نگاه قائد شهید امت به زبان فارسی تاریخی، فرهنگی و تعاملی بود
طبق اعلام روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست «بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید» یکشنبه (۲۱ تیر ۱۴۰۵) با حضور محمد حسن مقیسه و اسماعیل امینی در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
زبان فارسی یکی از مهمترین ارکان هویت ایرانی است
در ابتدای این نشست اسماعیل امینی با بیان اینکه موضوع زبان فارسی از آن دسته موضوعاتی است که به دلیل نزدیکی و انس همه ما با آن، بیش از بسیاری از موضوعات دیگر در معرض سوءبرداشت و سوءتفاهم قرار گرفته است، گفت: معمولا تصور میکنیم، چون در زندگی روزمره به زبان فارسی سخن میگوییم، مینویسیم و مطالعه میکنیم، پس آن را بهخوبی میشناسیم و درباره آن صاحبنظر هستیم. این مسئله در زبان ترکی شدیدتر است، چرا که برخی احساس میکنند در جایگاه یک اقلیت قرار دارند و به محض آنکه مطلبی به زبان ترکی نوشته شود با حساسیت و گاه عصبانیت نسبت به آن اظهار نظر میکنند. صرف استفاده روزمره از زبان فارسی به معنای شناخت علمی آن نیست.
وی با اشاره به اینکه مباحث مربوط به زبان فارسی با سیاست آمیخته شد و این مسئله آسیبهای فراوانی به این حوزه وارد کرد، ادامه داد: در دورهای تلاش شد تقابل میان زبان فارسی و هویت دینی یا میان زبان فارسی و زبان عربی برجسته شود. این بجز ایران در کشورهای دیگری نیز رخ داد.
این شاعر با بیان اینکه پاسخ دقیقی برای زمان آغاز زبان فارسی وجود ندارد، گفت: زبان مانند دیگر پدیدههای اجتماعی بهتدریج شکل میگیرد و قوام پیدا میکند. در قرون نخستین پس از اسلام، ایران فاقد یک زبان مشترک ملی بود. هر قوم به زبان یا گویش خود سخن میگفت، اما زبان دیوانی، اداری، مکاتبات رسمی، آموزش و بخش عمده آثار علمی، زبان عربی بود.
امینی ادامه داد: یکی از شگفتیهای آن دوران این است که اگر کسی اثری علمی به زبان فارسی مینوشت، گاه با مخالفت روبهرو میشد. آنان معتقد بودند زبان فارسی ظرفیت نگارش متون علمی را ندارد. شعر فارسی نیز در آغاز با همین نگاه مواجه بود و سرودن شعر به زبان عربی فضیلتی علمی و فرهنگی محسوب میشد. حتی برخی دانشمندان به زبان یونانی مینوشتند، اما حاضر نبودند آثار علمی خود را به فارسی بنویسند چرا که آن را در شان فضای علمی نمیدانستند.
نویسنده «فنون شعر بیاموزیم» اضافه کرد: امروز نیز تا حدی شاهد تکرار همان وضعیت هستیم. اگر استادی مقالهای به زبان انگلیسی یا فرانسه منتشر کند، گاه فاضلتر از کسی تلقی میشود که همان اثر را به زبان فارسی نوشته است. حتی در گفتوگوهای علمی نیز نقل قول از متون انگلیسی یا عربی، گاه اعتبار بیشتری نسبت به استناد به متون فارسی پیدا کرده است.
امینی در ادامه با بیان اینکه در چنین فضایی گروهی از اندیشمندان دریافتند که جدالهای شعوبیگری و تقابل هویت ایرانی و هویت اسلامی بی فایده است، گفت: در چنین شرایطی جامعه ایران هویت اسلامی خود را پذیرفته و بهترین راه خدمت به زبان فارسی، تولید متن و نشان دادن تواناییهای این زبان است؛ بنابراین آثاری به زبان فارسی پدید آمد که بخشی از آنها روایتهای برجا مانده از ایران پیش از اسلام و بخشی ترجمه، تفسیر قرآن کریم و برگردان آثار مهم عربی و پهلوی به فارسی بود. این جریان بهتدریج زمینه را فراهم کرد تا با ظهور شاعران بزرگی، چون رودکی و پس از او دیگر شاعران و نویسندگان، زبان فارسی به عنوان یک زبان مکتوب مشترک ملی تثبیت شود و دیگر تنها تکیهگاه علمی و اداری جامعه، زبان عربی نباشد.
نویسنده کتاب «لبخند سعدی» همچنین به مهمترین آثار به زبان فارسی در سدههای نخستین اشاره کرد و ادامه داد: با ظهور بلعمی که «تاریخ طبری» و «تفسیر طبری» را به فارسی برگرداند و سپس فردوسی و دیگر بزرگان ادب فارسی این مسیر را مستحکم کردند. آنها پیشینه گستردهای در اختیار نداشتند و آثار مکتوب فارسی بهویژه در حوزه شعر کم بود، اما از روزگار رودکی به بعد این جریان انسجام بیشتری پیدا کرد و دیگران نیز جرات یافتند به زبان فارسی بنویسند؛ بنابراین زبان فارسی در روندی طبیعی به زبان مشترک ملی ایرانیان تبدیل شد و در کنار حفظ زبانها و گویشهای محلی نقش پیونددهنده اقوام ایرانی را بر عهده گرفت.
وی با بیان اینکه از منظر علمی هیچیک از زبانهای مکتوب زبان طبیعی محسوب نمیشوند، گفت: زبان طبیعی همان زبانی است که انسان آن را در خانواده از مادر و محیط پیرامون خود میآموزد و به همان شکل سخن میگوید. همه افراد زبان گفتاری را میدانند، اما همه الزاماً در زبان نوشتاری مهارت ندارند، زیرا زبان نوشتاری آموختنی است و باید در مدرسه و از طریق آموزش رسمی یاد گرفته شود. به همین دلیل بهویژه در ملتهای بزرگ زبان مکتوب متعلق به هیچ قوم خاصی نیست. این ادعا که زبان فردوسی یا زبان ادبیات کلاسیک فارسی زبان یک قوم بوده از نظر علمی نادرست است.
شاعر کتاب «عشق و مدرسه» با بیان اینکه زبان فارسی یکی از مهمترین ارکان هویت ایرانی است، اضافه کرد: هر ایرانی فارغ از اینکه در خانه یا منطقه خود به چه زبان یا گویشی حرف میزند، با زبان فارسی به میراث مشترک فرهنگی خود دسترسی پیدا میکند؛ میتواند شاهنامه، مثنوی معنوی یا تاریخ بیهقی را بخواند و با گذشته فرهنگی خود ارتباط برقرار کند. این همان چیزی است که هویت مشترک ایرانی را شکل میدهد. هویتی که در هر نقطه از جهان نیز همراه انسان باقی میماند.
وی افزود: برخی بر این باورند که گسترش زبان فارسی در سرزمینهای دیگر محصول استیلای قدرت نظامی ایران بوده است. برای مثال پذیرش زبان فارسی در شبهقاره هند نتیجه فتوحات ایرانیان بوده است، اما اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم که در قلمرو عثمانی چنین وضعیتی وجود نداشت. حاکمان عثمانی با علاقه و اختیار به زبان فارسی روی آوردند و حتی بسیاری از آنان به این زبان شعر سرودند.
وی مطالعه کتاب «امین زبان و ادب پارسى» را به علاقهمندان این حوزه توصیه کرد و گفت: نویسنده در این کتاب، بیانات و دیدگاههای رهبر معظم انقلاب درباره زبان فارسی را بهصورت موضوعی گردآوری و تنظیم کرده و اثری منسجم و منطقی پدید آورده است. شگفتآور آن است که بسیاری از مخاطبان اصلی این رهنمودها، نه این مطالب را بهدرستی خواندهاند و نه به آنها عمل کردهاند. به نظر میرسد نوعی غفلت نسبت به مسئله زبان فارسی در بسیاری از دستگاههای فرهنگی کشور از جمله صدا و سیما، آموزش و پرورش و آموزش عالی وجود دارد که علت آن نیز روشن نیست.
امینی ادامه داد: اگر رهبر شهید انقلاب در جایگاه رهبری قرار نداشتند و همچنان مانند دوران پیش از انقلاب صرفا به تدریس، پژوهش و فعالیتهای حوزوی مشغول بودند، باز هم همین علاقه و توجه را به زبان فارسی داشتند. این نشان میدهد که اهتمام ایشان به زبان فارسی برخاسته از علاقه، مطالعه و دغدغه فرهنگی است، نه صرفا ناشی از مسئولیت حکمرانی.
وی افزود: ایشان در سالهای پیش از انقلاب با وجود حضور فعال در مبارزات سیاسی و اجتماعی از محافل ادبی فاصله نگرفتند. در جلسات شعر مشهد حضوری شناختهشده داشتند، شعر میسرودند و با بسیاری از ادیبان و شاعران برجسته دوستی و ارتباط نزدیک داشتند. رهبر شهید از سالهای جوانی با بزرگان ادب و شعر مانند استاد محمد قهرمان، مرحوم عماد خراسانی و دیگر چهرههای برجسته ادبی مشهد مراوده و دوستی داشتند. علاقه رهبر شهید به زبان و ادبیات فارسی محدود به دوران جوانی نبود. در دورهای که مسئولیت سنگین رهبری کشور را بر عهده داشتند، در شرایطی که ایران همواره با بحرانهای داخلی و خارجی، جنگ، فشارهای سیاسی و تهدیدهای منطقهای مواجه بود، همچنان مطالعه آثار ادبی را رها نکردند. هر رمان تازه، هر مجموعه شعر جدید و حتی کتابهای تخصصی در حوزه دستور زبان، زبانشناسی و نقد ادبی از جمله آثاری بود که شخصا مطالعه میکردند.
این شاعر با تاکید بر اینکه هرگاه رهبر شهید درباره زبان فارسی یا شعر فارسی حرف میزدند سخنانشان تکراری، شتابزده یا برگرفته از مطالب سطحی و رایج نبود، ادامه داد: علت نخست این امر علاقه شخصی و مطالعه مستمر ایشان بود. کتابهایی را که شاعران جوان در همان دیدارها تقدیم میکردند با حوصله مطالعه میکردند و گاه شخصا یا از طریق دفترشان درباره آن آثار نظر میدادند، یادداشت میفرستادند یا حتی پیغام شفاهی منتقل میکردند. دلیل دوم آن بود که همواره از متخصصان و صاحبنظران گزارش میگرفتند. این شیوه تنها به حوزه ادبیات محدود نبود؛ در دیگر حوزههای تخصصی نیز چنین میکردند. برای مثال، درباره وضعیت شعر کشور، سالانه از چندین شاعر، منتقد و پژوهشگر گزارشهای کارشناسی دریافت میکردند.
امینی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه زبان فارسی ابعاد گوناگونی همچون خط فارسی، ارتباط با متون کهن، دستور زبان، شیوه نگارش، قلمرو تاریخی و جهانی زبان و ... دارد، گفت: به باور من شعر هنر ملی ایرانیان است. هر ملت بزرگی هنری دارد که بیش از سایر هنرها هویت فرهنگی آن را نمایندگی میکند. چنانکه در ایتالیا هنرهای تجسمی و در اتریش موسیقی چنین جایگاهی دارند. در ایران این جایگاه از آنِ شعر است. بخش عمدهای از حکمت، جهانبینی، اخلاق، آموزههای دینی و هویت فرهنگی ما از طریق شعر به نسلهای بعد منتقل شده است.
نویسنده کتاب «به زبان فارسی» افزود: رمان و داستاننویسی بهویژه در شکل جدید آن پدیدهای نسبتا نو در ایران است. یکی از دلایل این امر نیز آن است که رمان، محصول جهان مدرن است و تکیهگاه آن بیشتر در تجدد است تا در سنت. البته امروز تلاشهای ارزشمندی صورت میگیرد تا از قالب رمان برای روایت جهانبینی و هویت ایرانی ـ اسلامی بهویژه در موضوعاتی مانند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس استفاده شود. با این حال شعر بیش از دوازده قرن سابقه دارد و همچنان ستون اصلی فرهنگ ایرانی است.
زبان فارسی زیربنای همه عرصههای فرهنگی است
در ادامه این نشست محمد حسن مقیسه با بیان اینکه ما شخصیتی را از دست دادهایم که دستکم در یک قرن اخیر کمتر میتوان نمونهای همتراز او را در ابعاد مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی یافت، گفت: هنگامی که تصمیم گرفتم بخشی از دیدگاههای فرهنگی رهبر شهید را گردآوری و معرفی کنم، زبان فارسی را برای این کار انتخاب کردم، چرا که زبان، زیربنای همه عرصههای فرهنگی است. اگر زبان باشد، شعر و نثر نیز خواهد بود. رسانه، فیلم، سخنرانی و همه جلوههای اندیشه نیز بر زبان استوار میشوند. در حقیقت زبان مهمترین وجه تمایز انسان است. با ورود به این حوزه دریافتم که با وجود سالها تحصیل و پژوهش در زبان و ادبیات فارسی مطالب فراوانی را از رهبر شهید آموختم که پیش از آن نمیدانستم.
وی در ادامه در قالب چند محور به برخی از دیدگاههای رهبر شهید درباره زبان فارسی اشاره کرد: نخستین محور، نسبت زبان فارسی و هویت ملی از نگاه رهبر شهید است. پس از ورود اسلام به ایران، زبان ملی تغییر کرد و در سرزمینهای دیگر مانند شامات، مصر، شمال آفریقا و... بخش مهمی از هویت فرهنگی آنان دگرگون شد. این پرسش را مرحوم محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامهنگار مشهور مصری نیز مطرح کرده بود. رهبر شهید معتقد بودند زبان فارسی از ویژگیهای ذاتی و ظرفیتهای کمنظیری برخوردار است که در طول تاریخ اجازه نداده این زبان از میان برود.
نویسنده کتاب «با کاروان شعر فارسی» با بیان اینکه از نگاه رهبر شهید زبان فارسی زبانی پرگنجایش، ترکیبپذیر، غنی و از قدرت مقاومت در برابر هجوم زبانهای دیگر برخوردار است، گفت: این زبان از شیوایی، موسیقی، ظرفیت بالای شاعرانگی و ظرافتهای معنایی کمنظیری بهرهمند است. ظرافتهایی که بسیاری از آنها به آسانی به زبانهای دیگر ترجمهپذیر نیستند. افزون بر این گستره تاریخی زبان فارسی نیز بسیار وسیع بوده است.
مقیسه به تفاوت نگاه امام خمینی (ره) و رهبر شهید به مسائل فرهنگی بهویژه زبان فارسی اشاره کرد و گفت: هر دو بزرگوار در یک مسیر حرکت میکردند، اما تفاوتهایی در شیوه بیان و پرداخت داشتند. امام خمینی (ره) به اقتضای سن، جایگاه و شرایط رهبری انقلاب بیشتر به بیان اصول و کلیات میپرداختند. برای نمونه در جریان آزادسازی خرمشهر تنها فرمودند: «خرمشهر باید آزاد شود.» همین جمله کوتاه، مسیر را برای فرماندهان و نیروهای نظامی روشن میکرد. رهبر شهید به دلیل آنکه هنگام پذیرش مسئولیت رهبری حدود سی سال جوانتر بودند و دامنه مطالعات بسیار گستردهای داشتند، علاوه بر بیان اصول، وارد جزئیات نیز میشدند و شخصا موضوعات را دنبال میکردند.
وی افزود: برخی تصور میکنند توجه ایشان به هویت ایرانی و زبان فارسی مربوط به سالهای اخیر است، در حالی که چنین نیست. نخستین سخنرانی مفصل ایشان درباره زبان فارسی به سال ۱۳۶۸ و دیدار با مسئولان و برنامهسازان صدا و سیما برمیگردد و اگر به دوران پیش از انقلاب مراجعه کنیم، سابقه این علاقه بسیار قدیمیتر است. رهبر شهید خود نقل کردهاند که از دوازده یا سیزده سالگی رمانهای بزرگ جهان را مطالعه میکردند و از همان دوران با ادبیات فارسی و جهان انس داشتند.
مقیسه در ادامه سخنان خود با بیان اینکه رهبر شهید بارها بر حفظ و تقویت زبانهای محلی و قومی تاکید کردهاند، گفت: ایشان بارها تصریح کردهاند که ایران دارای زبانهای گوناگون است، اما زبان ملی و مشترک کشور زبان فارسی است و گویشوران زبانهای محلی خود از بزرگترین مروجان زبان فارسی بودهاند. بسیاری از برجستهترین پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی نیز از میان ترکزبانان برخاستهاند و این واقعیتی انکارناپذیر است.
وی با بیان اینکه دفاع از زبان فارسی به معنای تقابل با زبانهای ترکی، کردی، لری، گیلکی، مازندرانی، بلوچی و دیگر زبانهای ایران نیست، گفت: نگاه رهبر شهید بر حفظ همزمان زبان ملی و زبانهای بومی است؛ زیرا هر یک بخشی از میراث فرهنگی و هویت تاریخی ایران محسوب میشوند. در کشور ما حدود ۲۰ زبان و دو تا سه برابر این تعداد گویش و لهجه وجود دارد. رهبر شهید با دقت به همه این ابعاد توجه کردهاند. ایشان هم بر حفظ لهجهها تاکید کردهاند، هم بر صیانت از زبانهای محلی و قومی و هم بر پاسداری از زبان فارسی؛ بنابراین زمینهای برای ایجاد تقابل و اختلاف میان زبانها در ایران وجود ندارد.
این پژوهشگر همچنین گفت: رهبر شهید بارها بر اهمیت توجه به لهجهها و گویشهای محلی تاکید کردهاند و معتقدند در گذشته به برخی اقوام از جمله بلوچها، کردها، ترکمنها و ترکها بیمهری و حتی اهانت شده است. هدف انقلاب اسلامی نیز آن است که همه این برادران مسلمان احساس احترام و تعلق خاطر داشته باشند. رهبر شهید در سخنانی خطاب به مسئولان رسانه تصریح میکنند که مردم باید بتوانند برنامهها را به زبان خود بشنوند؛ زیرا بسیاری از مفاهیم در زبان مادری بهتر و دقیقتر منتقل میشود. در عین حال ایشان تاکید میکنند که نباید دچار تعصب افراطی نسبت به زبان فارسی شد. زبان فارسی، زبان ملی و رسمی کشور است و همه باید آن را بیاموزند و به کار گیرند، اما این امر به معنای بیتوجهی به زبانها و لهجههای محلی نیست.
وی به تفکیک میان زبان رسمی و زبان محاوره از دید رهبر شهید اشاره کرد و ادامه داد: یکی از مشکلات امروزبهویژه در فضای مجازی و رسانههای جدید آن است که زبان محاوره به تدریج جای زبان رسمی را میگیرد و حتی آن را دچار آسیب میکند. گاهی شیوه سخن گفتن نسل جوان به اندازهای غیررسمی شده که برای فهم برخی واژهها و اصطلاحات به مترجم نیاز است. البته استفاده از زبان محاوره در ادبیات سابقهای طولانی دارد و شاعرانی، چون مولوی، سعدی و حافظ نیز از آن بهره بردهاند، اما آنان بهخوبی مراقب بودند که این بهرهگیری به زبان رسمی آسیب نزند.
محمد حسن مقیسه در پایان نگاه رهبر شهید به مسئله زبان را نگاهی جامع و چندوجهی دانست و گفت: ایشان زبان فارسی را در تقابل با زبانهای محلی قرار نمیدهند. از سوی دیگر میان زبان فارسی و لهجههای محلی تعارضی نمیبینند و همچنین زبان رسمی را در برابر زبان محاوره قرار نمیدهند. ایشان معتقدند زبانهای محلی میتوانند به غنای زبان فارسی کمک کنند. بسیاری از واژهها، ترکیبات، تشبیهات و تعابیر زیبا را میتوان از زبانهایی مانند ترکی، کردی و لری وارد زبان فارسی کرد. بنابراین، نگاه ایشان به زبان فارسی، نگاهی تاریخی، فرهنگی و تعاملی است. نگاهی که زبان فارسی را در تعامل با دیگر زبانها و گویشهای ایران و نه در تقابل با آنها میبیند.
انتهای پیام/

