هادی اسماعیلی: تسهیم از مبدأ در ظرف فعلی سینمای ایران به ضد خود تبدیل میشود/ دولت باید رگولاتور باشد، نه مدیر گردش مالی سینما
هادی اسماعیلی در گفتوگو با میزان با اشاره به بیماری مزمن سینمای ایران تأکید کرد: طرح «تسهیم از مبدأ» اگر در شرایط درست و همراه با اصلاح آییننامههای اکران، قراردادهای صنفی و قواعد بازار اجرا نشود، نهتنها مسئلهای را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است لایههای تازهای از انحصار، لابیگری و تمرکز قدرت را در سینمای ایران تثبیت کند.
وی با تأکید بر اینکه اصل ایده تقسیم وجوه از مبدأ فروش بلیت در ذات خود اقدامی فنی و قابل دفاع است، تصریح کرد: اجرای این طرح در ساختار فعلی سینمای ایران، نهتنها به اصلاح زنجیره مالی نمیانجامد، بلکه میتواند به لایههای تازهای از انحصار، لابیگری و تمرکز قدرت منجر شود. به اعتقاد اسماعیلی، دولت باید صرفاً در سطح رگولاتوری هوشمند و تنظیمگری باقی بماند و ورود مستقیم حاکمیت به مدیریت گردش مالی، تعادل طبیعی بازار را برهم خواهد زد.
سینمای ایران؛ اسیر تکصدایی و مداخله مستقیم دولت
اسماعیلی با اشاره به بحران مزمن در زنجیره ارزش صنعت سینما، یکی از ریشههای اصلی این وضعیت را تکصدایی و تداخل نقشها دانست.
وی گفت: امروز با وضعیتی کاریکاتوری روبهرو هستیم که بخش مهمی از مدیریت و جریان تصمیمگیری در اختیار طیفی محدود از تهیهکنندگان و نهادهای صنفی قرار گرفته است. در چنین فضایی که توازن از بین رفته و به بخشهایی که نبض واقعی مخاطب را در اختیار دارند اعتماد نمیشود، سینما بیمار شده است.
این تحلیلگر سینمایی با رد این ادعا که سینماداران عامل تغییر ذائقه مخاطب هستند، افزود: سینمادار تنها ویترین عرضه است. تغییر ذائقه مخاطب به سمت گونههای خاص، محصول سیاستگذاریهای کلان سالهای اخیر است. وقتی بازار و فعالانِ متصل به مخاطب در تصمیمسازیها حضور واقعی ندارند، فیلمساز و تهیهکننده ناگزیر تنها از زاویه دید محدود خود به مسئله نگاه میکنند.
خطر غلبه پولهای غیرخصوصی بر اقتصاد سینما
یکی از محورهای صریح هادی اسماعیلی، نقد جدی به نظام تأمین مالی در سینمای ایران بود.
وی با بیانی قاطع اظهار کرد: بیش از ۹۰ درصد فیلمهای سینمای ایران با سرمایهگذاری بخش خصوصی واقعی ساخته نمیشوند، بلکه متکی به منابع دولتی، شبهدولتی و انواع دیگر پولهای غیرخصوصی هستند. در چنین ساختاری، تهیهکننده الزام واقعی برای پاسخگویی به بازار و دغدغه جدی برای فروش در گیشه ندارد. نتیجه طبیعی این روند، نابودی تدریجی اقتصاد سالم سینماست.
به اعتقاد وی، مسئله او دفاع از یک صنف خاص نیست، بلکه صیانت از کلیت موجودیت سینماست.
اسماعیلی هشدار داد که طرح تسهیم در این ظرف معیوب، میتواند قدرت تصمیمگیری را به سمت جبههای خاص سوق داده و نوعی «چولگی» (عدم توازن) در نقشه قدرت ایجاد کند.
دولت باید تنظیمگر باشد، نه مدیر گردش مالی
مدیرعامل سابق بهمن سبز با انتقاد از ورود مستقیم دولت به سازوکارهای مالی سینما گفت: تناقض عجیبی است؛ بسیاری از فعالان از اقتصاد آزاد دم میزنند، اما در موضوع تسهیم، از ورود مستقیم دولت به رابطه اقتصادی میان تهیهکننده، پخشکننده و سینمادار حمایت میکنند.
وی تأکید کرد: وقتی دولت تعیین میکند چه مقدار از درآمد به سینمادار، چه مقدار به تهیهکننده و چه میزان به پخشکننده برسد، عملاً در مناسبات اقتصادی بخش خصوصی مداخله کرده است. این رویکرد با اصول اقتصاد آزاد همخوانی ندارد. اگر هر یک از بازیگران مرتکب تخلف شوند، دولت ابزارهای قانونی برای نظارت دارد؛ بنابراین نیازی نیست حاکمیت وارد جزئیات قراردادهای اقتصادی شود.
اسماعیلی افزود: نقش دولت باید رگولاتوری باشد. هر زمان که حاکمیت در مدیریت درآمد یک صنعت ورود مستقیم کند، تعادل اکوسیستم بههم میخورد. در اقتصاد فرهنگ، سلامت سیستم زمانی تضمین میشود که میان آزادی رقابت، شفافیت مالی و حفظ حقوق ارکان صنعت توازن وجود داشته باشد.
تداخل نقشها؛ منشأ لابیهای خطرناک
مدیرعامل سابق بهمن سبز با اشاره به ضعف قوانین در زنجیره ارزش سینما، خاطرنشان کرد: برخلاف استانداردهای جهانی، در ایران یک فرد یا مجموعه میتواند همزمان تهیهکننده، پخشکننده، سینمادار و مالک پلتفرم باشد. همین تداخل نقشها، منشأ شکلگیری لابیهای قدرت در سینماست.
وی معتقد است که یکی از دلایلی که طرح تسهیم با شدتی کمسابقه مورد حمایت برخی جریانها قرار گرفته، همین شبکههای لابیگر است.
اسماعیلی گفت: وقتی طرحی در ظرف نادرست قرار بگیرد، سازوکار به سمت انحصار فنی حرکت میکند، اختیار از بازار سلب شده و پلتفرمها بهتدریج به بازوهای اجرایی یک سامانه متمرکز تبدیل میشوند.
شروطی برای تغییر مسیر؛ اصلاح آییننامه اکران و آزادسازی قراردادها
وی با یادآوری دوران حضور خود در شورای صنفی، دو شرط اساسی برای پذیرش هرگونه طرح اصلاحی مالی را مطرح کرد: اصلاح آییننامه اکران به نفع بازار آزاد و تفاهم دوجانبه میان سینمادار و پخشکننده.
مدیرعامل سابق بهمن سبز گفت: چرا باید برای همه فیلمها نسخه واحد پیچیده شود؟ منطق بازار اقتضای انعطاف دارد. یکی از شروط موفقیت، آزادسازی قراردادهاست. سینمادار باید بتواند بر اساس توافق دوجانبه درباره سهم درآمدی تصمیم بگیرد، نه اینکه نرخهای ثابتی را از بالا تحمیل کنند. اگر فیلمی در دو روز نخست استقبال نشد، سینمادار باید اختیار تغییر وضعیت اکران را داشته باشد.
ضرورت مواجهه با رقابت واقعی و کیفیتگرایی
اسماعیلی در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع اکران فیلمهای خارجی پرداخت و آن را ناشی از ملاحظهکاری مدیریتی دانست و گفت: اگر سینمای ایران میخواهد با بازار جهانی نسبت برقرار کند، نباید از رقابت بترسد. البته مانع اصلی رشد سینما، فیلم خارجی نیست؛ بلکه کیفیت پایین بخش قابل توجهی از تولیدات داخلی است. وقتی سالانه نزدیک به ۱۰۰ فیلم ساخته میشود، اما تعداد آثار مؤثر و قابلدفاع بسیار محدود است، مشکل را نباید به عوامل بیرونی نسبت داد.
وی تصریح کرد: سینمای ایران با ضعف جدی در فیلمنامه، بازیگری و کارگردانی روبهرو است. مسئله امروز سینمای ایران کمبود سازوکارهای انحصاری تازه نیست، بلکه کمبود فیلمهای خوب و نظام تنظیمگری درست است.
جمعبندی: ایدهای درست در کالبدی بیمار
اسماعیلی در نهایت با جمعبندی نظرات خود گفت: همه مزایایی که درباره طرح تسهیم مطرح میشود، در سطح فنی درست است، اما مسئله اینجاست که دوستان از زاویه اشتباهی به ماجرا نگاه میکنند. سینمای ایران با یک بیماری مزمن ساختاری دستوپنج نرم میکند و طرح تسهیم، هرچند از نظر فنی درست، در بستر فعلی نهتنها درمان نیست، بلکه میتواند بیماری را تشدید کند.
وی در پایان تأکید کرد: اگر حاکمیت بهجای ورود به جزئیات مالی، بر نقش تنظیمگرانه خود متمرکز شود و دسترسی برابر به بازار را برای همه فراهم آورد، طرحهایی مانند تسهیم میتوانند به ابزاری برای سلامت اقتصادی تبدیل شوند. در غیر این صورت، این طرح صرفاً ظرفی تازه برای تزریق همان بیماریهای پیشین در رگهای نحیف سینمای ایران خواهد بود.
انتهای پیام/