نگاهی به بزرگترین چالش تارتار در پرسپولیس/ شجاعت تغییر نسل یا گرفتاری در دامِ ترس و فشار؟
چند روز پیش بود که باشگاه پرسپولیس تصمیم گرفت مهدی تارتار را به عنوان سرمربی جدید خود منصوب کند؛ انتخابی که پس از ناکامیهای اوسمار در نیمه دوم فصل گذشته و عدم کسب سهمیه آسیایی رخ داد و موجب جدایی سرمربی برزیلی شد.
در حالی که صحبت از مربی خارجی برای جانشینی اوسمار به میان آمده بود و حتی قرارداد اسکوچیچ امضا شده به نظر میرسید، اما ناگهان ورق برگشت و چند مربی داخلی، به گزینههای اصلی هدایت پرسپولیس تبدیل شدند و قرعه به نام تارتار افتاد تا پس از سالها فعالیت در فوتبال ایران، سرانجام سکان هدایت یکی از تیمهای بزرگ را برعهده بگیرد.
تارتار در حالی فصل آینده روی نیمکت سرخپوشان خواهد نشست که این تیم در ۲ فصل گذشته عملکرد چندان مطلوبی نداشته و تغییرات زیادی در این تیم به وقوع پیوسته؛ در نتیجه این برهه را شاید بتوان مهمترین تجربه این سرمربی ۵۳ ساله دانست.
مأموریتی متفاوتتر از دوران یحیی؛ لزوم تغییر نسل بهجای حفظ اسکلت قهرمان
بیشک مهمترین تکلیف تارتار در پرسپولیس، تغییر نسل و پوستاندازی است. آخرین بار برانکو بود که در دوران حضور خود، تیمی ساخت که نهتنها در دوران خودش به موفقیتهای زیادی رسید، بلکه در سالهای بعدی نیز یحیی گلمحمدی توانست آنچه را که برانکو کاشته بود برداشت کند و با مدیریت درست همان اسکلت، به نتایج درخشانی دست پیدا کند. درست است که یحیی استارت ساخت شاکله طلایی پرسپولیس را نزده بود، اما در حفظ و تقویت آن کوشا و موفق بود.
پس از استعفای یحیی، هیچکدام از مربیان بعدی نتوانستند حتی کاری مشابه پروفسور انجام دهند و کار به جایی رسید که در یکی، ۲ فصل اخیر با تیمی نامتوازن، ناهماهنگ و غیریکدست طرف بودیم؛ تیمی که خریدهای جدیدش عمدتاً به بازدهی مورد نظر نمیرسیدند و با باتجربهها نمیجوشیدند.
در چنین شرایطی تنها راهکار خروج از سیکل باطل و تکراری فصول اخیر، پوستاندازی گسترده در ساختار اسکواد است. کنعانی، محمدی، پورعلیگنجی، رفیعی، عالیشاه، سرلک و علیپور همگی پا به سن گذاشتهاند؛ همان بازیکنانی که سابقه زیادی در پرسپولیس دارند، اما کمکم در حال دور شدن از روزهای اوج خود و نزدیکشدن به روزهای پایانی هستند. در سمت مقابل فقر بازیکنان جوان و باپتانسیل بالا به وضوح در ترکیب پرسپولیس حس میشود و حتی بازیکنان زیر ۲۳ سال این تیم که فرصت بازی به دست آوردند هم چندان درخشان ظاهر نشدند.

میدانی برای اثبات شجاعت و جسارت
با این تفاسیر همگان در انتظار سنجش جسارت تارتار خواهند بود؛ جایی که او باید از برخی اسمهای بزرگ عبور کند و رویکرد بازیکنساز خود را در یکی از غولهای فوتبال ایران پیش بگیرد؛ همانطور که بارها این مسئله را وعده داده و البته در اجرای آن در تیمهای سابقش نیز موفق بوده.
هر چند که قطعاً انتظار تکرار موفقیت پروژه عظیم برانکو باتجربه و دنیادیده از تارتار، چندان منطقی نیست، اما او که تا حد زیادی سبک خود را در تیمهای سابق خود، چون ذوبآهن و گلگهر به نمایش گذاشته و طبق گفتههای خود، همواره در انتظار فرصتی برای اثبات تواناییهایش در یکی از تیمهای بزرگ بوده، اکنون مأموریت موعود را پیش روی خود میبیند.
اگر تارتار نتواند از تجربه خود استفاده کند و پرستیژ و تفکرات خود را در رختکن سرخپوشان غالب کند، مسیری مشابه وحید هاشمیان را طی خواهد کرد و فشار خردکننده هواداران، خیلی زود او را به انتهای خط خواهد رساند.

اما برعکس، اگر او با هوشمندی و ذکاوت، اعتماد هواداران را جلب کند و با استفاده از اندوختههای فنی و تاکتیکی خود در این سالها، نتایج قابل قبولی کسب کند، میتواند حضور خود روی نیمکت سرخها را ادامهدار کند؛ خصوصاً اگر این مسیر با جذب بازیکنان جوان و معرفی چند پدیده جدید در ترکیب پرسپولیس همراه شود و میانگین سنی اسکواد هم پایین بیاید. در این صورت میتوان گفت تارتار تکامل خود در مربیگری را به بلوغ رسانده و بهراستی توانایی این را دارد که به یکی از بهترین مربیان داخلی تبدیل شود و حتی شاید خود را بالاتر از یحیی به عنوان یکی از بهترین مربیان وطنی پرسپولیس در دوران معاصر معرفی کند.
در نهایت باید منتظر نقلوانتقالات و البته ماههای آینده بود؛ جایی که عیار واقعی تارتار و کادرش در استفاده از بزرگترین فرصتشان مشخص خواهد شد. آیا ریسکپذیری و شجاعت بازی دادن به جوانها و بازیکنان جدید، تارتار تشنه موفقیت را سربلند خواهد کرد و یا جوِ پرفشار و انتظارات بالای مدیریت و هواداران، این سرمربی را هم از پا درخواهد آورد و بحران را در اردوی سرخپوشان برای سومین فصل متوالی تمدید خواهد کرد؟
انتهای پیام/

