بدون حتی یک سرمربی خارجی؛ لیگ برتر فوتبال در انحصار داخلیها/ فصل آزمون مربیان ایرانی با چاشنی تکرار و فرصت طلایی
بیستوششمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران در حالی از روز جمعه ۲۳ مردادماه آغاز خواهد شد که هیچ سرمربی خارجی رو نیمکت تیمها حضور نخواهد داشت و هدایت هر ۱۸ تیم لیگ برتر، بر عهده سرمربیان داخلی خواهد بود.
در حالی که فصل گذشته لیگ برتر با حضور دراگان اسکوچیچ و ریکاردو ساپینتو آغاز شده بود و مدتی بعد اوسمار ویرا هم به پرسپولیس پیوست، این فصل هیچیک از آنها در ایران حضور ندارند تا چه مدعیان قهرمانی و چه تیمهای وسطجدولی و پایینجدولی، با سرمربیان بومی کار خود را آغاز کنند. رویکردی که تا حدی ناشی از وقوع جنگ تحمیلی و مشکلات مالی باشگاهها هم هست و میتواند مزایا و معایب خاصی برای فوتبال ایران به همراه داشته باشد. البته شاید شاید مهمتر از نبود مربیان خارجی، اتفاقی باشد که روی نیمکتها در حال رخ دادن است؛ جایی که باز هم همان چهرههای همیشگی میان باشگاهها جابهجا شدهاند.
چرخه تکراری سرمربیان لیگ
بدون شک یکی از بزرگترین ضعفهای لیگ برتر فوتبال ایران در چند سال اخیر، چرخه تکراری سرمربیان لیگ است. کافی است تغییرات فصل جدید را بررسی کنیم: پیروز قربانی از فجر سپاسی جدا شد و هدایت آلومینیوم را برعهده گرفت تا رسول خطیبی که به دلیل نتایج ضعیف خود در فصل گذشته از هدایت مس رفسنجان کنار رفته بود، روی نیمکت فجر بنشیند. مهدی تارتار از گلگهر به پرسپولیس آمد تا مهدی رحمتی، سرمربی فصل قبل خیبر جانشینش در سیرجان شود. مجتبی حسینی هم که چند فصل در آلومینیوم حضور داشت، تصمیم گرفت با نساجی قرارداد ببندد تا اینگونه ۵ تیم از ۱۸ تیم لیگ از سرمربیان فصل گذشته دیگر تیمها بهره ببرند.
تیمهای ذوبآهن، پیکان و خیبر خرمآباد به ترتیب تصمیم گرفتند سکان هدایت خود را به ترتیب به عبدالله ویسی، ساکت الهامی و فراز کمالوند بسپارند تا بار دیگر از این سرمربیان باتجربه استفاده کنند. استقلال، استقلال خوزستان، تراکتور، چادرملو، سپاهان، شمسآذر، فولاد، ملوان و مس شهر بابک نیز تصمیم گرفتند با سرمربیان قبلی خود ادامه دهند. در این بین شاید جسورترین تیم لیگ را بتوان صنعت نفت آبادان دانست که هدایت خود را به محمد نوری سپرد تا نخستین تجربه سرمربیگری خود را در لیگ برتر تجربه کند.
بدین ترتیب اگر بخواهیم تعداد چهرههای جدید لیگ برتر را حساب کنیم، تنها به نامهای قاسم شهبا و محمد نوری بر خواهیم خورد. برای اینکه درک بهتری از این تعداد کم داشته باشیم، بهتر است مقایسه سادهای با لیگ برتر انگلیس داشته باشیم: این فصل در پریمیرلیگ، ۶ سرمربی برای نخستینبار در لیگ جزیره روی نیمکت خواهند نشست. در بوندسلیگا هم وضعیت مشابه است و ۶ سرمربی تازهکار خواهیم داشت. درست است که سطح کیفی این لیگها با لیگ ایران قابل مقایسه نیست، اما در هر صورت این اختلاف فاحش میتواند نشانهای از محافظهکاری تیمهای ایرانی در اعتماد به مربیان جوان و ایدههای تازه باشد؛ مسئلهای که چند سالی است به نتیجهگرایی صرف و فقر سرمربیان جوان منجر شده است.
آزمون بزرگ مربیان ایرانی برای اثبات عیار و تواناییها
باوجود اینکه نبود مربی خارجی ممکن است تا حدی به اُفت کیفیت لیگ و سطح فنی بازیها منجر شود، اما از سوی دیگر این اتفاق میتواند فرصتی طلایی برای مربیان ایرانی باشد. در حال حاضر بین ۱۸ چهره فصل جدید، تنها عبدالله ویسی سابقه قهرمانی در لیگ را دارد و سایرین هم به جز ساکت الهامی که قهرمانی جام حذفی را در کارنامه خود میبیند، افتخار در فوتبال باشگاهی ایران کسب نکردهاند.
با این حساب مربیان ایرانی حاضر در فصل جدید میتوانند از وضعیت رقابتی لیگ و جام حذفی در فصل پیشرو استفاده کنند و کارنامه مربیگری خود را سنگینتر از گذشته کنند. مربیانی، چون تارتار، ربیعی، نویدکیا، بختیاریزاده و حتی حسینی و قربانی قادر خواهند بود تا با ارائه بازیها و نتایج خوب، کیفیت فنی و توانایی خود را به رُخ بکشند و در صورت کسب جام و یا دستاوردهای درخشان، نام خود را حتی بهعنوان برترین سرمربی ایرانی مطرح کنند.
به عبارت دیگر این فرصتی است که این سرمربیان چندین سال است در انتظار آن هستند؛ یعنی اعتماد باشگاهها و فضا و فرصت مناسب برای آنکه تواناییها و استراتژیهای خود را نشان دهند. اگر این مربیان ادعای سطح فنی و کیفی قابل قبول دارند، بعید است چنین موقعیتی در فصل دیگری پیش بیاید که حضور خارجیها از هر زمان دیگری در لیگ کمرنگتر باشد. با این تفسیر میتوان فصل جدید را یک محک واقعی و آزمونی بزرگ برای سرمربیان ایرانی دانست تا علاوه بر ارتقای کارنامه فردی خود، فوتبال ایران را هم از ظهور یک سرمربی قابل اتکا برای هدایت تیم ملی در آینده نیز بهرهمند سازند.
انتهای پیام/