اهمیت تنگه هرمز در اقتصاد جهانی
در حالی که به نظر میرسد مذاکرات بین ایران و آمریکا به سمت یک پیشرفت احتمالی پیش میرود، موضوع از دیدگاهی گستردهتر فقط آتشبس و پایان جنگ نیست؛ موضوع این است که آیا اقتصاد جهان میتواند از فرو رفتن عمیقتر در بحرانهای فزاینده انرژی، غذا و هزینههای زندگی با محوریت تنگه هرمز جلوگیری کند یا خیر.
فوریت حلوفصل تحولات اخیر در تنگه هرمز که نتیجه تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران است، برای جهان آشکار است.
تقریبا یک پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع معمولا از تنگه هرمز عبور میکند؛ در طول هفتههای اخیر، اختلال در حملونقل دریایی، تنشهای نظامی و کنترلهای رقابتی دریایی، هزینههای حملونقل، قیمت انرژی و حق بیمه را افزایش داده است.
با تداوم این روند، احتمالا پیامدهای آن به سرعت در سراسر اقتصاد جهانی گسترش خواهد یافت.
اقتصادهای ثروتمندتر اثرات این روند را احساس خواهند کرد؛ قیمتهای بالاتر سوخت، فشارهای تورمی را که در حال حاضر بر خانوارها در اروپا و آمریکای شمالی سنگینی میکند، تشدید خواهد کرد؛ دولتهایی که با کندی رشد و نگرانیهای مداوم در مورد هزینههای زندگی مواجه هستند، با افزایش مجدد قیمت حملونقل، برق و مواد غذایی، با فشار سیاسی جدیدی روبرو خواهند شد.
اثرات آن در کشورهای جنوب جهان هم قابل احساس خواهد بود.
در نتیجه، شوکهای انرژی در کل اقتصادها سرازیر میشوند؛ هزینههای حملونقل افزایش مییابد؛ تولید کشاورزی گرانتر میشود؛ تورم مواد غذایی سرعت میگیرد؛ امور مالی عمومی رو به وخامت میرود.
در واقع، اقتصاد جهانی همچنان بهشدت در برابر گلوگاههای ژئوپلیتیکی باریک آسیبپذیر است؛ تنگه هرمز صرفا یک آبراه منطقهای نیست، بلکه یکی از شریانهای اصلی سرمایهداری جهانی است و پیامدهای تحولات آن در عرض چند روز در سراسر جهان طنینانداز میشود.
قیمت مواد غذایی بهویژه به این اختلالها حساس است زیرا بازارهای انرژی و سیستمهای غذایی بهشدت به هم پیوسته هستند؛ تولید کود بهشدت به گاز طبیعی وابسته است؛ هزینههای حملونقل و سردخانه به قیمت نفت بستگی دارد؛ وقتی بازارهای انرژی بیثبات میشوند، هزینههای مواد غذایی تقریبا در همه جا افزایش مییابد.
یکی از پیامدهای جدی تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با تاثیر بر تنگه هرمز، این است که آیا اقتصاد جهانی شکنندهای که پیش از این تحت فشار بدهی، شوکهای اقلیمی و چندپارگی ژئوپلیتیکی قرار گرفته است، میتواند در برابر یک اختلال طولانی مدت انرژی دیگر مقاومت کند یا خیر.
آنچه در واشنگتن باید با جدیت بیشتر مورد توجه قرار گیرد، این است که اختلال طولانی مدت در تنگه هرمز برای مدت طولانی یک بحران منطقهای باقی نخواهد ماند؛ این امر تورم را تشدید میکند، ناامنی غذایی را بدتر میکند، سیستمهای بشردوستانه را تحت فشار قرار میدهد، ...
انتهای پیام/



