طنین معراج انسان در سازهای ارکستر سمفونیک؛ شکوه خسوف بر صحنه تالار وحدت
ارکستر سمفونیک تهران در یکی از دشوارترین اجراهای سالهای اخیر خود، قطعه خسوف اثر محمدسعید شریفیان را به رهبری آرش امینی روی صحنه برد. این اثر که به دلیل پیچیدگیهای نوتنویسی و شباهت ساختاری به آثار کلاسیک جهانی، سالها از چرخه اجرا دور مانده بود، در شبهای ۱۵، ۱۶ و ۲۵ مردادماه با همراهی گروه کر، روایتی موسیقایی و به دور از خرافه از واقعه عاشورا را برای مخاطبان موسیقی فاخر ترسیم کرد.
موسیقی سمفونیک در ایران همواره زمینهای برای تجلی مفاهیم عمیق انسانی و آیینی بوده است، اما در این میان، برخی آثار به دلیل غنای تکنیکی و نگاه متفاوت آهنگساز، جایگاهی متمایز پیدا میکنند.
کنسرت خسوف که طی سه شب در میانه مردادماه در تالار وحدت طنینانداز شد، بیش از آنکه یک اجرای مناسبتی باشد، تلاشی برای نمایش قدرت ارکسترال در بازآفرینی یک حماسه تاریخی بود. در این گزارش به بررسی جزئیات این اجرای عجیب و سخت میپردازیم که پس از ۲۵ سال، بار دیگر توانمندی نوازندگان ایرانی را در اجرای نوتهای پیچیده به چالش کشید.
سفر به عمق روایت با همراهی ارکستر
با ورود اعضای ارکستر و تشویق حضار، آرش امینی به عنوان رهبر میهمان به روی سن آمد تا هدایت این پروژه سنگین را بر عهده بگیرد. خسوف نه یک قطعه معمولی، بلکه روایتی قطعه به قطعه از ابتدای واقعه کربلا تا شام غریبان است که بدون تکیه بر خرافات و با اتکا به استنباطهای تاریخی آهنگساز ساخته شده است.
موسیقی با موومان مقدمه سوگ آغاز شد؛ جایی که بیژن ترقی با شعر «سوگ ما شعله بر عالم زده/ آسمان نقش غم و ماتم زده/ سوز دل آرام ما بر هم زده/ اهرمن آتش به بنیاد بنی آدم زده/ ای آسمان، ای آسمان، از غم گریبان چاک کن/ خاکستر فریاد ما از خاک بر افلاک کن/ بس نوگل نازک بدن بس یوسف گل پیرهن/ بس نوجوان سرو و قد/ تن یاسمین رخ یاسمن/ در خاک و خون افتاده بین/ ماهی چو مهرجاودان/ رویی چو ماه آسمان/ در راه حق سرداده بین»، فضایی حماسی را در فضای تالار طنینانداز کرد.
در ادامه، موومان دوم با نام «حرکت کاروان به سوی کربلا»، با شعر بیژن ترقی نواخته شد که تلاشی بود برای ترسیم مسیر پرالتهاب این قافله در قالب زبان ارکسترال. سپس موومان سوم با عنوان «تاسوعا و گفتگو» با شعری از بیژن ترقی، اجرا شد و مخاطب را بیش از پیش در فضای دراماتیک اثر غرق کرد «نی به نوا آمده، کرده قیامت به پا/ میرسد از گرد ره، قافله نینوا/ اهرمن بد نهاد، رایتی افراخته/ بر حرم کبریا از همه سو تاخته/ با صف اهریمنان، چاره به جز جنگ نیست/ صفشکن کربلا، در خور این ننگ نیست»
بخشهای پایانی این کنسرت، شکوه کلام خواجه عبدالله انصاری را با موسیقی درآمیخت. موومان چهارم با نام «آخرین شب مناجات» با شعر «تا با تو آشنا شدم، در جهان شیدا شدم/ نهان بودم و پیدا شدم، از حقایق جدا شدم» فضایی عرفانی به اثر بخشید. در نهایت، موومان پنجم با عنوان «روز عاشورا و شام غریبان»، ترکیبی از شعرهای «شیفتگان بشتابید/ وه نقد نزدیک است» خواجه عبدالله انصاری و همخوانی شعر «معراج انسان است امروز، یا غارت جان است امروز» اثر بیژن ترقی بود که با قدرت تمام توسط گروه کر و ارکستر اجرا شد و در پایان، تشویق ممتد تماشاگران برای چند دقیقه، خستگی تمرینهای فشرده و طولانی ارکستر را به پایان رساند.
پیچیدگی فنی و جایگاه خسوف در موسیقی معاصر
آهنگسازی و رهبری این اثر، فراتر از یک سفارش هنری ساده بود. محمدسعید شریفیان، خالق این اثر، نگاهی خودجوش به روایت عاشورا داشته است. آرش امینی عقیده دارد که که پیچیدگی نوتهای این اثر به گونهای است که بسیاری از رهبران ارکستر، آن را با آثار یوهان سباستیان باخ مقایسه کردهاند. اجرای چنین قطعهای با ارکستر ایرانی، چالشی تکنیکال بود که به گفته دستاندرکاران، با توانایی و تمرینهای بسیار فشرده نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران به نحو احسن مدیریت شد.
انتهای پیام/