از وعده صعود تا روایت موفقیت؛ وقتی نقد جای خود را به دستاوردسازی میدهد!/ آدرس اشتباهی قلعهنویی و دوستان
کمتر از ۳ هفته از پایان ماجراجویی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ گذشته، اما آنچه این روزها در برنامههای مختلف از زبان برخی بازیکنان و اعضای کادرفنی شنیده میشود، بیش از آنکه شبیه یک آسیبشناسی صادقانه باشد، به تلاشی برای ساختن تصویری موفق از یک ناکامی شباهت دارد؛ روایتی که نه با وعدههای پیش از جام جهانی همخوانی دارد و نه با انتظارات میلیونها هواداری که صعود از مرحله گروهی را مطالبه میکردند.
پیش از آغاز مسابقات، امیر قلعهنویی بارها از هدف صعود به مرحله حذفی سخن گفته بود؛ هدفی که با توجه به فرمت جدید جام جهانی و صعود ۸ تیم سوم برتر، دستیافتنیتر از همیشه به نظر میرسید. ایران نیز در گروهی قرار داشت که روی کاغذ میتوانست برای حضور در دور بعدی رقابت کند، اما در نهایت نه تنها از کسب یکی از ۲ سهمیه مستقیم بازماند، بلکه حتی نتوانست در میان ۸ تیم سوم برتر نیز قرار بگیرد و حذف شد؛ آماری که به سختی میتوان آن را موفقیت یا دستاورد نامید.
البته هیچکس منکر مشکلات تیم ملی نیست. جنگ تحمیلی، تعطیلی لیگ، مشکلات صدور ویزا برای بخشی از اعضای کاروان و تغییر محل اردوی آمادهسازی از جمله موانعی بودند که کار را دشوار کردند، اما این اتفاقات از ابتدا نیز وجود داشت و با وجود همه این شرایط، وعده صعود از سوی سرمربی تیم ملی مطرح شد. وقتی چنین وعدهای محقق نمیشود، طبیعیترین انتظار، پذیرش مسئولیت است، نه تغییر روایت نتیجه.
تساوی برابر نیوزیلند، مصر و بلژیک شاید روی کاغذ نتایجی قابل قبول به نظر برسند، اما فوتبال فقط به نتیجه خام خلاصه نمیشود. ایران در هیچیک از این مسابقات تیمی نبود که بتواند شخصیت یک مدعی صعود را به نمایش بگذارد. فوتبال محتاطانه، خلق موقعیتهای محدود و ناتوانی در کسب پیروزی، در نهایت همان سرنوشتی را رقم زد که همه دیدند؛ حذف از جام جهانی.
در این میان، مقایسه عملکرد ایران با تیمهایی مانند کیپورد نیز قابل تأمل است. نماینده آفریقا شاید امتیاز بیشتری از ایران نگرفت، اما با سبک بازی جسورانه و هجومی خود تحسین کارشناسان و هواداران فوتبال را برانگیخت و نشان داد میتوان حتی در صورت حذف، تصویری قابل احترام از خود بر جای گذاشت. تفاوت بزرگ، در نوع فوتبال و شخصیت تیمها بود، نه فقط در تعداد امتیازات.
از سوی دیگر، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده که پروژه جوانگرایی تیم ملی چه شد؟ امیر قلعهنویی بارها از ساختن نسل جدید سخن گفته بود، اما در حساسترین تورنمنت فوتبال جهان، باز هم اعتماد اصلی به بازیکنان باتجربه و پا به سن گذاشته رسید.
بازیکنانی مانند امیرحسین محمودیها، سامان فلاح یا حسینزاده که میتوانستند تجربهای ارزشمندی برای آینده فوتبال ایران کسب کنند، فرصتی پیدا نکردند تا ارزشهای خود را نشان دهند. به راستی دنیس اکرت چه شد آقای قلعهنویی؟ این هم دستاورد حساب میشود که بازیکن دورگه به جام جهانی بردید؟
این در حالی است که جام ملتهای آسیا در پیش است و تیم ملی همچنان با همان دغدغه همیشگی افزایش میانگین سنی روبهرو خواهد بود. سالهای گذشته درباره میانگین سنی صحبت شد، اما حالا وقت ضربالاجل به فدراسیون تحت مدیریت مهدی تاج است که طی مدت حضورش تنها فقط وعده و وعید داده و هیچ دستاوردی برای فوتبال ایران جز حواشی نساخته است و حالا هم با حمایت از قلعهنویی آب سردی بر پیکره بازیکنان جوان ریخت.
نکتهای که بیش از هر چیز واکنشبرانگیز شده، نه حذف ایران، بلکه نوع مواجهه با این حذف است. در فوتبال حرفهای، بسیاری از مربیان پس از ناکامی در جام جهانی، مسئولیت نتایج را میپذیرند و حتی از سمت خود کنار میروند یا حداقل از هواداران عذرخواهی میکنند. اما در ایران، به جای پذیرش مسئولیت، این روزها بیشتر شاهد روایتهایی از «دستاورد» و «عملکرد موفق» هستیم؛ گویی حذف از رقابتها نه یک شکست، بلکه موفقیتی بوده که فقط دیگران متوجه آن نشدهاند.
هواداران فوتبال ایران بیش از هر چیز انتظار صداقت دارند. اگر تیم ملی موفق نبوده، پذیرش این واقعیت نخستین قدم برای اصلاح مسیر است. اما اگر قرار باشد هر ناکامی با واژههایی مانند «دستاورد» و «افتخار» بازتعریف شود، نه تنها نقد سازنده از بین میرود، بلکه فرصت ساختن تیمی قدرتمندتر برای آینده نیز از دست خواهد رفت. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تعریف از خود، مسئولیت پذیرفته شود؛ چرا که فوتبال، بیش از هر چیز، با نتیجه و تحقق وعدهها قضاوت میشود، نه با روایتهایی که بعد از پایان مسابقات ساخته میشوند.
انتهای پیام/

