وی در توضیح آنچه درباره اسامی منتشرشده در فضای رسانهای مطرح شده است، گفت: آنطور که من بررسی کردهام، عزیزانی که اکنون نامشان منتشر شده است، از طرف برخی سازمانها بهعنوان سرپرست گروههای مستندسازی معرفی شدهاند و قرار است مستندسازان دیگری نیز در کنار آنها فعالیت کنند. در واقع، تجربه این افراد برای هدایت، پشتیبانی و پیشبرد بهتر کار این گروهها مورد استفاده قرار میگیرد.
این مستندساز افزود: مشابه همین اتفاق در ایام جنگ ۱۲ روزه و همچنین در جنگ رمضان هم رخ داده بود؛ به این معنا که مستندسازان باتجربه، پیشکسوت و شناختهشده سرپرستی گروهی از مستندسازان را بر عهده داشتند، آنها را هدایت میکردند، پشتیبانی میکردند و به پیشبرد کار کمک میکردند و تنها تفاوت این بود که در آن مقاطع، این اسامی رسانهای نشد و اساساً ضرورتی هم برای انتشار آن وجود نداشت.
وی ادامه داد: من با اطلاع عرض میکنم که سازمانهایی که برای این کار بودجه داشتند و بهطور رسمی در حال تولید رسانهای بودند، دقیقاً همین شیوه را در پیش گرفته بودند؛ یعنی یک سرپرست مشخص برای هدایت گروه و مجموعهای از مستندسازان که در میدان کار میکردند. این مدل باعث میشود گروههای مستندسازی چابکتر، دقیقتر و باکیفیتتر عمل کنند، چون مستندسازها زبان همدیگر را میفهمند، نیازهای یکدیگر را درک میکنند و این همدلی، کار را برایشان دلچسبتر و مؤثرتر میکند.
مسئله اصلی، سوءتفاهمی است که از نحوه اطلاعرسانی به وجود آمده است
گودرزیمهر درباره این دیدگاه که بهتر بود به مستندسازان حاضر در میدان جنگ هم به شکل پررنگتری توجه شود، گفت: تشییع پیکر رهبر شهید، بدون تردید مهمترین تشییع قرن خواهد بود و رخدادی با این عظمت، طبیعتاً پوشش رسانهای بسیار گستردهای خواهد داشت، تا جایی که بعید میدانم در تاریخ معاصر، مشابهی برای آن پیدا شود. در چنین وضعیتی، طبیعی است که همه اهالی رسانه، چه رسمی و چه غیررسمی و حتی افرادی که بهصورت مستقل و شخصی کار میکنند، وارد میدان شوند و کسی هم نمیتواند مانع فعالیت آنها شود.
این کارگردان افزود: ممکن است طرح اسامی در رسانه به حاشیههایی منجر شود و من شخصاً نسبت به حاشیهساز شدن این موضوع نگاه انتقادی دارم، اما در اصل ماجرا اتفاق بدی نمیبینم. البته لازم میدانم تأکید کنم که من از سوی هیچکدام از این مجموعهها تا این لحظه دعوت به همکاری نشدهام، در هیچیک از این تیمها حضور ندارم و قرار است مستقل کار کنم؛ با این حال، با اصل این اتفاق مشکلی ندارم.
وی تصریح کرد: عزیزانی که اکنون معرفی شدهاند، همگی از تجربههای خوبی برخوردارند، در میان مستندسازان افراد محترمی هستند و تا حد زیادی مرجعیت حرفهای دارند. به همین دلیل، قطعاً میتوانند در پیشبرد کار مؤثر باشند.
این مستندساز در ادامه با اشاره به نوع اطلاعرسانی درباره این موضوع گفت: نکتهای که شما مطرح کردید، دقیقاً همان مسئلهای است که در خبرها بهدرستی توضیح داده نشده بود. در خبرها گفته شده بود که این افراد قرار است مستند را بسازند، اما اشارهای نشده بود به اینکه آنها در واقع سرپرست تیمهای رسانهای هستند. همین تفاوت در بیان، منشأ اختلاف و ناراحتی شده است.
وی افزود: بهنظر من، بخش مهمی از این حاشیهها و دلخوریها ناشی از سوءتفاهم است. برخی از دوستان ناراحت شده بودند و میگفتند چرا مستندساز باید زیر دست یک کارگردان سینمای داستانی کار کند، در حالی که من چون در جزئیات تصمیمگیری حضور نداشتهام، نمیتوانم با قطعیت درباره آن اظهارنظر کنم، اما تصورم این است که بخش مهمی از ماجرا به نحوه بیان و شکلگیری برداشتهای غلط برمیگردد.

اگر همکاری درست تعریف شود، حضور یک سینماگر داستانی در جایگاه هدایت، الزاماً مسئلهساز نیست
گودرزیمهر در ادامه با اشاره به تجربه شخصی خود در روزهای جنگ ۱۲ روزه گفت: من در آن مقطع تجربهای مشابه داشتم؛ ما در یک مجموعه، تحت نظارت و سرپرستی یک تهیهکننده سینمای داستانی کار میکردیم و هیچ مشکلی هم پیش نیامد چون از ابتدا حساب خودمان را از هم جدا نکرده بودیم و همه پذیرفته بودیم که قرار است برای یک هدف مشترک کار کنیم.
کارگردان مستند «روایت دوربینهای خاموش» افزود: در آن پروژه، اینطور نبود که مسئله جایگاه و عنوان برای کسی مهم باشد. ما پذیرفته بودیم که شاید یک نفر بهتر بتواند مدیریت یا سرپرستی کند و بر همین اساس، همه نظر او را میخواندیم و طبق آن عمل میکردیم. در همان تجربه، یک کارگردان سینمای داستانی هم هر روز به ما سر میزد، مشاوره میداد و با اینکه سابقهاش بیشتر در سینمای داستانی بود، حضورش برای ما مفید بود.
این مستندساز ادامه داد: او کنار ما مینشست، وقتی به بنبست میرسیدیم پیشنهاد و راهکار میداد و اگر جایی اشتباه کرده بودیم، تذکر میداد. این تجربه برای ما اتفاق بدی نبود، بلکه همکاری مؤثری شکل گرفته بود. بنابراین، مسئله اصلی نه اصلِ همکاری، بلکه نحوه بیان آن و سوءتفاهمهایی است که میتواند کار را خراب کند.
تفاوت نگاه مستند و داستانی واقعی است، اما میتواند به همزبانی و فهم متقابل منجر شود
وی افزود: تجربهای که ما در جنگ ۱۲ روزه داشتیم، تجربه مثبتی بود. هرچند آن جنگ کوتاه بود و خیلی زود هم به پایان رسید، اما در همان مدت کم، به یک همزبانی رسیدیم و دو طرف، نقاط ضعف و قوت یکدیگر را شناختند و با هم به اشتراک گذاشتند. من درباره یک جمع تقریباً ۱۵ یا ۱۶ نفره صحبت میکنم که در آن، این تعامل به یک فهم مشترک منجر شد.
این کارگردان ادامه داد: البته درباره اتفاق پیش رو گرچه طبیعتاً فرصت چندانی برای رسیدن به چنین همزبانی عمیقی وجود ندارد، اما با این حال فکر میکنم افرادی که معرفی شدهاند، توانایی هدایت این مسیر را دارند، کارنامههای خوبی دارند و سابقه قابل قبولی در حوزه مستند از خودشان نشان دادهاند نباید و فراموش کنیم فقط این افراد نیستند که درباره این ماجرا فیلم میسازند و روایت این واقعه محدود به چند اسم مشخص نخواهد ماند.
تکثر زاویهدیدها به ثبت کاملتر واقعیت کمک میکند
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا ورود فیلمسازان شناختهشده با زاویهدیدهای شخصیشان، ممکن است نگاه خود را بر واقعیت تحمیل کند، گفت: بههرحال هر کسی که فیلم میسازد، زاویه نگاه خودش، برداشت شخصی خودش و جهانبینی خودش را نیز با اثر همراه میکند و این موضوع فقط مختص این افراد نیست؛ هر مستندسازی هم که پشت دوربین قرار بگیرد، از منظر جهان شخصی خودش به سوژه نزدیک میشود.
گودرزیمهر افزود: اتفاقاً اینکه تعداد این نگاهها بیشتر باشد، میتواند به کاملتر شدن روایت کمک کند. وقتی افراد مختلف با جهانهای شخصی متفاوت وارد ثبت یک پدیده میشوند، در واقع آن واقعه از زوایای گوناگون دیده میشود و این تکثر، بهنظر من، اتفاق مثبتی است.
وی تصریح کرد: اکنون چند نام اعلام شدهاند، اما در کنار آنها افراد بسیار دیگری هم درباره این موضوع فیلم خواهند ساخت. این یعنی ما با جهانهای شخصی مختلف و زاویهدیدهای متنوع، به یک پدیده واحد نگاه میکنیم و همین تنوع میتواند به غنای روایتها کمک کند، نه اینکه لرزماً به آن آسیب بزند.

روایت یک لحظه تاریخی؛ دغدغه مشترک مستندسازان
اگرچه نگاه مستندسازان به شیوه ثبت و روایت چنین رویدادهایی یکسان نیست، اما آنچه در سخنان این سه مستندساز مشترک به نظر میرسد، تأکید بر اهمیت ثبت دقیق و ماندگار این لحظه تاریخی است. از ضرورت داشتن طرح و ایده پیش از آغاز کار گرفته تا توجه به تجربه مستندسازان میدانی و همچنین ایجاد سازوکارهای مناسب برای سازماندهی گروههای تصویربرداری، همگی نشان میدهد که مستندسازی این مراسم صرفاً یک پوشش تصویری ساده نیست، بلکه تلاشی برای روایت واقعهای است که در حافظه تاریخی جامعه ثبت خواهد شد.
انتهای پیام/