از خانهای با دو دختر زخمی تا پشتبامیپرخطر/ وقتی دانشجوی پزشکی در میدان جنگ ماند تا امدادگر هلال احمر باشد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ در این روزهای بحرانی، در عملیاتهای امدادی، گاهی فاصله میان خطر و نجات فقط چند دقیقه است. نیروهای امداد باید در همان دقایق نخست به محل حادثه برسند، مصدومان را پیدا کنند و آنها را به مکان امن منتقل کنند.
تصمیم گرفتم کنار مردم بمانم
آرتا عربزاده دانشجوی سال سوم پزشکی است و بیشتر روزهای سال را خارج از کشور زندگی میکند. با این حال در زمانهایی که در ایران حضور دارد، به عنوان داوطلب در عملیاتهای امدادی شرکت میکند. تجربه او در بحرانهای مختلف باعث شده حضور در میدان جنگ برایش موضوع تازهای نباشد. او توضیح میدهد: دانشجوی سال سوم پزشکی هستم و در خارج از کشور زندگی میکنم، اما داوطلب هلال احمر هستم. قبل از شروع حملات، زمان تعطیلی دانشگاهها بود و در ایران بودم. وقتی حملات شروع شد، دیگر برنگشتم و تصمیم گرفتم اینجا بمانم و در کنار مردم بمانم. در جنگ ۱۲ روزه هم حضور داشتم. تقریباً هر مخاطره طبیعی یا غیرطبیعی که در کشور رخ داده، اگر در ایران بودهام، حضور پیدا کردهام.
داوطلبانه در صحنه
مأموریت نیروهای هلال احمر در چنین شرایطی مشخص است: بررسی محل، انتقال مصدومان و در صورت نیاز خارج کردن پیکر کسانی که جان خود را از دست دادهاند. آرتا عربزاده، یکی از داوطلبانی بود که در این عملیاتها حضور داشت. او میگوید: «ما از ساختمان صلح به پنج عملیات اعزام شدیم. محلهایی که مورد اصابت قرار گرفته بودند. مأموریت ما این بود که اگر کسی مصدوم شده او را منتقل کنیم و اگر کسی شهید شده بود پیکرش را از محل خارج کنیم.»
کمک رسانی در بحرانهای مختلف
پیش از این حوادث نیز او در چند بحران بزرگ در نقاط مختلف کشور فعالیت کرده بود. زلزله، سیل و انفجارهای صنعتی از جمله موقعیتهایی بوده که نیروهای داوطلب برای کمک به مردم به آنجا اعزام شدهاند. عرب زاده میگوید: «در زلزله خوی، سیل دشتیاری و انفجار بندرعباس حضور داشتم. ما یک مجموعه خیریه هم داریم که در بحرانها کمکرسانی میکند. هم کمک امدادی انجام میدهیم و هم کمک مالی. از خیران مختلف کمک میگیریم و در مناطق بحرانزده توزیع میکنیم.»
این فعالیتها گاهی شامل تأمین اقلام ضروری برای مصدومان نیز میشود. به گفته او، در برخی بحرانها نیازها بسیار متنوع است و تیمهای داوطلب تلاش میکنند بخشی از این نیازها را تأمین کنند: «در انفجار بندرعباس مثلاً ماسک و کرمهای مخصوص سوختگی تهیه کردیم و میان آسیبدیدگان توزیع کردیم. الان در این شرایط تمرکز ما فقط روی امدادرسانی است.»
ثانیههای دلهره آور یک عملیات نجات
در عملیاتهای اخیر، تیم او به چند نقطه مختلف در شهر اعزام شد. هر محل شرایط متفاوتی داشت و نوع امدادرسانی نیز بسته به وضعیت مصدومان تغییر میکرد. چهار عملیات اصلی در محلهای انفجار بود. در هر کدام از این نقاط باید وضعیت ساختمانها را بررسی میکردیم و اگر کسی داخل مانده بود او را خارج میکردیم.
وی افزو:در یکی از این عملیاتها، خانوادهای در یک خانه مسکونی گرفتار شده بودند. مادر خانواده توانسته بود از خانه خارج شود، اما دو دختر او همچنان داخل ساختمان باقی مانده بودند و یکی از آنها آسیب دیده بود. آرتا عربزاده روایت میکند: «وقتی رسیدیم، مادر خانواده بیرون خانه بود. دم در افتاده بود و گفت دخترم در خانه است و از ناحیه سر آسیب دیده. حالش خیلی بد بود. گفت با خواهر بزرگترش داخل خانه مانده. ما سریع وارد ساختمان شدیم.
این امدادگر بیان کرد: در چنین شرایطی، سرعت عمل اهمیت زیادی دارد. امدادگران باید مصدوم را پیدا کنند، خونریزی را کنترل کنند و در کوتاهترین زمان او را به مرکز درمانی منتقل کنند: دختر را پیدا کردیم و پدربزرگش هم رسید. سریع او را به آمبولانس منتقل کردیم. خونریزیاش را بند آوردیم و بعد به بیمارستان فرستادیم. در همان حادثه مشخص شد که وضعیت خانواده بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسید. پدر خانواده در همان حادثه جان خود را از دست داده بود و مادر نیز زخمیشده بود: بعد فهمیدیم پدر خانواده شهید شده و مادر هم زخمیشده است. با این حال همان مادر با وجود حال بدش خودش بیرون آمده بود و گفته بود دخترهایم بالا هستند. همین باعث شد ما سریعتر وارد شویم.
تلخترین صحنه
یکی از سختترین صحنههایی که او در این مأموریتها تجربه کرد، در محل حادثهای در نزدیکی فراجا رخ داد. تیم امدادی تقریباً همزمان با لحظه اصابت به محل رسیده بود و شرایط هنوز بسیار ناپایدار بود: تلخترین صحنه برای من در فراجا بود. ما تقریباً لحظه اصابت رسیدیم. مردی کنار دیوار افتاده بود و از ناحیه کمر آسیب دیده بود.
برای رسیدن به مصدوم، او مجبور شد از دیوار بالا برود و به سمت محل سقوط کند. این کار با خطر همراه بود، زیرا ارتفاع زیاد بود و احتمال انفجار دوباره هم وجود داشت. او توضیح میدهد: از دیوار ساختمان بالا رفتم و پریدم پایین. ارتفاع حدود یک و نیم تا دو متر بود و احتمال اینکه سقوط کنم هم وجود داشت. اما باید سریع به مصدوم میرسیدم. آن مرد زیر آوار نبود، اما موج انفجار او را با شدت به سمت دیوار پرتاب کرده بود. تلاش کردیم او را بدون ایجاد آسیب بیشتر جابهجا کنیم. زیر آوار نبود، اما موج انفجار او را به دیوار کوبیده بود. سعی کردیم با احتیاط منتقلش کنیم.
مسیر سخت برای نجات
در همان محل، دو مصدوم دیگر نیز در موقعیتی دشوار گرفتار شده بودند. آنها بر اثر موج انفجار از پنجره ساختمان به بیرون پرتاب شده و روی پشتبام ساختمان کناری افتاده بودند. او روایت میکند: دو نفر دیگر هم در یک ساختمان بودند که از پنجره پرت شده بودند روی پشتبام ساختمان بغلی. ما به پشتبام رفتیم و آنها را پیدا کردیم.
انتقال مصدومان از پشتبام به سطح خیابان کار آسانی نبود. مسیر دسترسی محدود بود و باید با دقت انجام میشد. وی افزود: به سختی توانستیم آنها را پایین بیاوریم و به تیمهای درمانی تحویل بدهیم.
در همان عملیات، چند نفر نیز جان خود را از دست داده بودند و نیروهای امدادی وظیفه انتقال پیکر آنها را نیز بر عهده داشتند. او توضیح میدهد: در آن محل چهار نفر شهید شده بودند و دو نفر هم زخمیبودند که منتقل شدند.
ادامه فداکاری
با وجود این تجربهها و خطرهایی که در طول عملیات وجود دارد، او همچنان در کنار تیمهای امدادی فعالیت میکند و میگوید تصمیم دارد به کار خود ادامه دهد. او در پایان میگوید: همچنان در میدان هستم و بدون ترس کار را ادامه میدهم. وقتی در چنین شرایطی مردم به کمک نیاز دارند، حضور داشتن مهمترین کاری است که میتوان انجام داد.

