تخلیه پزشکی از غزه؛ جبهه جدید در نبردی برای زنده ماندن
پس از برچیدن نظاممند سیستم بهداشتی غزه، رژیم صهیونیستی بیمارانی را که نیاز به درمان فوری دارند، در رژیمی از مجوزها گرفتار کرده است که دسترسی به مراقبتهای حیاتی را به تاخیر میاندازد، انکار میکند و محدود میکند.
به گزارش میدلایست آی، در ۳ ژانویه (۱۳ دی)، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی (WHO) گفت که از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) فقط ۵ هزار و ۳۸۳ بیمار با حمایت سازمان بهداشت جهانی تخلیه شدهاند که از این تعداد، فقط ۴۳۶ نفر پس از تخریب و بسته شدن گذرگاه رفح توسط رژیم صهیونیستی در ماه مه ۲۰۲۴ (اردیبهشت ۱۴۰۳) تخلیه شدهاند.
وی تصریح کرد: بیماران در غزه برای درمانهای حیاتی به تخلیه فوری پزشکی نیاز دارند، اما سرعت تخلیهها همچنان به طرز فجیعی کند است؛ بیش از ۱۲ هزار نفر هنوز نیاز به تخلیه پزشکی وجود دارد و با نرخ فعلی، تخلیه همه بیماران بدحال بین ۵ تا ۱۰ سال طول میکشد.
این ارقام بهطور مداوم گزارش شدهاند.
کمی پس از آن، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) گزارش داد که تا ۶ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۶ دی ۱۴۰۴)، بیش از ۱۸ هزار و ۵۰۰ بیمار بدحال ازجمله ۴ هزار کودک نیاز به تخلیه پزشکی به خارج از کشور دارند.
اما بین یکم ژانویه ۲۰۲۵ و ۵ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۱ تا ۱۵ ژانویه ۱۴۰۴)، تقریبا به مدت یک سال، فقط ۲ هزار و ۷۳۶ بیمار به خارج از غزه تخلیه شدند.
برای درک مقیاس بحران، ارقام تخلیه فعلی باید در مقایسه با دوره پیش از نسلکشی ارزیابی شود؛ پیش از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، ماهانه بهطور متوسط ۲ هزار بیمار برای درمانهایی که در محل موجود نبود، به خارج از نوار غزه ارجاع داده میشدند که بیشتر آنها به بیمارستانهای کرانه باختری و قدس شرقی منتقل میشدند.
حتی در آن زمان، به دلیل سیاست محاصره رژیم صهیونیستی، غزه فاقد تخصص کافی و تجهیزات پزشکی ضروری در چندین تخصص، ازجمله انکولوژی و مراقبتهای کودکان بود؛ بنابراین چه اتفاقی میافتد وقتی که علاوه بر این چالشهای از پیش موجود، بمبارانهای رژیم صهیونیستی دهها هزار مجروح ایجاد میکند که نزدیک به ۱۷۰ هزار مجروح را تشکیل میدهند، در حالی که بیمارستانها بهطور همزمان و نظاممند، یکی پس از دیگری، به همراه ظرفیت ارائه مراقبت، نابود میشوند؟
ادامه درخواست در این چارچوب، زمانی که سازوکاری که به آن متکی است متعلق به یک رژیم مجوز سیاسی قبل از نسلکشی است، به چه معناست؟ و امروز چه امکاناتی برای بیماران مزمن و وخیم و مجروحان باقی مانده است؟
رژیم مجوزها
اگرچه سیستم مجوز پس از تخریب و بسته شدن گذرگاه ایرز عملا به حالت تعلیق درآمد، اما منطق اساسی آن همچنان دستنخورده باقی مانده است.
تعداد کم تخلیه به دلیل امتناع یا تاخیر رژیم صهیونیستی، ازجمله برای کودکان بهشدت مجروح و بیمار، ایجاد شده که باعث ایجاد فهرست انتظار رو به رشد با هزاران پرونده در انتظار ماهها شده است.
تخلیه پزشکی همچنان به همین منوال ادامه دارد.
حتی برای عبور از گذرگاه رفح تحت کنترل مصر، بیماران هنوز به مجوز امنیتی و تایید رژیم صهیونیستی نیاز دارند؛ این علاوه بر هماهنگی با کشورهای پذیرنده و مدارک گسترده مورد نیاز برای ارسال درخواست به هماهنگکننده فعالیتها در اراضی اشغالی (کوگات) است.
تا ژانویه ۲۰۲۴، تخمین زده میشود که ۳۵۰ هزار نفر در نوار غزه با بیماریهای مزمن زندگی میکردند، ازجمله تقریبا ۵۲ هزار نفر مبتلا به دیابت، ۴۵ هزار نفر مبتلا به آسم، ۴۵ هزار نفر مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی، هزار و ۱۰۰ بیمار دیالیزی و حدود ۲۲۵ هزار نفر مبتلا به فشار خون بالا.
بیماران مبتلا به سرطان به دلیل عدم وجود رادیوتراپی و کمبود شدید در ظرفیت تشخیصی، بزرگترین گروه نیازمند را تشکیل میدادند؛ این بحران زمانی عمیقتر شد که نظامیان صهیونیست بیمارستان دوستی ترکیه-فلسطین، تنها بیمارستان تخصصی درمان سرطان غزه، را منفجر و ویران کردند و تقریبا هزار و ۵۰۰ بیمار را تحت تاثیر قرار دادند.
خدمات دیالیز نیز به دلیل کمبود سوخت، حملهها به بیمارستانها و محدودیتهای دسترسی به شمال غزه، جایی که این خدمات هنوز هم بهطور جزئی در دسترس هستند، بهشدت مختل شده است؛ تا جولای ۲۰۲۵، گزارش شده است که حدود ۴۰۰ بیمار کلیوی در نتیجه این محدودیتهای مداوم جان خود را از دست دادهاند.
تا نوامبر ۲۰۲۵، فقط ۱۸ بیمارستان از ۳۶ بیمارستان در سراسر غزه فعال بودند و همه آنها فقط تا حدی فعال بودند؛ چندین مرکز، ازجمله بیمارستان العوده و بیمارستانهای اندونزی، فراتر از «خط زرد» - منطقهای که تقریبا ۵۰ درصد از زمینهای غزه را تشکیل میدهد و تحت کنترل رژیم صهیونیستی است - قرار دارند و دسترسی به آنها بسیار محدود است.
بنابراین، آنچه باقی مانده است یک سیستم مراقبتهای بهداشتی کارآمد نیست، بلکه مراکز پراکندهای هستند که در بهترین حالت، تا حدی، با مشکل مواجه هستند؛ این ویرانی با ادامه مسدود کردن کمکهای بشردوستانه حتی پس از آتشبس در اکتبر سال گذشته و همچنین کمبود دائمی سوخت، دارو و تجهیزات، تشدید شده است.
تعداد کم تخلیه به انکار یا تاخیر رژیم صهیونیستی، ازجمله برای کودکان بهشدت مجروح و بیمار، نسبت داده میشود که باعث ایجاد فهرست انتظار رو به رشد با هزاران پرونده در انتظار ماهها میشود؛ در این شرایط، سیستم ارجاع غزه نمیتواند درخواستهای اضافی را در مقیاس بزرگ ارسال کند.
این ارقام منعکسکننده مقیاس واقعی نیاز نیستند؛ تعداد افرادی که نیاز به درمان در غزه دارند که در دسترس نیست، بسیار بیشتر است، با این حال بسیاری از آنها هرگز در وهله اول ارجاع داده نمیشوند.
- بیشتر بخوانید:
- جنگ تمامنشدنی برای بیمارستانهای غزه
- افزایش بیماری و کمبود دارو؛ بُعدی دیگر از چالشهای مردم غزه
فروپاشی سیستم بهداشتی
با وجود نابودی ظرفیت مادی، از سیستم بهداشت و درمان غزه همچنان انتظار میرود که بیماران را تشخیص دهد، پروندهها را ثبت کند، ارجاعها را ارسال کند و با ذینفعان و کشورهای پذیرنده هماهنگ کند؛ در نتیجه، بسیاری از مردم هرگز در فهرست انتظار قرار نمیگیرند و قبل از ثبت نام فوت میکنند؛ برخی دیگر در حین انتظار جان خود را از دست دادهاند.
با بسته شدن گذرگاه رفح، تعداد افراد تخلیهشده حتی بیشتر کاهش یافته است.
یک مشکل اساسی در گزارشهای بشردوستانه فعلی در مورد تخلیههای پزشکی این است که اغلب با آنها طوری رفتار میشود که گویی همچنان یک مسیر ارجاع قابل دوام هستند و بهطور ضمنی یک مدل حاکمیتی قبل از اکتبر ۲۰۲۳ را در زمینهای که پایههای مادی و نهادی آن مدل نابود شده است، پیشبینی میکنند.
سازوکاری که امروزه از طریق آن بیماران تخلیه میشوند، اساسا همان رژیم مبتنی بر مجوز و ارجاع است که قبل از نسلکشی وجود داشته و همچنان بهصورت اداری با آن برخورد میشود، گویی سیستم بهداشتی غزه هنوز شبیه عملکرد قبل از نسلکشی آن است.
با وجود این، آسیبهای جمعی، تخریب و تخلیه اجباری بیمارستانها، فروپاشی تشخیصها، مرگ و آوارگی کارکنان مراقبتهای بهداشتی و چندپارگی مدیریت، توانایی بیماران را حتی برای ورود به سیستم ارجاع به شدت تضعیف کرده است.
نتیجه، مدلی از تخلیه پزشکی است که بقا را از طریق کاغذبازی و اخذ مجوز تنظیم میکند، در حالی که بیشتر افراد در یک سیستم بهداشتی ویرانشده گرفتار هستند.
این را نباید بهعنوان یک شکست عملیاتی، بلکه بهعنوان بخشی از یک جنگ گستردهتر علیه بقا درک کرد، جنگی که ظاهر دسترسی بشردوستانه را حفظ میکند در حالی که از نظر ساختاری آن را ناتوان میسازد و بیماریهای قابل درمان و آسیبهای قابل بقا را به مرگ قابل پیشگیری و ناتوانی طولانیمدت تبدیل میکند.
انتهای پیام/

