ناتوانی حقوق بینالملل در مهار متجاوزان
در حالی که اقتصاد جهانی به دلیل تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دچار بحران شده است، غیرممکن است که بدانیم در جامعه جهانی امروز چه اتفاقی خواهد افتاد. حتی سازمان ملل، سازمان بینالمللی که برای حفظ صلح تاسیس شده است، به دلیل اقدامات اعضای دائم شورای امنیت، دچار اختلال شده و هیچ راه حلی برای آن یافت نمیشود.
تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نقض قوانین بینالمللی است
هایاشی میکا از دانشکده تحصیلات تکمیلی مطالعات همکاری بینالمللی و متخصص حقوق بینالملل، درباره نقش حقوق بینالملل در این دوران پر هرجومرج و چگونگی واکنش جامعه بینالمللی، گفت: بیشتر وکلای بینالمللی میگویند: حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، به ویژه با توجه به منشور سازمان ملل، نقض ممنوعیت استفاده از زور است.
هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی اساسا ادعا میکنند که این حملات، اقدامات دفاع از خود هستند، که وکلای بینالمللی نمیتوانند آن را بپذیرند.
کارشناسان میگویند در حالی که درست است که استفاده از نیروی نظامی برای دفاع از خود در حقوق بینالملل موجه است، باید تمایز روشنی بین سه سناریوی زیر وجود داشته باشد.
سناریوی اول زمانی است که یک کشور واقعا مورد حمله قرار میگیرد. سناریوی دوم زمانی است که حمله نظامی قریبالوقوع است. سناریوی سوم شامل تهدیدی در آینده است.
میکا اظهار کرد: موارد اول و دوم مواردی هستند که به وضوح در حقوق بینالملل به عنوان دفاع از خود تثبیت شدهاند. نمیتوانیم همین را در مورد مورد سوم بگوییم.
در مورد فعلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی با هیچ حمله قریبالوقوعی، به معنایی که در حقوق بینالملل فهمیده میشود، مواجه نبودند. وضعیت بسیار از آن سطح حمله قریبالوقوع فاصله داشت.
اهمیت سکوت نکردن در برابر طرفهای خودخواه
قانون بینالملل مجموعهای از قوانین و اصول برای دولتها است. آنها بهطور عمده از معاهدههایی تشکیل شدهاند که توافقهایی بین ۲ یا چند دولت به صورت مکتوب هستند و قانون بینالمللی عرفی که نانوشته است و مجموعهای از قوانینی است که توسط رویههای دولتی انباشته شده در طول زمان ایجاد شده است. کشورهایی که عضو یک معاهده هستند باید آن معاهده را رعایت کنند و حقوق بینالملل عرفی برای همه کشورها الزامآور است.
پایگاه یورکآلرت نوشت: با این حال، هیچ یک از این دسته از قوانین، سیستمی درونی برای اعمال تحریم بر کشورهایی که آنها را نقض میکنند، ندارند. جامعه بینالمللی اساسا یک جامعه «افقی» است، جامعهای بدون روابط سلسله مراتبی. حقوق بینالملل که در چارچوب آن جامعه افقی عمل میکند، نمیتواند واقعا سیستمی برای مجازات کسانی که به قوانین بینالمللی احترام نمیگذارند، داشته باشد.
به دلیل این ویژگی جامعهای که حقوق بینالملل در آن عمل میکند، سکوت در مواجهه با تخلفات ایده بدی است. وقتی دولتی نقض یک قانون را نقد یا محکوم میکند، حتی اگر چنین انتقادی به تنهایی نتواند جلوی یک عمل غیرقانونی را بگیرد، ممکن است همچنان در افکار عمومی وزن داشته باشد و در ترکیب با نیروهای مختلف دیگر، ممکن است به ایجاد تغییر کمک کند.
هایاشی میکا گفت:حقوق بینالملل در مورد سکوت در مورد نقض قوانین، مشکل نسبتا منحصر به فردی دارد. از آنجایی که حقوق بینالملل توسط ترتیبات و عرف خود کشورها شکل میگیرد، اگر کشورها در مواجهه با اقدامات غیرقانونی سکوت کنند، این خطر وجود دارد که با گذشت زمان، به دلیل سکوت عمومی مداوم، اقدامات غیرقانونی ممکن است قانونی تلقی شوند. از این دیدگاه نیز، ناامیدکننده است که تنها تعداد بسیار محدودی از کشورها صراحتا از اقدامات نظامی علیه ایران امروز انتقاد میکنند.
بیشتر متحدان آمریکا، ازجمله ژاپن، حملهها علیه ایران را بهعنوان یک مسئله حقوق بینالملل مورد انتقاد قرار ندادند. استفاده غیرقانونی از زور در گذشته بارها اتفاق افتاده است، اما اگر بیشتر کشورها آن را به عنوان نقض قانون محکوم میکردند، میتوانستند ببینند که قانون مورد بحث توسط آن کشورها معتبر تلقی میشد. پذیرش ضمنی اقدامات غیرقانونی میتواند، برای حقوق بینالملل، به اندازه خود اقدامات غیرقانونی مضر باشد.
در سازمان ملل، یک عضو دائمی شورای امنیت میتواند تصمیم شورای امنیت را «وتو» کند. این یک پدیده شناختهشده برای مدت طولانی بوده است. امروز مسئله این است که برخی از این اعضای دائمی که مسئولیت صلح و امنیت بینالمللی را برعهده دارند، برخلاف قوانین بینالمللی دست به جنگ زدهاند. این کشورها برخلاف منشور ملل متحد عمل کردهاند و جامعه بینالمللی با یک مقطع حساس در تاریخ مواجه است.
آیا حقوق بینالملل در برابر اعمال قدرتهای بزرگ ناتوان است؟
کارشناسان میگویند که قوانین بینالمللی نمیتواند کشورهایی را که مصمم به جنگ هستند متوقف کند. قوانین مربوط به استفاده از زور نادیده گرفته میشوند، بنابراین در آن مفهوم خاص، احتمالا میتوان گفت که قوانین بینالمللی ناتوان است.
با این حال، آمریکا آشکارا خود قوانین بینالمللی را رد نمیکند. برعکس، این کشور به قوانین توجه میکند. این کشور مدعی است که اقدامهای آن مطابق با قوانین بینالمللی است. این نشان میدهد که حتی این کشور نیز معتقد نیستند که قوانین بینالمللی بیقدرت یا بیمعنا است.
میکا اظهار کرد: از نظر سودمندی، شاخهای از حقوق بینالملل مانند حقوق مخاصمات مسلحانه یا حقوق بینالملل بشردوستانه در زمان جنگ مفید و مورد نیاز است. قانون منازعات مسلحانه خشونت در طول جنگ را به آنچه ضروری میداند محدود میکند و سعی میکند از آسیبهای غیرضروری به غیرنظامیان جلوگیری کند. البته در این شاخه از قانون نیز تخلفاتی وجود دارد. قانون ممکن است نتواند جنگها را متوقف کند، اما میتواند آسیب را محدود کند و این نقش مفیدی است که این شاخه از قانون بازی میکند.
علاوه بر این، قوانین بینالمللی در مذاکرات پس از جنگ، بهعنوان نمونه، در مورد غرامت یا در برخی موارد، تعیین مرزها اهمیت دارد. قواعد اساسی که میتوان در حقوق بینالملل یافت مفید هستند، زیرا میتوانند در طول چنین مذاکراتی توسط هر دو طرف بهعنوان نقطه شروع مورد تایید قرار گیرند.
انتهای پیام/

