پرونده جفری اپستین و سازوکارهای نامرئی نفوذ در ساختار قدرت
عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان به پرونده جفری اپستین، مجرم جنسی پرداخته و ابعاد و پیامدهای گسترده این پرونده را در آمریکا و غرب تشریح کرد.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
پرونده اپستین را میتوان نه صرفاً بهعنوان داستان سقوط یک سرمایهدار مرموز، بلکه بهمثابه روزنهای به درون معماری قدرت در جوامع مدرن فهم کرد. وسوسه روایتهای رازآلود و فهرستسازی از نامهای بزرگ همواره قوی است؛ رسانهها، شبکههای اجتماعی و افکار عمومی جذب درامی میشوند که در آن ثروت، شهرت و انحراف اخلاقی به هم گره خوردهاند. اما تمرکز افراطی بر چهرهها، ما را از پرسش بنیادیتر دور میکند: چه سازوکارهایی اجازه میدهند چنین شبکههایی شکل بگیرند، رشد کنند و برای مدتی طولانی از نظارت مؤثر در امان بمانند؟
در نظامهای پیچیده سیاسی و اقتصادی، قدرت اغلب نه در دست یک فرد، بلکه در دل شبکههایی از روابط متقاطع جریان دارد؛ شبکههایی که در آن سرمایه مالی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین به هم تبدیل میشوند. اپستین صرفاً فردی با داراییهای چشمگیر نبود؛ او به حلقههایی دسترسی داشت که سیاستمداران، مدیران شرکتهای بزرگ، دانشگاهیان برجسته و چهرههای فرهنگی را به هم پیوند میداد. همین دسترسی، مهمترین دارایی او بود. در چنین ساختاری، «نزدیکی به قدرت» خود به نوعی سپر تبدیل میشود؛ سپری غیررسمی، اما کارآمد که میتواند روند پرسشگری، پیگیری قضایی و حتی قضاوت اخلاقی را کند یا منحرف کند.
نکته کلیدی اینجاست که این وضعیت الزاماً محصول توطئهای منسجم و هماهنگ نیست. در بسیاری از موارد، آنچه رخ میدهد نتیجه همگرایی منافع، سکوتهای منفعتطلبانه و تمایل طبیعی نخبگان به اعتماد به همردههای خود است. هنگامی که فردی در محافل معتبر رفتوآمد میکند، در دانشگاههای تراز اول حضور دارد و با چهرههای صاحبنفوذ عکس یادگاری میگیرد، نوعی اعتبار ثانویه کسب میکند که به او مشروعیت میبخشد. این مشروعیت ممکن است حتی پیش از آنکه شایستگی واقعی اثبات شود، به رسمیت شناخته شود. بدین ترتیب، شبکه بهصورت خودکار از اعضای خود محافظت میکند؛ نه لزوماً از سر همدستی، بلکه به دلیل سوگیریهای نهادی و اجتماعی.
پرونده اپستین همچنین شکاف میان ادعای برابری در برابر قانون و تجربه زیسته شهروندان عادی را برجسته کرد. وقتی افکار عمومی احساس کند که دسترسی به وکلا، روابط سیاسی و منابع مالی میتواند مسیر عدالت را تغییر دهد، اعتماد به نهادها تضعیف میشود. این فرسایش اعتماد، پیامدی بسیار گستردهتر از سرنوشت یک فرد دارد. سرمایه اجتماعی، که ستون فقرات هر نظام سیاسی باثبات است، در چنین شرایطی آسیب میبیند. در غیاب اعتماد، زمینه برای رشد بدبینی فراگیر، روایتهای افراطی و قطبیشدن سیاسی فراهم میشود. مردم نهتنها به افراد، بلکه به خود قواعد بازی نیز مشکوک میشوند.
از منظر تحلیلی، مهم است که میان «استثنا» و «نشانه» تمایز بگذاریم. اگر اپستین را استثنایی نادر بدانیم، میتوانیم با حذف او احساس آسودگی کنیم و به روال عادی بازگردیم. اما اگر او را نشانهای از تمرکز فزاینده ثروت و نفوذ در دست شبکههای محدود ببینیم، آنگاه مسئله عمیقتر میشود. در دهههای اخیر، پیوند میان سرمایه مالی و دسترسی سیاسی در بسیاری از جوامع تقویت شده است. دانشگاهها برای جذب کمکهای مالی رقابت میکنند، سیاستمداران به منابع خصوصی برای تأمین هزینههای انتخاباتی نیاز دارند و شرکتهای بزرگ در شکلدهی به دستورکار عمومی نقش فزایندهای ایفا میکنند. در چنین محیطی، مرز میان نفوذ مشروع و نفوذ مسئلهدار بهآسانی مبهم میشود.
نکته دیگر، نقش شفافیت و پاسخگویی است. نهادهایی که بهطور مؤثر اطلاعات را منتشر میکنند، تضاد منافع را افشا میسازند و سازوکارهای نظارتی مستقل دارند، کمتر مستعد شکلگیری حبابهای مصونیت هستند. اما شفافیت صرف کافی نیست؛ باید ارادهای نهادی برای اجرای قواعد نیز وجود داشته باشد. بدون اجرای بیطرفانه قانون، حتی بهترین مقررات روی کاغذ باقی میمانند. تجربه نشان میدهد که تمرکز بیش از حد قدرت چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه سیاسی خطر ایجاد حلقههای بسته و خودتقویتکننده را افزایش میدهد.
در نهایت، جذابیت روایتهای پرهیجان نباید ما را از اصلاحات ساختاری بازدارد. اگر تمام انرژی عمومی صرف کشف جزئیات تکاندهنده شود، توجه از اصلاح قواعد تأمین مالی سیاسی، تقویت استقلال قضایی و افزایش شفافیت نهادی منحرف میشود. آنچه اهمیت دارد، بازسازی اعتمادی است که آسیب دیده است؛ اعتمادی که تنها از طریق اعمال قواعد یکسان برای همگان و کاهش وابستگی متقابل میان ثروت و قدرت احیا میشود. اپستین شاید دیگر در صحنه نباشد، اما پرسشی که پرونده او برجای گذاشت همچنان پابرجاست: آیا نظامهای مدرن میتوانند خود را در برابر وسوسه تمرکز و تبانی غیررسمی اصلاح کنند، یا همچنان اجازه خواهند داد شبکههای محدود، قواعد بازی را در سایه بازتعریف کنند؟
- بیشتر بخوانید:
- پرونده اپستین و استاندارد دوگانه عدالت در آمریکا
- رسوایی اپستین، پروندهای که هرگز بسته نمیشود
انتهای پیام/



