آینده مبهم پدل زیر سایه تصمیمات غیرکارشناسی و چالشهای مدیریتی/ فرصت طلایی که در حال هدر رفتن است
رشته پدل در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان رشد قابل توجهی داشته و به یکی از ورزشهای پرطرفدار راکتی تبدیل شده است. این روند در ایران نیز از سالها پیش آغاز شده و استقبال نسبی ورزشکاران و بخش خصوصی نشان میدهد که این رشته ظرفیت تبدیل شدن به یک ورزش پرمخاطب را دارد. با این حال، مدیریت این رشته با چالشها و ضعفهایی مواجه است که در صورت ادامه، میتواند روند توسعه آن را با مشکلات جدی روبهرو کند.
با گذشت زمان و افزایش علاقه به این رشته، روند سازماندهی آن در ایران نیز شکل جدیتری به خود گرفت. اواخر دیماه سال ۱۳۹۸ بود که با تلاشها و پیشنهاد مسعود سلیمانی، رئیس وقت فدراسیون اسکواش و پس از تأیید وزارت ورزش و جوانان ساختار پدل از کمیته به انجمن ارتقا یافت و زیر نظر فدراسیون اسکواش فعالیت خود را ادامه داد.
در همان مقطع که پدل هنوز رشتهای نوپا و نسبتاً ناشناخته به شمار میرفت، روند توسعه آن با سرعت قابل توجهی آغاز شد. استقبال علاقهمندان از این رشته افزایش یافت و خیلی زود مسابقات داخلی شکل گرفت. حتی نخستین رقابتهای انتخابی تیم ملی زنان برگزار شد و ایران توانست میزبانی رقابتهای جهانی این رشته را نیز از فدراسیون جهانی پدل دریافت کند؛ اتفاقی که نشان میداد این رشته میتواند آینده قابل توجهی در ورزش ایران داشته باشد.
پدل به دلیل ویژگیهای خاص خود به سرعت در کشور توسعه پیدا کرد و نهتنها در میان ورزشکاران رشتههای راکتی بلکه در میان عموم مردم نیز طرفداران زیادی یافت. با این حال، در حالی که پایههای این رشته در حال تقویت بود، اواخر آبانماه سال ۱۴۰۱ اتفاق مهمی رخ داد. داوود عزیزی، رئیس فدراسیون تنیس، با اعلام اضافه شدن پدل به این فدراسیون گفت: پس از بررسیهای صورتگرفته و با توجه به ماهیت این رشته، درخواستی به وزارت ورزش ارائه شد که در نهایت با انتقال پدل به فدراسیون تنیس موافقت شد. به اعتقاد برخی منتقدان همین انتقال را میتوان آغاز فصل تازهای از چالشها در مدیریت این رشته دانست.
زمانی که پدل تحت مدیریت فدراسیون اسکواش قرار داشت، این رشته تقریباً فاقد زیرساخت بود و تنها یک زمین در اختیار داشت، اما در ادامه با سرمایهگذاری بخش خصوصی و افزایش استقبال عمومی، زمینها و باشگاههای متعددی در نقاط مختلف کشور ساخته شد و این موضوع نقش مهمی در توسعه آن ایفا کرد.
در همین دوره باشگاههای متعددی فعالیت خود را آغاز کردند و برای نخستین بار تیمهای ملی مردان و زنان ایران در مسابقات جهانی شرکت کردند. تشکیل تیم ملی بانوان، آغاز فعالیت تیمهای پایه و برگزاری رقابتهای ردههای سنی مختلف، فضای تازهای از انگیزه و امید را در میان فعالان این رشته ایجاد کرد. بسیاری از ورزشکارانی که در آن زمان وارد چرخه استعدادیابی شدند، امروز در ردههای بالاتر تیمهای ملی حضور دارند.
با این حال، پس از تغییرات مدیریتی و انتقال این رشته به فدراسیون تنیس، بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند روند توسعه پدل دچار توقف شد. به اعتقاد آنان، ظرفیتهایی که در سالهای نخست ایجاد شده بود به درستی مورد استفاده قرار نگرفت و نهتنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه برخی از دستاوردهای قبلی نیز به تدریج از بین رفت؛ تا جایی که به باور برخی کارشناسان، امروز از آن موج اولیه توسعه پدل تنها نامی باقی مانده است.
مدیریت این رشته در سالهای اخیر با چالشها و ضعفهایی مواجه بوده که در صورت ادامه، میتواند روند توسعه آن را با مشکل جدی روبهرو کند. یکی از مهمترین انتقادها به مدیریت پدل، نبود برنامهریزی بلندمدت و استراتژی مشخص برای توسعه این رشته است. در بسیاری از موارد، تصمیمگیریها بهصورت مقطعی و بدون چشمانداز مشخص انجام میشود. این مسئله باعث شده مسیر رشد پدل بیشتر به شکل پراکنده و وابسته به فعالیتهای فردی یا بخش خصوصی پیش برود، نه بر اساس یک برنامه جامع و هماهنگ.
مشکل دیگر، ضعف در ساختار اجرایی و تخصصی مدیریت این رشته است. در برخی موارد، افرادی در جایگاههای مدیریتی قرار گرفتهاند که تجربه و شناخت کافی از پدل و نیازهای فنی آن ندارند. چنین شرایطی موجب شده تصمیمات مدیریتی گاهی با واقعیتهای این ورزش همخوانی نداشته باشد و فرصتهای مهم برای توسعه آن از دست برود.
همچنین نبود شفافیت در برخی تصمیمگیریها، بهویژه در زمینه برگزاری مسابقات، انتخاب مسئولان اجرایی و نحوه حمایت از باشگاهها و بازیکنان، یکی دیگر از انتقادهای مطرح در جامعه این رشته است. بسیاری از فعالان پدل معتقدند که اگر فرآیندهای مدیریتی شفافتر و مشارکتیتر باشد، اعتماد فعالان این رشته افزایش پیدا میکند و زمینه برای رشد سریعتر آن فراهم میشود.
از سوی دیگر، توجه ناکافی به استعدادیابی و توسعه پایه نیز از نقاط ضعف مدیریت فعلی محسوب میشود. در حالی که توسعه پایدار هر رشته ورزشی نیازمند سرمایهگذاری در ردههای پایه و آموزش مربیان است، در پدل تمرکز بیشتر بر برگزاری مسابقات محدود و فعالیتهای کوتاهمدت بوده است. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت باعث دیده شدن رشته شود، اما در بلندمدت مانع شکلگیری یک بدنه قوی از بازیکنان و مربیان خواهد شد.
یکی دیگر از انتقادهای جدی مطرحشده به مدیریت این رشته، موضوع تعارض منافع در برخی تصمیمگیریهاست. منتقدان معتقدند واگذاری مسئولیتهای کلیدی به افرادی که همزمان مدیریت باشگاههای فعال را نیز برعهده دارند، باعث شده توازن رقابتی میان باشگاهها از بین برود. به عنوان نمونه گفته میشود تمرکز فعالیتهای فنی در یک باشگاه خاص موجب شده نقش سایر باشگاهها در فرآیند استعدادیابی و بازیکنپروری کمرنگ شود.
در این میان، حضور داریوش صابر به عنوان سرمربی تیم ملی نیز با انتقادهایی از سوی برخی کارشناسان همراه بوده است. آنان معتقدند تمرکز فعالیتهای فنی در یک مجموعه خاص باعث شده بسیاری از ورزشکاران برای رسیدن به پیراهن تیم ملی ناچار باشند از مسیر همان باشگاه عبور کنند؛ مسئلهای که میتواند به تضعیف رقابت سالم میان باشگاهها منجر شود.
از سوی دیگر، برخی فعالان این رشته نسبت به روند انتخاب مسئولان کمیتهها و کادرهای فنی نیز انتقاد دارند و معتقدند فرآیند تصمیمگیریها میتوانست با شفافیت و نگاه کارشناسی بیشتری انجام شود. به باور این گروه، در میان مربیان و متخصصان این رشته افراد توانمندتری نیز وجود داشتند که میتوانستند در جایگاههای مدیریتی یا فنی مورد استفاده قرار گیرند.
مجموع این مسائل باعث شده رشتهای که در سالهای ابتدایی مسیر خود نشانههای روشنی از رشد و شکوفایی داشت، امروز با نوعی رکود و کاهش انگیزه در میان فعالانش مواجه شود. این در حالی است که پدل در بسیاری از کشورهای جهان یکی از سریعترین رشتههای در حال رشد به شمار میرود و حتی در برخی کشورها به یکی از ورزشهای مهم در حوزه قهرمانی تبدیل شده است.
با توجه به این شرایط، برخی کارشناسان معتقدند شاید یکی از راهکارهای احیای این رشته، بازنگری در ساختار مدیریتی آن باشد. در سالهای اخیر وزارت ورزش و جوانان نشان داده است که در برخی رشتههای نوظهور که ظرفیت رشد و حتی مدالآوری دارند، از مدل انجمنهای مستقل استفاده میکند؛ نمونههایی مانند MMA ، کریکت یا سپک تاکرا.
به همین دلیل، برخی فعالان پدل بر این باورند که ایجاد یک انجمن مستقل برای این رشته میتواند به تمرکز بیشتر بر توسعه آن کمک کند و مانع از قرار گرفتن آن در حاشیه سایر رشتهها شود. در چنین شرایطی، استفاده از نیروهای متخصص، ایجاد شفافیت در تصمیمگیریها و تدوین یک برنامه بلندمدت میتواند بار دیگر مسیر رشد این رشته را هموار کند.
در مجموع، پدل در ایران هنوز در مرحله شکلگیری و توسعه اولیه قرار دارد و رشتهای جوان است که همین موضوع فرصت مناسبی برای اصلاح ساختار مدیریتی و تدوین برنامههای علمی و هدفمند فراهم میکند. اگر مدیران این رشته بتوانند با استفاده از تجربه کشورهای موفق، ایجاد شفافیت در تصمیمگیریها و بهرهگیری از نیروهای متخصص، با نگاهی کارشناسیتر به توسعه آن بپردازد و مسیر مدیریت پدل را اصلاح کنند، میتوان امیدوار بود که این رشته در آینده نزدیک جایگاه مهمی در ورزش کشور پیدا کند و شاید بتوان بار دیگر همان شور و هیجانی را که در سالهای نخست شکل گرفته بود، به زمینهای پدل کشور بازگرداند.
انتهای پیام/

