روایت کارشناسان بینالمللی از پیروزی ایران در جنگ ارتباطات
تبلیغات همواره بخش جداییناپذیر جنگ بوده است و مدتهاست که ابزاری اساسی برای شکلدهی به افکار عمومی از طریق کنترل روایت جنگ تلقی میشود.
تبلیغات؛ سلاحی غیر قهری برای لحظات بحرانی
اولین مطالعات دانشگاهی انجامشده توسط هارولد لاسول آمریکایی نشان داد که تبلیغات به عنوان سلاحی غیر قهری عمل میکند که قادر به بسیج کل جمعیت در لحظات بحرانی است. به گفته لاسول، جنگ مدرن در ۳ جبهه همزمان انجام میشود؛ جبهههای نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی. با توسعه فناوری، جنگ ارتباطی چرخشی تندتر به خود گرفته و به عنوان چیزی که اکنون ارتباطات استراتژیک مینامیم، تشدید و رسمیت یافته است.
امروزه، سکوهای رسانههای اجتماعی و به طور فزایندهای هوش مصنوعی به ابزارهای اصلی تبدیل شدهاند که امکان شکلدهی به ادراک عمومی را از طریق تولید انبوه و توزیع فوری محتوای تصویری، که بخش عمدهای از آن توسط هوش مصنوعی تولید میشود، فراهم میکنند.
المیادین نوشت: تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران اکنون مسلما اولین درگیری است که میتوان آن را به عنوان یک جنگ ارتباطی بومی هوش مصنوعی توصیف کرد، جایی که تصاویر و ویدیوها به نوعی تشنج رسیدهاند و کاملا در نبرد برای کنترل روایت جنگ مسلح شدهاند.
از طرف آمریکایی، دستگاه تبلیغات فاقد نوآوری بود. این [تبلیغات]بهطور عمده حول شخصیت خود ترامپ، زبان خارج از عرف دیپلماسی او، و اظهارات متکبرانه و تکراریاش که نه تنها دشمنانش، بلکه متحدان خودش را نیز به سخره میگیرد، متمرکز بود.
سیاستمداری که همزمان یک چیز و عکس آن را میگوید، پیامهای عمیقا گیجکنندهای برای مخاطبانش تولید کرده و این تصور را ایجاد کرده است که دستور کار و اهداف جنگ حتی برای خود دولت آمریکا نیز نامشخص است.
از زمان آغاز تجاوز نظامی علیه ایران و حتی با آغاز مذاکرات، تعداد اظهارات عمومی ترامپ همچنان رو به افزایش بوده است. این امر به ویژه در رسانههای اجتماعی قابل مشاهده است، جایی که او بسیار فعال بوده و چندینبار در دورههای بسیار کوتاه، گاهی بیش از ۱۲ پست در کمتر از یک ساعت، منتشر کرده است. هشدارها، تهدیدها، اولتیماتومها و بهروزرسانیهای مکرر در زمان واقعی، که بهطور گسترده به عنوان تکرار همان استدلالها گزارش میشوند، از ویژگیهای کلاسیک تکنیک تبلیغات هستند. با این حال، تهدیدها در اینجا کاملا در سطح دیگری عمل میکردند.
ارتباطات ایران در طول جنگ کاملا غافلگیرکننده بود
چرین زبیب، کارشناس علوم ارتباطات گفت: ارتباطات ایران در طول جنگ کاملا غافلگیرکننده بود. ترکیبی حسابشده از ارتباطات سیاسی سنتی ایران، تحریکآمیز، اما با آرامش و ظرافت، و رویکردی کاملا نوآورانه مبتنی بر تمسخر و فناوری هوش مصنوعی. برای مقابله با روایت رسمی جنگ آمریکا، ایران تکنیکهای خود ترامپ را اتخاذ کرد، اما آنها را به سطح بالاتر و پیچیدهتری ارتقا داد. آنها به سادگی، اما بسیار زیرکانهتر، به زبان خودش با او صحبت کردند.
هر بیانیه ترامپ در رسانههای اجتماعی با میمها و ترولهای تند سفارتخانهها و حسابهای رسمی ایران مواجه میشد. اولتیماتومهای او بهطور نظاممند با کنایه بیاثر میشدند. وقتی او تهدید کرد که ایران را مجبور به باز کردن تنگه هرمز میکند، پاسخ ایرانیها به انگلیسی بیاحساس و خلع سلاحکننده بود: آنها گفتند که ایران کلید تنگه ترمز را از دست داده است. هر پاسخی از این نوع، اینترنت را منفجر کرد، بسیار فراتر از مخاطبان ایرانی یا خاورمیانهای پخش شد و بهطور مستقیم در گفتمان عمومی غرب قرار گرفت.
این استراتژی ترولسازی با مجموعهای از ویدیوهای انیمیشنی تولید شده توسط هوش مصنوعی که لگو را به یک سلاح تبلیغاتی تبدیل میکرد، بیشتر تقویت شد. شخصیتهای لگو که نماینده ترامپ و مقامات آمریکایی بودند، با اشارههای کنایهآمیز به رسواییهای داخلی آمریکا مانند پرونده اپستین، گیج، گمشده و تحقیرشده به تصویر کشیده شدند.
یک ویدیوی انیمیشنی با عنوان انتقام برای همه، موشکهای ایرانی را نشان میداد که نه تنها برای ایران، بلکه به نمایندگی از همه مردم مظلوم انتقام میگیرند: بومیان آمریکا، قربانیان تجارت برده آفریقایی و قربانیان نسلکشی در غزه.
با انجام این کار، ایران چارچوب خیر در مقابل شر آمریکایی را کاملاً وارونه کرد: امپریالیسم آمریکا به شر تبدیل میشود و ملتهای مظلوم جهان به خیر.
این ویدیوها نکته مهمی را آشکار میکنند؛ ایران نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر روانشناختی نیز برای این جنگ آماده شد، ترامپ را مورد مطالعه قرار داد، نقاط ضعف دولت آمریکا را ترسیم کرد و یک استراتژی ارتباطی پیرامون آن خطوط گسل ایجاد کرد.
محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی توسط یک تیم کوچک ایرانی تولید شده است که بهطور خاص برای انتقال سریع و رسیدن به سکوهای بینالمللی مهندسی شده است. هدف آنها نه مردم ایران، بلکه مردم غرب و از همه مهمتر، خود شهروندان آمریکایی بود. این ویدیوها که به زبان انگلیسی تولید شده بودند، مملو از کنایه، اشارات فرهنگی آمریکایی و طنز آشنا برای مخاطبان غربی بودند و شعار قدیمی «مرگ بر آمریکا» را با چیزی بسیار نگرانکنندهتر و موثرتر جایگزین کردند: همدلی.
آنها به شهروندان آمریکایی نشان دادند که چگونه دولت خودشان آنها را فریب میدهد و آنها را گروگان جنگی ساخته شده براساس اهداف متغیر و توجیهات توخالی نگه میدارد.
چرین زبیب تاکید کرد: ایران، آجر به آجر، امپراتوری لگو امپریالیستی آمریکا را از هم میپاشد و قوانین بازی را از نو مینویسد.
انتهای پیام/



