تحلیل حقوقی یک جنایت جنگی؛ سردشت قربانی بمباران شیمیایی با حمایت غرب
بمباران شیمیایی سردشت یکی از فجیعترین جنایتهای جنگی در تاریخ معاصر است که در ۲۸ ژوئن ۱۹۸۷ (۷ تیر ۱۳۶۶) توسط ارتش رژیم بعث عراق تحت فرماندهی صدام علیه غیرنظامیان ایرانی انجام شد؛ این حمله، نخستین مورد استفاده گسترده از سلاح شیمیایی علیه یک جمعیت غیرنظامی در تاریخ مدرن به شمار میرود و نمادی از نقض آشکار حقوق بینالملل و قوانین جنگ است.
سردشت، شهری کردنشین در استان آذربایجان غربی ایران نزدیک مرز عراق، با جمعیت حدود ۱۲ هزار نفر، هدف ۲ حمله هوایی جداگانه قرار گرفت که ۴ منطقه مسکونی پرجمعیت را با بمبهای حاوی گاز خردل (mustard gas) بمباران کرد.
بررسی تاریخی جنایت جنگی سردشت
جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) یکی از خونینترین درگیریهای مسلحانه قرن بیستم بود که با حمله رژیم بعث عراق به ایران آغاز شد؛ صدام به دنبال توهمها و سوداهایی که ریشه در محاسبات نادرست از شرایط ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشت، به سرعت بخشهایی از خاک ایران را اشغال کرد، اما مقاومت ایران جنگ را طولانی کرد؛ از سال ۱۹۸۴، عراق به طور نظاممند از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.
نخستین موارد تاییدشده بینالمللی در جزایر مجنون رخ داد و گزارشهای سازمان ملل استفاده عراق از گاز خردل و عوامل عصبی مانند تابون را تایید کرد.
تا سال ۱۹۸۷، عراق بیش از ۳۰ حمله شیمیایی علیه نیروهای ایرانی و غیرنظامیان انجام داده بود و سردشت در این چارچوب قرار میگیرد؛ شهر سردشت که عمدتا توسط کردهای ایرانی مسکونی بود، فاقد اهمیت نظامی عمده بود و بیشتر یک هدف غیرنظامی برای ایجاد وحشت و فشار روانی بر ایران به شمار میرفت.
حمله در ۲ موج هوایی انجام شد: هواپیماهای عراقی بمبهای ۲۵۰ کیلوگرمی حاوی گاز خردل را بر ۴ منطقه مسکونی و بازار مرکزی که در ساعات شلوغ روز پر از مردم بود، ریختند.
گاز خردل، یک عامل vesicant (تاولزا)، بلافاصله علایم شدیدی مانند سوزش چشم، پوست، تنفس و آسیب ریوی ایجاد کرد؛ بسیاری از قربانیان بدون هشدار قبلی در معرض قرار گرفتند، چراکه شهر فاقد سیستم هشدار شیمیایی پیشرفته بود؛ گزارشها حاکی است که دود زردرنگ و بوی سیرمانند گاز، هوا را پر و مردم را در خیابانها، خانهها و بازار غافلگیر کرد.
آمار قربانیان و پیامدهای فوری جنایت جنگی در سردشت
از جمعیت ۱۲ هزار نفری سردشت، حدود ۸ نفر در معرض گاز قرار گرفتند؛ حمله مستقیما ۱۳۰ نفر را قتلعام کرد: ۱۰۹ غیرنظامی، شامل ۳۹ کودک زیر ۱۸ سال و ۳۴ زن و دختر؛ هزاران نفر نیز مجروح شدند.
بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ نفر نیاز به مراقبت پزشکی فوری داشتند و هزار و ۵۰۰ نفر بستری شدند؛ بسیاری از بازماندگان معادل ۹۵ درصد از این افراد دچار عوارض بلندمدت شدند: مشکلات تنفسی مزمن، آسیبهای چشمی منجر به نابینایی، مشکلات پوستی، اختلال در سیستم ایمنی، سرطان و اختلالات ژنتیکی.
سردشت بهعنوان سومین شهر جهان پس از هیروشیما و ناکازاکی که با سلاح کشتار جمعی هدف قرار گرفت، شناخته میشود؛ این حمله پیشدرآمدی برای حمله وحشتناکتر به حلبچه در مارس ۱۹۸۸ (اسفند ۱۳۶۶) بود که هزاران کُرد عراقی را کشت.
بازماندگان سردشت همچنان رنج میکشند، مطالعات پزشکی متعددی نشاندهنده افزایش مرگومیر، بیماریهای تنفسی، ناباروری و مشکلات روانی است؛ بسیاری از قربانیان نیاز به درمان مادامالعمر دارند و نسلهای بعدی نیز تحت تاثیر عوارض ژنتیکی قرار گرفتهاند.
از نظر اجتماعی-اقتصادی، شهر با چالشهای بازسازی، مهاجرت و ترومای جمعی روبهرو بوده است؛ ایران سردشت را نمادی از مقاومت و قربانی شدن غیرنظامیان قرار داده و هر سال سالگرد آن را گرامی میدارد.
عاملان و مشارکتکنندگان در جنایت جنگی سردشت
عامل اصلی، دولت وقت عراق تحت هدایت صدام حسین بود؛ ارتش رژیم بعث عراق بهویژه نیروی هوایی آن مستقیما مسئول برنامهریزی و اجرای حمله بود؛ عراق برنامه گسترده سلاح شیمیایی داشت که با کمک شرکتهای غربی مانند فروش مواد اولیه توسط Frans van Anraat هلندی توسعه یافت؛ صدام از تسلیحات شیمیایی برای جبران شکستهای نظامی و ایجاد تروما استفاده کرد و حمله به سردشت بخشی از استراتژی هدفگیری غیرنظامیان برای تضعیف روحیه ایران بود.
یکی از جنبههای تاریک این جنایت، حمایت یا سکوت قدرتهای غربی و دیگران بود؛ آمریکا اروپا و برخی کشورهای عربی، عراق را در برابر ایران حمایت کردند؛ با وجود گزارشهای سازمان ملل که استفاده عراق از تسلیحات شیمیایی را تایید کرد، شورای امنیت قطعنامههای ضعیفی مانند ۶۱۲ و ۶۲۰ صادر کرد که الزامآور نبودند.
نقش پرررنگ بازیگران غربی در جنایت جنگی سردشت
یکی از جنبههای بحثبرانگیز جنایت بمباران شیمیایی سردشت، نقش مستقیم و غیرمستقیم بازیگران غربی، بهویژه آمریکا و کشورهای اروپایی، در تسهیل برنامه تسلیحات شیمیایی عراق است؛ این حمایتها شامل تامین مواد پیشساز شیمیایی، فناوری، تجهیزات و اطلاعات بود که بدون آنها، عراق قادر به اجرای چنین حملههای گستردهای نبود.
آمریکا: دولت رونالد ریگان سیاست «عدم اجازه شکست عراق در برابر ایران» را اتخاذ کرد؛ اسناد سیا CIA و گزارشهای طبقهبندیشده نشان میدهد که آمریکا از سال ۱۹۸۳ از استفاده عراق از سلاح شیمیایی آگاه بود، اما هیچ اقدام بازدارندهای انجام نداد؛ برعکس، تصاویر ماهوارهای دقیق از موقعیت نیروهای ایرانی را در اختیار ارتش عراق قرار داد که مستقیما در برنامهریزی حملههای شیمیایی، ازجمله حمله به سردشت، مورد استفاده قرار گرفت.
دونالد رامسفلد، فرستاده ویژه ریگان ۲ بار با صدام دیدار کرد و روابط دیپلماتیک و اقتصادی احیا شد؛ آمریکا عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج کرد، اعتبارات کشاورزی و فناوریهای دو منظوره ارائه داد و حتی در سازمان ملل تلاش کرد شکایتهای ایران درباره استفاده از تسلیحات شیمیایی را کمرنگ کند.
گزارش ۲۰۱۳ فارین پالیسی صراحتا از همدستی آمریکا در حملههای شیمیایی سخن میگوید، زیرا اطلاعات دقیق این کشور به عراق کمک کرد تا حملههای شیمیایی را موثرتر و دقیقتر انجام دهد.
کشورهای اروپایی و آلمان: آلمان غربی بزرگترین تامینکننده فناوری و تجهیزات برای برنامه تسلیحات شیمیایی عراق بود؛ حدود ۵۲ درصد تجهیزات بینالمللی برنامه شیمیایی عراق منش آلمانی داشت؛ شرکتهایی مانند Karl Kolb و Pilot Plant کارخانههای «آفتکش» ساختند که در واقع برای تولید گاز خردل و عوامل عصبی استفاده شد؛ بیش از ۸۰ شرکت آلمانی در این زمینه فعال بودند.
هلند نیز نقش کلیدی داشت؛ Frans van Anraat، تاجر هلندی، بیش از هزار و ۲۰۰ تن thiodiglycol (پیشساز اصلی گاز خردل) و مواد دیگر را از ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ به عراق فروخت؛ این مواد مستقیما در تولید سلاحهای استفادهشده در سردشت و حلبچه به کار رفت. دادگاه لاهه در ۲۰۰۵ وی را به همدستی در جنایت جنگی محکوم کرد.
دیگر کشورهای اروپایی مانند فرانسه، ایتالیا و انگلیس نیز تجهیزات، مواد شیمیایی و فناوری ارائه دادند.
جنایت سردشت نهتنها محصول رژیم بعث عراق، بلکه نتیجه شبکهای از حمایتهای بینالمللی بود که اولویت ژئوپلیتیک را بر اصول حقوق بشر و قوانین جنگ مقدم داشت؛ عدم پاسخگویی این بازیگران، اعتماد به نظام بینالمللی را تضعیف کرده و درس تلخی برای موارد مشابه امروزی است.
- بیشتر بخوانید:
- بمباران شیمیایی سردشت؛ رنجی فراموش ناشدنی
- زخم شیمیایی سردشت؛ نمادی از واقعیت حقوق بشر غربی
انفعال جامعه بینالمللی و تلاشهای ایران
ایران بارها به سازمان ملل شکایت کرد و تیمهای تحقیق سازمان ملل استفاده رژیم بعث عراق را تایید کردند، اما واکنش موثر بینالمللی ضعیف بود؛ سازمان منع تسلیحات شیمیایی OPCW و شورای امنیت UNSC در سالهای بعد حملهها را محکوم کردند، اما پیگیری قضایی جدی انجام نشد.
قربانیان ایرانی همچنان برای عدالت مبارزه میکنند.
ابعاد حقوقی جنایت جنگی در سردشت
براساس قوانین بینالمللی جنگ استفاده از سلاح شیمیایی صراحتا ممنوع است:
پروتکل ۱۹۲۵ ژنو: ممنوعیت استفاده از گازهای خفهکننده و سمی در جنگ؛ عراق عضو این پروتکل است.
کنوانسیون سلاحهای شیمیایی (CWC) ۱۹۹۳: هرچند کنوانسیون سلاحهای شیمیایی (CWC) در سال ۱۹۹۳ پس از حمله سردشت تصویب شد، اما ممنوعیت استفاده از سلاحهای شیمیایی، پیشتر نیز بهعنوان قاعده عرفی حقوق بینالملل الزامآور بود.
قوانین عرفی بشردوستانه (IHL): براساس قوانین عرفی بشردوستانه، قاعده ۷۴ کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) استفاده از سلاحهای شیمیایی را در هر دو نوع درگیری مسلحانه بینالمللی و غیربینالمللی ممنوع کرده است.
حمله به غیرنظامیان براساس کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل الحاقی I، نقض اصول تفکیک (distinction)، تناسب (proportionality) و ممنوعیت رنج غیرضروری است.
هدفگیری بازار و مناطق مسکونی، جنایت جنگی و احتمالا جنایت علیه بشریت است.
در عین حال، حمایت و مشارکت بازیگران غربی در جنایت علیه سردشت، نقض پروتکل ۱۹۲۵ ژنو و اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی تلقی میشود؛ در حالی که غرب بعدها عراق را به دلیل تسلیحات شیمیایی محکوم و حمله کرد، در دهه ۱۹۸۰ سکوت یا حمایت فعال از آن، استاندارد دوگانهای را آشکار میکند که قربانیان سردشت همچنان از آن رنج میبرند.
تلاشهای قضایی برای پیگیری جنایت جنگی سردشت
دادگاه هلند: فرانس وان آنرات (Frans van Anraat)، تاجر هلندی، توسط دادگاه لاهه به اتهام «معاونت در جنایت جنگی» (complicity in war crimes) محکوم شد.
شکایتهای ایران: جمهوری اسلامی ایران بارها در سازمان ملل و سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW) پیگیری قضایی کرد، اما هیچگاه صدام به دلیل جنایتهای شیمیایی محاکمه نشد؛ وی در سال ۲۰۰۳ پس از حمله آمریکا به عراق اعدام شد، بدون آن که بهخاطر استفاده از سلاح شیمیایی مورد محاکمه قرار گیرد.
دادگاههای داخلی عراق: در دادگاههای عراق پس از سقوط رژیم بعث، تلاشهایی برای رسیدگی به برخی جنایتهای شیمیایی انجام شد، اما این اقدامها ناکافی، محدود و عمدتا نمادین بودند.
عدم ارجاع به دیوان بینالمللی کیفری ICC: هیچگاه پرونده جنایتهای شیمیایی عراق به دیوان بینالمللی کیفری ارجاع نشد، زیرا در آن زمان صلاحیت این دادگاه محدود بود و همچنین هیچ دادگاه ویژه بینالمللی برای رسیدگی به این جنایت تشکیل نشد.
سکوت بینالمللی، استاندارد دوگانه را نشان میدهد: همان قدرتهایی که تسلیحات شیمیایی را محکوم میکنند، در زمان جنگ از عراق حمایت کردند.
پیامدهای حقوقی امروز
این جنایت اهمیت کنوانسیون سلاحهای شیمیایی و مکانیسمهای تحقیق را برجسته کرد؛ قربانیان سردشت برای جبران خسارت، شناخت بینالمللی و مجازات حامیان تلاش میکنند؛ سازمان منع تسلیحات شیمیایی هر سال سالگرد را گرامی میدارد و بر لزوم عدالت تاکید دارد.
بمباران شیمیایی سردشت نهتنها یک فاجعه انسانی، بلکه نمادی از وحشت جنگ، استفاده از سلاحهای ممنوعه و ریاکاری بینالمللی است؛ تاریخ نشان میدهد که عدم پاسخگویی به چنین جنایتهایی، تکرار آنها را تسهیل میکند؛ جامعه جهانی باید با تقویت قوانین، حمایت از قربانیان و پیگیری قضایی، اطمینان حاصل کند که «هرگز دوباره» بیش از یک شعار باشد.
بازماندگان سردشت همچنان منتظر عدالت کامل هستند: عدالت برای قربانیان، درس برای تاریخ و ضمانتی برای آینده بدون سلاح شیمیایی.
انتهای پیام/

