از بوسنی تا سوئد به صرفِ غرامت!/ وقتی مدیریت، بزرگترین رقیب استقلال میشود
استقلال این روزها فقط با چالشهای ادامه لیگ، سهمیه و قهرمانی دستوپنجه نرم نمیکند؛ بحران اصلی در لایههای مدیریتی رخنه کرده و هر بار به شکلی تازه خود را نشان میدهد. باشگاهی که باید در مسیر بازسازی و ثبات حرکت کند، حالا درگیر سلسلهای از تصمیمهای پرهزینه شده که نهتنها آرامش را از تیم گرفته، بلکه سایه پروندههای حقوقی و غرامتهای سنگین را هم بر سر آبیها انداخته است.
در میان نامهای دردسرساز برای استقلال، بیش از همه باید به فابیو کاریله، کارلوس استراندبرگ، ودران کیوسفسکی و آلمدین زیلیکیچ اشاره کرد؛ چهرههایی که یا هرگز برای استقلال بازی نکردند یا حتی رسماً وارد پروژه فنی این تیم نشدند، اما حالا نامشان در فهرست پروندههای پرهزینه باشگاه دیده میشود.
یکی از مهمترین این پروندهها مربوط به فابیو کاریله، سرمربی برزیلی است. در دوره مدیریت علی نظریجویباری و پیش از انتخاب نهایی ریکاردو ساپینتو، استقلال با کاریله وارد مذاکره شد. نقطه بحرانی ماجرا ارسال سندی در قالب قرارداد رسمی با مهر و امضای باشگاه برای این مربی بود؛ اقدامی که حالا به ادعای او پشتوانه شکایت حقوقیاش تبدیل شده است. هرچند مدیرعامل سابق استقلال مدعی است اسناد ردوبدلشده صرفاً پیشنویس بوده، اما گفته میشود کاریله با استناد به همین مدارک در فیفا طرح کرده و غرامتی در حدود ۱.۲ میلیون دلار میخواهد. اگر استقلال در این پرونده محکوم شود، با توجه به نرخ روز ارز، این مبلغ میتواند به حدود ۳۰۰ میلیارد تومان برسد؛ رقمی سنگین برای مربی که حتی یک روز هم روی نیمکت آبیها ننشست.
در ادامه همین روند، حالا نام کارلوس استراندبرگ، مهاجم ۳۰ ساله سوئدی، نیز به پروندههای دردسرساز استقلال اضافه شده است. در شرایطی که استقلال همزمان مشغول بررسی چند گزینه در خط حمله بود و مذاکرات با برخی مهاجمان از جمله دوکنز نازون به نتیجه نرسیده بود، پروژه جذب استراندبرگ آغاز شد. اما طبق گزارشها، در این پرونده هم همان اشتباه تکرار شده و به جای پیشنویس، نسخهای رسمی با مهر و امضای باشگاه برای این بازیکن ارسال شده است. استراندبرگ که اکنون در فوتبال چین حضور دارد، با تکیه بر همین مدارک از استقلال به فیفا شکایت کرده است. رقم قرارداد مورد توافق با او ۸۰۰ هزار دلار عنوان شده و در صورت موفقیت حقوقی این بازیکن، باشگاه ممکن است با غرامتی در حدود ۱۵۰ میلیارد تومان روبهرو شود؛ آن هم برای مهاجمی که حتی یک دقیقه هم برای استقلال به میدان نرفت، اما باشگاه گفته که در این پرونده پیروز خواهد شد.
در کنار این ۲ پرونده تازه، استقلال هنوز از تبعات پرونده ۲ بازیکن بوسنیایی هم رها نشده است؛ ودران کیوسفسکی و آلمدین زیلیکیچ ۲ بازیکنی که با نظر احمد شهریاری، رئیس پیشین هیئتمدیره باشگاه جذب شدند، اما بدون حتی یک دقیقه بازی رسمی، قراردادشان فسخ شد. این تصمیم برای استقلال بسیار گران تمام شد؛ چرا که طبق گزارشها، مجموع هزینه پرداختی به این دو بازیکن حدود ۱.۳ میلیون یورو بوده است. افزون بر این، پرونده آنها برای باشگاه تبعات انضباطی و حقوقی هم به همراه داشت و به یکی از نمادهای آشفتگی مدیریتی در سالهای اخیر تبدیل شد.
وجه مشترک همه این پروندهها، فقط رقم بالای خسارت نیست؛ بلکه این واقعیت است که باشگاه بدون دستاورد فنی، وارد تعهدات مالی سنگین شده است. استقلال برای مربی که هرگز نیامد، برای مهاجمی که هرگز بازی نکرد و برای ۲ بازیکنی که حتی فرصت حضور رسمی پیدا نکردند، حالا با هزینههایی روبهروست که میتواند ساختار مالی باشگاه را تحت فشار جدی قرار دهد.
در این میان، نقش علی نظریجویباری به عنوان مدیرعامل وقت، بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است. او از دیماه ۱۴۰۳ هدایت اجرایی باشگاه را در دست گرفت و پس از ماههایی پرحاشیه و انتقادهای گسترده به همراه تاجرنیا، سرانجام بعد از شکست استقلال در سوپرجام برابر تراکتور از سمت خود کنار رفت. با این حال، تبعات تصمیمهایی که در دوره مدیریتش اتخاذ شده، هنوز ادامه دارد. گفته میشود برخی مذاکرات حساس بدون هماهنگی کامل با سایر ارکان مدیریتی باشگاه انجام شده و همین موضوع حالا به یکی از محورهای اصلی بررسیها تبدیل شده است.
استقلال اکنون در وضعیتی قرار دارد که علاوه بر نگرانی درباره غرامتهای احتمالی، باید به تبعات این پروندهها بر وضعیت بینالمللی خود نیز فکر کند؛ بهویژه در شرایطی که موضوع باز شدن پنجره نقلوانتقالاتی برای این باشگاه اهمیت زیادی دارد. تشکیل پروندههای تازه در فیفا میتواند این مسیر را پیچیدهتر کند.
بر همین اساس، گفته میشود کمیته حقوقی هلدینگ خلیج فارس قرار است به طور ویژه ماجرا را بررسی کند و در صورت اثبات سهلانگاری مدیریتی، احتمال تغییرات تازه در ساختار باشگاه و حتی پیگیری حقوقی علیه مدیران وقت نیز وجود دارد. آنچه امروز استقلال را تهدید میکند، فقط چند شکایت خارجی نیست؛ بلکه تکرار مجموعهای از خطاهای مدیریتی است که اگر متوقف نشود، هر مذاکره نافرجام میتواند به یک بحران تازه تبدیل شود.
انتهای پیام/

