چرخه تولید علم زیر آوار اقتصاد/ترمیم حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاهها همچنان معطل...
سالهاست که در محافل دانشگاهی و جلسات صنفی و حتی دولتی یک پرسش تکراری مطرح میشود: چرا بهترین ذهنهای علمی کشور، دانشگاه را ترک میکنند؟ پاسخ شاید به موضوع انشا سالهای ابتدایی تحصیل باز میگردد: علم بهتر است یا ثروت؟ آن روزها یادمان دادند بنویسم علم، اما قاعده جز این بود. ثروت! این درست داستان استادی است که سالها برای رسیدن به جایگاه علمی خود تلاش کرده، نظام از منابع دولتی برای دستیابی او به مراتب بالای علمی هزینه کرده، اما اکنون در کرسی هیئت علمی دانشگاه ناچار میشود میان عشق به تدریس و تأمین هزینههای زندگی، یکی را انتخاب کند.
شاید تصور کنید استاد دانشگاه در جایگاه والای علمی خود، از امنیت اقتصادی برخوردار است. اما آمارها روایت دیگری دارند. احمدرضا روشن، معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، ارقامی را مطرح میکند که در نگاه اول شوکهکننده است: یک استاد تازه وارد در آلمان ماهانه ۶ هزار و ۱۳۶ دلار دریافت میکند؛ در امارات ۲ هزار و ۸۳۲ دلار؛ در ژاپن ۳ هزار و ۶۱۶ دلار؛ و در مالزی یکهزار و ۲۲۴ دلار.
حالا تصور کنید همین استاد، با مدرک دکتری از بهترین دانشگاههای جهان، در ایران ماهانه حدود ۳۵ میلیون تومان حقوق بگیرد. ارقامی که اگر دلار را ۱۵۰ هزار تومان در نظر بگیریم، حکایت از فاصلهای نجومی دارد: ۹۲۰ میلیون تومان در آلمان، در برابر ۳۵ میلیون تومان در ایران.
فاصله میان این دو عدد تنها ارقام و اعداد نیستند بلکه حکایتی است تلخ از سالها تلاش و هزینههایی که نظام آموزشی برای تربیت هر نخبه صرف کرده؛ سرمایههایی که اکنون در حال فرار از مرزهای علمی کشور هستند. رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران بارها بر اهمیت علم تاکید موکد داشتند و جمله معروف ایشان هرگز از یادها نمیرود؛ «العلم سلطان»
روایت شریف؛ دانشگاهی که خالی میشود
مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف از روزهایی میگوید که این مرکز علمی ۴۶۷ عضو هیئت علمی داشت. امروز، اما این عدد به کمتر از ۴۰۰ نفر رسیده است. نه اینکه استادان بازنشسته شده باشند و جایگزینی برای آنها پیدا نشده؛ بلکه قصه پیچیدهتر از این حرفهاست.
تجریشی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری میزان به این نکته تاکید میکند که با وجود جذب ۸۰ تا ۹۰ عضو جدید هیئت علمی در دهه اخیر، تعداد استادان شریف همچنان رو به کاهش است.
قصه از جایی تلختر میشود که میگوید: «فارغ التحصیلان مستعد داخلی که از توان علمی لازم برخوردارند، به دلیل پایین بودن حقوق، تمایلی به حضور در دانشگاه ندارند.»
وی در ادامه میگوید: سال گذشته حقوق یک عضو تازه وارد حدود ۲۵ میلیون تومان بود، در حالی که همین افراد در شرکتهای خصوصی، ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند. استادی که باید تمام وقت در دانشگاه باشد، مقاله بنویسد، قراردادهای پژوهشی ببندد، با صنعت ارتباط داشته باشد و دروس جدید ارائه دهد، یک چهارم بخش خصوصی درآمد دارد. دیگر چه انگیزهای برای ماندن در دانشگاه برایش باقی میماند؟
وسوسه ۱۵ برابری متخصصان ایرانی
رقابت برای جذب نخبگان ایرانی، به کشورهای همسایه رسیده است. رئیس دانشگاه صنعتی شریف از کشورهایی مانند قطر و ترکیه میگوید که برای جذب متخصصان ایرانی، حقوقهایی تا بیش از ۱۵ برابر پرداخت میکنند. نخبگانی که با وجود عشق به میهن، معتقدند با حقوق فعلی حتی نمیتوانند هزینههای اولیه زندگی مانند اجاره مسکن خود را تأمین کنند.
تجریشی این رقابت در منطقه را بسیار جدی و خطرناک توصیف کرده و میگوید: «وقتی فردی احساس کند میتواند با یک یا دو سال فعالیت در خارج از کشور، هم درآمد مناسبتری داشته باشد و هم از امکانات پژوهشی بهتر بهرهمند شود، طبیعی است که به مهاجرت فکر کند.»

جنگ امروز، جنگ فناوری
شاید برخی فکر کنند کاهش تعداد استادان، صرفاً یک مسئله صنفی است. اما مسعود تجریشی که عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران نیز هست نگاه عمیقتری به این موضوع دارد. وی با اشاره به شرایط ژئوپولیتیک کشور، تاکید میکند: «جنگهای دنیای امروز، جنگ فناوری است. اگر کشوری بخواهد توان دفاعی خود را ارتقا دهد، به متخصصان برجسته در حوزههای فناوری نیاز دارد.»
وی به مقایسه جالب توجهی اشاره میکند: «سال گذشته حقوق برخی استادان ۲۵ میلیون تومان بود؛ رقمی که حتی از دستمزد برخی مشاغل ساده نیز کمتر بود. چطور که علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در یکی از جلسات اعلام کرد به کارگران افغان شهرداری به عنوان پاکبان حدود ۲۷ میلیون تومان حقوق پرداخت میشود.»
با چنین شرایطی، چگونه میتوان انتظار داشت دانشگاهها با کمبود عضو هیئت علمی مواجه نشوند؟ چگونه میتوان به مرجعیت علمی در منطقه رسید؟
آینده در هالهای از ابهام
رئیس دانشگاه صنعتی شریف نگران آیندهای است که شاید اکنون نشانههایش پنهان است و در سالهای آتی، گریبانگیر کشور خواهد شد. وی تصریح میکند: «در برخی رشتههای راهبردی در دانشگاه صنعتی شریف، به جای پنج عضو هیئت علمی، تنها یک نفر باقی مانده و آن یک نفر هم در آستانه بازنشستگی قرار دارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، لزوماً همه استادان مهاجرت نخواهند کرد، اما بخش خصوصی با پرداخت حقوق بالاتر، نیروهای متخصص را جذب خواهد کرد و انگیزهای برای ماندن در دانشگاه باقی نخواهد ماند.»
تجریشی از نحوه طرح موضوع حقوق استادان در فضای عمومی نیز انتقاد کرده و میگوید: «این مسئله با بیتدبیری در سطح جامعه مطرح شد. در هیچ کشوری جزئیات این مسائل به این شکل در افکار عمومی مطرح نمیشود.»
به گفته این استاد برجسته دانشگاه، امروز بسیاری از مدیران بخش خصوصی تنها با حضور در چند جلسه، درآمدی بیش از حقوق ماهانه یک استاد دانشگاه دارند؛ استادی که از بهترین دانشگاههای کشور یا جهان فارغالتحصیل شده و تمام وقت در دانشگاه فعالیت میکند.
امید در سایه وعدهها
در میانه این بحران، برخی وعدهها امیدوارکننده به نظر میرسند. چنانچه علیرضا منادی سفیدان رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی، به خبرنگار خبرگزاری میزان گفت: «مصوبه ترمیم حقوق اعضای هیئت علمی انجام شده و اعمال نیز شده است. تنها یکسری گرهها باقی مانده که در آستانه حل شدن است؛ و به هیچ وجه جای نگرانی در این خصوص وجود ندارد.»
محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور، نیز چندی پیش با انتقاد از وضعیت بودجه دانشگاهها هشدار داد که ادامه این روند میتواند به مهاجرت بیشتر استادان منجر شود. او با اشاره به بودجه ۶۰ میلیون دلاری دانشگاه تهران برای ۴۵ هزار دانشجو و ۲ هزار و ۵۰۰ عضو هیئت علمی، این وضعیت را «واقعاً شوخی» توصیف کرد.
اما در آخرین پیگیریها رئیس جمهور مسعود پزشکیان در نشست با جمعی از روسای دانشگاههای سطح یک کشور، پس از طرح گلایه رؤسای دانشگاهها درباره تأخیر در پرداخت حقوق اعضای هیئت علمی، بلافاصله با رئیس سازمان برنامه و بودجه تماس گرفت و با انتقاد از این وضعیت گفت: ۱۰ روز حقوق اعضای هیئت علمی را پرداخت نکردهاند؛ این واقعاً قابل قبول نیست... باید مدیریت کنید و کاری کنید که اساتید بیش از این ناراضی نشوند.
نیروی انسانی مهمترین دارایی کشور
کارشناسان معتقدند بازنگری در نظام پرداخت اعضای هیئت علمی، هزینه نیست، بلکه سرمایهگذاری روی مهمترین دارایی دانشگاه یعنی نیروی انسانی متخصص است. دانشگاهی که نتواند امنیت اقتصادی استادان خود را تأمین کند، در حفظ نخبگان، تولید علم، تربیت نیروی متخصص و رقابت علمی با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد.
بدون تردید مسیر توسعه و ساختن کشور، بدون نخبگان علمی که سرمایههای تکرار نشدنی زمانه خود هستند، میسر نخواهد بود. پس دیگر وقت آن رسیده که این پرسش اساسی را مدام با خود تکرار کنیم: چگونه میتوان شرایطی فراهم کرد که ماندن در دانشگاه یک انتخاب آگاهانه و منطقی برای اعضای هیئت علمی دانشگاهها تلقی شود؟
انتهای پیام/