی آسیبزننده به روابط ایران و عراق هوشیار بود
- واکنش عراقچی به عملیات پرچم دروغین در کردستان عراق؛ دوستان کرد ما، هوشیار باشند
در چنین فضایی، یکی از سناریوهای قابل بررسی این است که یک حادثه امنیتی بتواند با ایجاد فضای اتهام علیه ایران، زمینه را برای فشارهای سیاسی و امنیتی بیشتر فراهم کند. چنین سناریویی، در صورت تحقق، نهتنها میتواند روابط تهران و اربیل را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه ممکن است فضای لازم را برای حضور پررنگتر بازیگران فرامنطقهای در اقلیم ایجاد کند. به همین دلیل، ایران بیش از هر طرف دیگری از شفافشدن حقیقت و جلوگیری از تبدیل یک حادثه امنیتی به ابزار جنگ روانی سود میبرد.
از منظر تحلیل راهبردی، باید پرسید چه کسانی از افزایش تنش میان ایران و اقلیم کردستان بهرهمند میشوند؟ چه جریانی از شکلگیری تصویری تهدیدآمیز از ایران سود میبرد؟ و چه طرفهایی میتوانند از این فضا برای توجیه حضور، فشار یا اقدامات بعدی خود استفاده کنند؟ پاسخ به این پرسشها، مسئله را از سطح یک حادثه امنیتی به سطح رقابت ژئوپلیتیکی ارتقا میدهد.
در واقع، اگر حادثهای در اربیل بهسرعت به ابزاری برای متهمسازی ایران تبدیل شود، بدون آنکه شواهد مستقل و قابل راستیآزمایی ارائه شود، آنچه شکل گرفته دیگر صرفاً یک پرونده امنیتی نیست؛ بلکه بخشی از جنگ روایتها علیه تهران است.
از سوی دیگر، منافع ایران در اقلیم کردستان صرفا امنیتی نیست. ایران با عراق و اقلیم کردستان پیوندهای تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی عمیقی دارد. ثبات اقلیم و روابط سازنده میان اربیل، بغداد و تهران، در بلندمدت برای امنیت منطقه سودمندتر از ایجاد بحرانهای زنجیرهای است. بنابراین، هر طرحی که با ایجاد تنش مصنوعی بخواهد این روابط را تخریب کند، عملاً در جهت منافع رقبای منطقهای و فرامنطقهای ایران حرکت خواهد کرد.
در نهایت، شاید مهمترین پیام چنین رخدادهایی برای تهران، ضرورت هوشیاری در برابر «مهندسی روایت» باشد. ایران نباید اجازه دهد هر حادثهای که در مجاورت مرزهایش رخ میدهد، بدون ارائه شواهد معتبر، به پروندهای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود. پاسخ هوشمندانه، بررسی فنی و اطلاعاتی، گفتوگوی مستقیم با بغداد و اربیل و مطالبه شفافیت است؛ نه گرفتارشدن در دام واکنشهای احساسی.
در سیاست منطقهای، همیشه آنکه اسلحه را در دست دارد، برنده نیست؛ گاه برنده واقعی کسی است که روایت حادثه را کنترل میکند. از همین رو، اگر در ماجرای اربیل پای یک عملیات پرچم دروغین در میان باشد، شناخت طراحان روایت و اهداف پشت پرده، به اندازه شناخت عامل میدانی اهمیت دارد. برای ایران، مهمترین هدف باید جلوگیری از تبدیل اربیل به میدان جنگ نیابتی و رسانهای علیه تهران و حفظ ثبات و تمامیت ارضی عراق باشد؛ زیرا در نهایت، امنیت ایران از مسیر یک عراق باثبات و منطقهای عاری از ماجراجویی قدرتهای فرامنطقهای میگذرد.
انتهای پیام/