هدف بعثت؛ تعالی زندگی و اصلاح جوامع

به گزارش روزنامه کیهان در شماره امروز شنبه خود نوشت: ممکن است اشخاص و مکاتب دیگری، داعیة اصلاحات و اصلاحگری داشته باشند، که این از یک سو، عدم جامعیت مکاتب مادّی چه در شناخت انسان و چه در تبیین ضوابط و قوانین همهجانبه، و از دیگر سو، وجود منافع فردی و جناحی نامشروع و در تضاد با کمال بشریّت و جنبههای روحی و معنوی او، نمیتوانند در ادعای خود موفق شوند. وضعیت بشر در قرون اخیر، بویژه در کشورهای سرمایهداری غربی و شرقی، ناکامی و ناتوانی این مکاتب را فریاد میزند.
ادیان الهی، بویژه اکمل و اتّم آنها، یعنی اسلام با داشتن امکانات ویژه منطبق بر فطرت بشری و اهرمهای لازم برای ادارة جامعه، نشان دادهاند که تنها مکاتبی هستند که امکان اصلاحگری واقعی و حقیقی را دارا هستند. راه اصلاح رابطه فرد با خدا، فرد با جامعه، جوامع را با یکدیگر یا مسؤولان با مردم و بعکس، راه اصلاح مشکلات و نابسامانیها در حوزههای مختلف و عدالتگری را اسلام ارائه کرده است و نمونههای آن را در حکومت نبیّ مکرّم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) و امامعلی(علیهالسّلام) و در مشی ائمةاطهار (علیهمالسّلام) و حرکت عاشورا، بخوبی میتوان مشاهده کرد.
تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده اند
تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمدهاند، تمام. و همة آنها این مسئله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود. فرد هرچه بزرگ باشد- بالاترین فرد که ارزشش بیشتر از هر چیز است در دنیا- وقتی که با مصالح جامعه معارضه کرد این فرد، باید فدا بشود. سیدالشهدا روی همین میزان آمد، رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا کرد؛ که فرد باید فدای جامعه بشود، جامعه باید اصلاح بشود؛ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْط، باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا بکند. جانها را دادند، مالها را دادند، زحمتها کشیدند.
نمیشود گفت پیغمبر یک شب و روز راحت خوابیده باشد. تمام زمان عمرش صرف این شد که با هر ترتیبی که میشود، با قرآن، با احادیث خودش، با کلمات خودش، با موعظههای خودش[جامعه را اصلاح کند]. وقتی که میبیند نمیشود این، با شمشیر، با شمشیر میزند و اشخاصی [را] که میخواهند این جامعه را از بین ببرند و ملت را تباه بکنند، آن با شمشیر، وقتی نمیشود با بیّنه و میزان عمل کرد، با حدید عمل میکند.
ما همان ادعا [را] میکنیم که ما امّت رسولالله هستیم و شیعة علیبنابیطالب. ما باید مطالعه کنیم، ببینیم آنها چه کردند. شیعه این نیست که فقط بگوید من شیعه هستم، این است که ببیند چه کردند آنها، دنبال کند همان چیزهایی را که آنها کردند. پیغمبر اکرم چهقدر جنگ در زمان او واقع شد! برای اینکه اصلاح کند جامعه را، برای اینکه دست ستمکارها را کوتاه کند؛ دست این سرمایهدار چپاولگر را کوتاه کند، دست آن جبّارهای ظالم را کوتاه کند؛ تمام عمرش مشغول این بود در مکه. به آنطور نمیتوانست، به بیّنات و به میزان و به موعظهها عمل مىکرد تا وقتى که درصدد بود.
نه اینکه نشسته بود همینطور؛ [در] صدد بود، آدم جمع مىکرد تا وقتى که مدینه مهیّا شد و ایشان هم آمدند مدینه. دیگر همهاش مسائل، مسائل جنگ بود و مسائل سیاست بود و اینها. اگر امّت رسول اللَّه هستیم، این رسول اللَّه! اگر شیعة على بن ابى طالب هستیم، على بن ابى طالب چهقدر در جنگها رفت، در رکاب رسول اللَّه بود تا آخر که رسول اللَّه تشریف بردند. بعد یک جنگ باطنى داشت که صلاح این مىدید که باید اجتماع محفوظ بماند و باید این استقرار پیدا بکند. آن روزى هم که بعد از مسائل ایشان با او بیعت کردند، آن روز هم مطلب خودشان را گفتند؛ اوّل برنامهشان را گفتند و مهمترین برنامه این بود که من حتى آن چیزهایى که صداق کردید از چپاولگریها براى زنهایتان، آن [را] هم ازتان مىگیرم.
از آنجا که ایشان این ندا را در داد، دیدند نمىشود با این زندگى کرد. این غیر مسئله قبلى است. این باهاش زندگى نمىشود [کرد]. شروع کردند و سه تا جنگ مهم انجام داد حضرت امیر. چهقدر کشته شد از مسلمانها؟! چهقدر کشته شد از آن طرف؟! همه هم مسلمان بودند، مسلمان. آن مسلمان بازى خورده بود؛ آن طرف مسلمان بازى خورده بودند، این طرف مسلمانهاى هدایت شده بودند. لکن وقتى مسلمانى هم بازى خورد و به جنگ با مسلمانهاى هدایت شده برخاست، او هم جوابش حدید است.(27)
هدف بعثت، تعالی زندگی و اصلاح جوامع
روز «بعثت»، تحقیقاً بزرگترین روز در تاریخ بشریّت است. روز ولادتِ برجستهترین و شریفترین مفاهیم و ارزشهاست. بعثت نبىّاکرم علیهالصّلاةوالسّلام، یک حرکت عملى بود تا بشر را از یک سو به سرمنزل کمال فردى، روحى و معنوى، و از سوى دیگر به تعالى زندگى اجتماعى و اصلاح وضع جوامع برساند. مسئله این است که در بعثت پیغمبر، آنچه به مردم هدیه شد، فقط تعدادى مفاهیم خشک و ارائة طریقى که رهروى در آن نیست و کسى زِمام امور مردم را در آن راه در دست ندارد، نبود. از لحظة اوّل، این بعثت در وجود خودِ آن بزرگوار و سپس در روح و جان و در عمل مؤمنین به این پیام، تحقّق یافت و جاهلیّت، از لحظة اوّل، از این پیام ضربه خورد و با آن مقابله کرد.
این، خصوصیت بعثت انبیاست.(28)تقویت رابطه با خدا، راه اصلاح کارهادر حریم قدس یاد الهى، دلِ آلوده را راه نمىدهند؛ باید شست وشو کنیم. اگر دل توانست با یاد خدا خود را معطّر و مزیّن کند، بدون تردید اجابت الهى براى او میسّر خواهد شد؛ «ادعونى استجب لکم».(29) هیچ دعایى بىاستجابت نیست. استجابت به معناى این نیست که خواستة انسان حتماً برآورده خواهد شد - ممکن است برآورده بشود، ممکن است به علل و مصالح و موجباتى برآورده هم نشود - اما استجابت الهى هست. استجابت الهى، پاسخ و توجه و التفات خداست؛ ولو آن خواستهاى که من و شما داریم - که اى بسا خیال مىکنیم این خواسته به نفع ماست، اما به زیان ماست - تحقق هم پیدا نکند؛ اما «یا اللَّه»ِ شما بیگمان لبّیکى به دنبال خود دارد.
سعى کنیم دلها را معطّر کنیم؛ امروز ما به این تطهیر دلها بسیار نیاز داریم. من بیش از همة شما به این علاج الهى محتاجم و مجموعة ما که مسؤولیتهاى سنگینى بر دوش داریم، بیش از کسانى که این مسؤولیتها را ندارند، محتاجیم. کار ما سنگین است. خداى متعال خودش آن عبادتهاى سنگین، آن بیداریهاى شبانه، آن گریهها و آن تضرّعها را در همة میدانها بر نبى اکرم لازم مىکند و از او مىخواهد؛ چون بار او سنگین است. هرکس به تناسب سنگینى بار خود، به تقویت این رابطه با خداى متعال احتیاج دارد. اگر توانستیم این رابطه را تقویت کنیم، کارهامان اصلاح خواهد شد؛ راهمان باز خواهد شد؛ ذهنمان روشن خواهد شد و افق در مقابل ما روشنى خواهد یافت.
اما اگر این گره را باز نکردیم، کارهاى ما به سامانِ لازم نخواهد رسید. ممکن است انسان در چیزهایى موفّق شود، اما هدف در موفّقیتهاى دنیایى متوقّف نمىشود. هدف انسان موحّد بسیار فراتر از هر چیزى است که در چارچوب عالم مادّه است؛ اگرچه آنچه در چارچوب عالم مادّه است، همه به عنوان مقدّمه و راه و صراط به سوى آن هدفها مطرح است. شما نمىتوانید از این صراط عبور نکنید، اما در این صراط نباید متوقّف شوید. هدف را باید فراتر از خواستههایى که در چارچوب این عالم است، تعیین کرد. امیدواریم که خداوند متعال به من و شما توفیق دهد تا بتوانیم این کارها را انجام دهیم.(30)
پانوشتها:
27 - صحیفة امام، ج 15، صص 217 و 218.
28 - بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با کارگزاران، در روز «عید مبعث»...، 29/9/1374.
29 - سورة غافر، آیة 60.
30 - بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، 19/04/1379.

