از حذف باتجربهها تا ابهام در هدفگذاری؛ والیبال ایران به کجا میرود؟
در شرایطی که نتایج تیم ملی والیبال ایران در رقابتهای اخیر با نارضایتی گسترده هواداران همراه شده، بخشی از انتقادها متوجه نحوه مدیریت فدراسیون و اظهارات میلاد تقوی، رئیس فدراسیون والیبال است.
بسیاری از علاقمندان به تیم ملی والیبال معتقدند فاصله میان وعدهها و واقعیتهای موجود، به یکی از مهمترین عوامل بیاعتمادی و ناامیدی در فضای این رشته تبدیل شده است.
یکی از نخستین پرسشهایی که همچنان بیپاسخ مانده، مربوط به وعدههایی است که سال گذشته درباره اضافه شدن روانشناس به مجموعه تیم ملی مطرح شد. با وجود تأکید قبلی بر اهمیت مسائل ذهنی و روانی بازیکنان در رقابتهای سنگین بینالمللی، هنوز مشخص نیست این وعده به چه مرحلهای رسیده است.
از سوی دیگر، تکرار این گزاره که «لیگ ملتها هدف اصلی ما نیست» نیز با واکنش منفی هواداران روبهرو شده است. این در حالیست که بسیاری باور دارند حتی اگر لیگ ملتها هدف نهایی هم نباشد، نمیتوان از اهمیت آن در ارزیابی سطح فنی تیم ملی، بهبود رنکینگ جهانی و ایجاد امید در میان مردم چشمپوشی کرد. پرسش اصلی اینجاست که اگر لیگ ملتها هدف نیست، آیا رنکینگ جهانی هم اهمیتی ندارد؟ آیا صعود به مرحله نهایی این رقابتها، دستکم نمیتوانست نشانهای از پیشرفت و بازگشت والیبال ایران به جایگاه قابل قبول گذشته باشد؟
همچنین صحبت از اهداف بزرگی مانند قهرمانی جهان یا موفقیت در المپیک، زمانی معنا پیدا میکند که تیم ملی ابتدا در رقابتهای جاری و در دسترس، نشانههای روشنی از رشد و ثبات ارائه دهد. در شرایط فعلی، بسیاری از هواداران حتی صعود به مرحله نهایی لیگ ملتها را نیز یک موفقیت مهم و امیدبخش میدانند؛ موفقیتی که میتوانست بخشی از نگرانیهای موجود را کاهش دهد.
بخش دیگری از انتقادها به مدیریت منابع انسانی و ترکیب تیم ملی بازمیگردد. در اظهارات اخیر، بهصورت تلویحی اینطور عنوان شده که برخی بازیکنان، تیم ملی را در حد باشگاه هم جدی نمیگیرند، اما در مقابل، این سؤال مهم مطرح میشود که چرا بازیکنان باتجربه و اثرگذار گذشته، بهتدریج از تیم کنار گذاشته شدند؛ بازیکنانی که میتوانستند در رختکن نقش بزرگتر، رهبر و عامل بازدارنده در برابر بیانضباطی یا کمتعهدی احتمالی را ایفا کنند. حذف شتابزده چهرههای باتجربه مانند میلاد عبادیپور، محمدطاهر وادی و جواد کریمی بدون فراهم کردن جایگزین مناسب، یکی از اشتباهات مهمی بوده که امروز آثار آن در ساختار تیم بهوضوح دیده میشود.
در مجموع، آنچه امروز بیش از هر چیز موجب ناراحتی هواداران شده، فقط نتایج ضعیف نیست؛ بلکه نبود شفافیت، تکرار وعدههای بیسرانجام و نبود چشماندازی روشن برای بازگشت تیم ملی به روزهای خوب گذشته است.
والیبال ایران سالها برای رسیدن به اعتبار و جایگاه امروز هزینه داده بود، اما حالا همان سرمایه با تصمیمهای ضعیف و پاسخهای غیرقانعکننده در حال هدر رفتن است. فدراسیون اگر واقعاً نگران آینده این رشته است، باید از پشت جملات کلیشهای بیرون بیاید و صادقانه توضیح دهد که
- چرا وعدهها عملی نمیشوند؟
- چرا تیم ملی از نظر فنی و روحی اینقدر افت کرده است؟
- چرا برای حفظ ستونهای تیم و انتقال تجربه برنامهای وجود نداشت؟
- چرا رقبای ما آمادهتر و منسجمتر از ما وارد میدان میشوند؟
- و مهمتر از همه، چه کسی قرار است مسئول این عقبگرد آشکار باشد؟
انتهای پیام/