بررسی حقوقی الگوی هدفمند تخریب محیط زیست در تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران
در جنگهای مدرن قرن بیستویکم، محیط زیست دیگر قربانی جانبی و تصادفی درگیریها نیست، بلکه بهدلیل پیشرفتهای چشمگیر در فناوریهای نظامی، به یکی از میدانهای اصلی تخریب تبدیل شده است؛ سلاحهای دقیق هدایتشونده، بمبهای سنگرشکن، موشکهای دوربرد و مهمات با قدرت انفجاری بالا، امکان هدفگیری محیط زیست و زیرساختهای حیاتی را با دقت و مقیاس بیسابقهای فراهم کردهاند.
این فناوریها اگرچه گاه با ادعای کاهش تلفات غیرنظامی توجیه میشوند، در عمل ظرفیت بینظیری برای ایجاد آلودگیهای گسترده، پایدار و فرامرزی دارند؛ آتشسوزیهای کنترلناپذیر در تاسیسات نفتی و شیمیایی، آزاد شدن فلزات سنگین و مواد سمی از مهمات، آلودگی آبهای زیرزمینی و سطحی، آسیب به اکوسیستمهای دریایی و انتشار گازهای گلخانهای عظیم، همگی پیامدهای مستقیم استفاده از این فناوریها هستند.
برخلاف جنگهای کلاسیک که تخریب محیط زیست اغلب نتیجه جانبی نبردهای زمینی بود، جنگهای امروزی با تکیه بر قدرت هوایی و سایبری، قادرند در مدت کوتاهی خسارات زیستمحیطی چنددههای بر جای بگذارند.
تجاوز نظامی آمریکا به ایران در سال ۲۰۲۶ نمونهای آشکار از این الگو است؛ در این تجاوز نظامی، حملههای هدفمند به انبارهای نفت، پالایشگاهها، تاسیسات انرژی، مخازن آب و سایتهای هستهای، نهتنها زیرساختهای نظامی بلکه پایههای زیستمحیطی و معیشتی کشور را نشانه گرفت.
گزارشهای نهادهای مستقل مانند دیدهبان حقوق بشر و رصدخانه منازعه و محیط زیست CEOBS نشان میدهند که آتشسوزیهای گسترده ناشی از حملهها به تاسیسات نفتی اطراف تهران، منجر به انتشار دود سمی، باران سیاه اسیدی و آلودگی خاک و هوا در مقیاس وسیع شد؛ پدیدهای که مستقیما سلامت میلیونها شهروند را تهدید کرد.
آسیب به منابع آب در شرایط خشکسالی جهانی، لکههای نفتی در خلیج فارس و خطر آلودگی رادیواکتیو از تاسیسات هستهای، همگی نشاندهنده الگویی است که در آن محیط زیست بهعنوان ابزار فشار مورد هدف قرار گرفته است.
آمریکا در این تجاوز نظامی، با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته نظامی، آسیب به محیط زیست را نه بهعنوان پیامد اجتنابناپذیر، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد کلی دنبال کرده است؛ تهدیدهای علنی به هدف قرار دادن تاسیسات آبشیرینکن و زیرساختهای انرژی غیرنظامی، همراه با اجرای عملی حملهها به انبارهای نفت و مخازن آب، حاکی از انتخاب آگاهانه اهدافی است که بیشترین آسیب بلندمدت زیستمحیطی و انسانی را ایجاد میکنند.
این رویکرد آمریکا در چارچوب جنگهای مدرن، محیط زیست را به میدان نبرد تبدیل کرده و پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران، اکوسیستمهای منطقهای و حتی اقلیم جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد.
نمونههای حملههای مستقیم و غیرمستقیم آمریکا و خسارتهای زیستمحیطی
در حالی که حملههای مستقیم آمریکا خسارتهای زیستمحیطی ایجاد کردهاند، حملههای غیرمستقیم آن نیز از طریق اختلال در حملونقل دریایی، آتشسوزیهای گسترده و آلودگی ثانویه رخ داده است.
حملهها به انبارها و تاسیسات نفتی بهعنوان نمونه برجسته محکومشده بینالمللی: در ۷ و ۸ مارس ۲۰۲۶ (۱۶ و ۱۷ اسفند ۱۴۰۴)، حملههای هوایی به ۴ تاسیسات نفتی در اطراف تهران ازجمله انبار نفت اقدسیه و شهران، پالایشگاه تهران و انبار نفت کرج منجر به آتشسوزیهای بزرگ و مداوم شد.
ستونهای دود سیاه سمی بر فراز شهر شکل گرفت و باران سیاه سمی بر مناطق پرجمعیت بارید؛ سازمان حفاظت محیط زیست ایران و هلال احمر ساکنان را به ماندن در خانه توصیه کردند.
برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) و سازمان جهانی بهداشت هم هشدار دادند که دود حاوی مونوکسید کربن، دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، ترکیبات آلی فرار، دوده و فلزات سنگین است که میتواند باعث تحریک چشم و پوست، مشکلات تنفسی و خطرات بلندمدت سرطانی شود.
دیدهبان حقوق بشر این حملهها را بهدلیل آسیب قابلپیشبینی به غیرنظامیان و محیط زیست، جنایت جنگی احتمالی توصیف و آنها را در سطح بینالمللی محکوم کرد؛ آتشسوزیها روزها ادامه و آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی را نیز درپی داشت.
حملهها به تاسیسات هستهای: حملههای آمریکا به مراکز هستهای صلحآمیز نطنز، فردو و اصفهان و همچنین نیروگاه هستهای بوشهر و تاسیسات سایت در حال ساخت نیروگاه هستهای دارخوین نگرانیهایی درباره نشت احتمالی مواد رادیواکتیو ایجاد کرد.
هرچند آژانس بینالمللی انرژی اتمی در موارد اولیه افزایش سطح تشعشعات خارج از سایت را گزارش نکرد، با وجود این، آسیب به ورودیها و زیرساختها، خطر آلودگی آینده در صورت آسیب به سیستمهای ایمنی را افزایش داده است؛ حمله به تاسیسات حاوی مواد خطرناک، حتی بدون نشت فوری، ریسک زیستمحیطی بلندمدت دارد.
آسیب به زیرساختهای آبی: در ژوئن ۲۰۲۶، گزارشهایی از آسیب به مخازن ذخیره آب آشامیدنی در منطقه بمانی نزدیک تنگه هرمز منتشر شد؛ تصاویر نشاندهنده آسیب ناشی از بمبهای دقیق آمریکایی (مانند سری GBU-۳۹) بود؛ این حملهها در شرایط خشکسالی تاریخی، دسترسی به آب را برای هزاران نفر مختل کرد و کارشناسان آن را احتمالا جنایت جنگی دانستند، زیرا مخازن آب غیرنظامی محسوب میشوند.
آلودگی دریایی و خلیج فارس: حملهها به تاسیسات ساحلی، کشتیها و اختلال در ترافیک تنگه هرمز منجر به لکههای نفتی شد؛ یکی از لکهها در نزدیکی جزیره خارک حدود ۲۰ مایل مربع وسعت داشت و دیگری سواحل ذخیره طبیعی شیدور، زیستگاه مرجانها و گونههای در خطر را آلوده کرد؛ غرق شدن کشتیهای نظامی یا تجاری نیز آلودگی دریایی ایجاد کرد.
تانکرهای بزرگ نفتی گرفتار در خلیج فارس هم خطر نشت گسترده را افزایش داد؛ این آلودگی اکوسیستمهای مرجانی، مانگروها (جنگلهای حرا) و علفهای دریایی را تهدید میکند.
آلودگی از سایتهای نظامی و مهمات: براساس ارزیابی رصدخانه منازعه و محیط زیست، از حدود ۳۰۰ محل حادثه، بیش از ۲۳۰ مورد پتانسیل آسیب زیستمحیطی داشتند؛ این شامل آلودگی از سوختها، روغنها، فلزات سنگین، ترکیبات انفجاری و مواد PFAS (مواد شیمیایی ماندگار) است؛ آتشسوزیها دیوکسین و فوران آزاد کردند.
تعداد بالای بمبهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و انتشار گازهای گلخانهای قابل توجه بود؛ برآوردها نشان میدهد فقط در ۱۴ روز اول بیش از ۵ میلیون تن معادل دیاکسید کربن منتشر شده است.
تاثیرهای غیرمستقیم و زنجیرهای هم عبارتند از: آسیب به کشاورزی و حیاتوحش ازجمله گزارش مرگ غزالها در خارک، آلودگی هوا و باران اسیدی که به مناطق دورتر منتقل شد، اختلال در سیستمهای آب و فاضلاب که آلودگی ثانویه ایجاد میکند و افزایش فشار بر منابع آب و خاک که از قبل تحت فشار خشکسالی بودند.
این خسارتها نهتنها محلی، بلکه فرامرزی بوده و سلامت میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داده است.
- بیشتر بخوانید:
- جنایتهای ائتلاف صهیونیستی - آمریکایی در حمله به غیرنظامیان و تاسیسات نفتی و پالایشگاههای ایران
- دیدهبان حقوق بشر: حملههای رژیم صهیونیستی به ۴ انبار نفت تهران جنایت جنگی است
بررسی حقوقی تجاوز نظامی آمریکا به محیط زیست ایران
از منظر حقوق بینالملل، آسیبهای زیستمحیطی ناشی از این حملهها در چارچوب حقوق مخاصمات مسلحانه (IHL) و اصول کلی حقوق بینالملل محیط زیست قابل بررسی است.
قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی
اصل تفکیک و اهداف نظامی: طبق ماده ۵۲ پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷، تاسیسات نفتی یا آبی تنها در صورتی هدف نظامی مشروع هستند که سهم موثری در اقدام نظامی داشته باشند؛ بسیاری از تحلیلها ازجمله تحلیل دیدهبان حقوق بشر استدلال میکنند که هدف قرار دادن تاسیسات عمدتا غیرنظامی یا دومنظوره بدون اثبات این شرایط، غیرقانونی است.
اصل تناسب: حتی اگر هدف نظامی باشد، حمله نباید آسیب مورد انتظار به غیرنظامیان و محیط زیست بیش از مزیت نظامی پیشبینیشده باشد؛ براساس راهنمای کمیته بینالمللی صلیب سرخ، آسیبهای بازتابی (reverberating effects) مانند آلودگی بلندمدت آب و خاک باید در نظر گرفته شود.
حمایت از محیط زیست: مواد ۳۵ (۳) و ۵۵ پروتکل اول، روشها یا وسایل جنگی را که انتظار میرود آسیب گسترده، بلندمدت و شدید به محیط طبیعی وارد کنند، ممنوع میکنند؛ حمله به تاسیسات نفتی که منجر به آتشسوزیهای مداوم و باران سیاه میشود، میتواند مشمول این ممنوعیت باشد.
اشیا ضروری برای بقا: حمله به مخازن آب یا تاسیسات انرژی که برای بقای غیرنظامیان ضروریاند، ممنوع است.
حمله به تاسیسات هستهای
ماده ۵۶ پروتکل اول حمله به تاسیسات حاوی نیروهای خطرناک ازجمله نیروگاههای هستهای را حتی اگر هدف نظامی باشند، در صورتی که خطر آزاد شدن نیروهای خطرناک و خسارتهای شدید به غیرنظامیان وجود داشته باشد، ممنوع میکند؛ کارشناسان سازمان ملل این حملهها را ناقض این قاعده دانستهاند.
مسئولیت بینالمللی و جنایت جنگی
اگر حملهها عامدانه یا با بیاحتیاطی شدید آسیب نامتناسب به محیط زیست و غیرنظامیان وارد کرده باشند، میتوانند جنایت جنگی محسوب شوند؛ دیدهبان حقوق بشر و کارشناسان مستقل چنین ارزیابیهایی ارائه دادهاند؛ علاوه بر این، اصل مسئولیت دولتها برای اعمال متخلفانه بینالمللی براساس طرح کمیسیون حقوق بینالملل میتواند مبنای جبران خسارت زیستمحیطی باشد.
حقوق محیط زیست بینالمللی
اگرچه معاهدههای خاصی مانند کنوانسیون منع استفاده نظامی از تکنیکهای تغییر محیط زیست (ENMOD) وجود دارد، اما قواعد عرفی و اصولی مانند اصل احتیاط و ممنوعیت آسیب فرامرزی نیز قابل اعمالاند؛ برخی تحلیلها مفهوم «اکوساید» را مطرح کردهاند، هرچند هنوز بهطور کامل در حقوق کیفری بینالمللی پذیرفته نشده است.
آسیبهای زیست محیطی خطری گسترده
اگرچه نبود سازوکارهای قوی اجرای حقوق محیط زیست در زمان جنگ و حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت، پیگیری مسئولیت را دشوار میکند؛ با وجود این، گزارشهای نهادهای مستقل و سازمانهای حقوق بشری پایهای برای مستندسازی و پیگیری آینده فراهم کردهاند.
از نظر حقوقی، بسیاری از این حملهها با اصول تفکیک، تناسب و حمایت از محیط زیست در حقوق مخاصمات مسلحانه در تعارضاند و میتوانند مبنای مسئولیت بینالمللی و اتهام جنایت جنگی باشند.
انتهای پیام/