تسلیحات ایرانی و شکست سیستمهای پدافندی گرانقیمت آمریکا و رژیم صهیونیستی
آمریکا در اوایل آوریل ۲۰۲۶ (فروردین) حدود ۳۸۶ میلیون دلار از هواپیماهای خود را برای آنچه نجات یک خلبان هواپیمای سرنگونشده از خاک ایران خوانده شده بود، از دست داد.
پایگاه Pearls and Irritations در مقالهای نوشت: آمارها گویای چیزهایی هستند که واشنگتن برای توضیح به مردم با آن مشکل داشته است؛ اینکه در یک عملیات نجات، یک بار، از تجهیزات بیشتری نسبت به آنچه چندین کشور میتوانند در طول یک سال به میدان نبرد بیاورند، استفاده کرده است.
میتوان گفت که جنگ بهطور رسمی در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد. آنچه در ادامه رخ داد، آن چیزی نبود که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی کرده بودند. در عوض، رژیم صهیونیستی با حملههای تلافیجویانه دوربرد مواجه شد که فرضیات مربوط به قدرت هوایی، دفاع موشکی و اقتصاد جنگ مدرن را در هم شکست.
به گفته تحلیلگران موسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن، تا پایان ۱۶ روز نخست تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیش از ۱۱ هزار مهمات پیشرفته شلیک شده بود. کارشناسان این موضوع را زنگ خطری برای پایگاه صنعتی دفاعی غرب نامیدهاند.
این پایگاه نوشت: موشک مافوق صوت فتاح-۲ ایران چیزی بین ۱۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار دلار برای هر واحد هزینه دارد، و تخمین عملیاتی آن براساس گزارشهای دفاعی حدود ۴۰۰ هزار دلار است. هر رهگیر پاتریوت PAC-۳ که برای رهگیری این موشک مورد نیاز است، حدود ۴ میلیون دلار برای هر واحد هزینه دارد. یک رهگیر THAAD به ۱۰ تا ۱۲ میلیون دلار میرسد. ایران صدها هزار دلار هزینه کرد، اما آمریکا میلیونها دلار هزینه کرد.
به گزارش دیفنس اکسپرس، در طول روزهای اول درگیری آشکار، ایران بیش از ۷۷۱ موشک بالستیک را علیه اهدافی در سراسر منطقه، از جمله عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، اردن و اراضی اشغالی شلیک کرد. از آن زمان تاکنون، ذخایر رهگیر هر کشور در منطقه تحت فشار بوده است.
این فشار به طور مساوی تقسیم نشده است. استراتژی پهپادی ایران به ویژه در تخلیه پدافندها قبل از رسیدن موشکهای بالستیک گرانتر مؤثر بوده است. مایکل هوروویتز و لورن کان، تحلیلگران آسیا تایمز، توضیح میدهند که چگونه پهپادهای ارزان قیمتی که در تعداد کافی برای از کار انداختن قفلهای راداری و صفهای رهگیر استفاده میشوند و مسیر را برای موشکهایی که وزن مخرب واقعی دارند، باز میکنند.
خبرگزاری آناتولی هم گزارش داد که از زمان شروع جنگ، دستکم ۱۲ سیستم راداری آمریکا و متحدانش مورد اصابت قرار گرفتهاند، تلاشی عمدی برای کور کردن پدافندها قبل از فرود آمدن حملات اصلی. منابع عبری با شروع تزلزل پدافند هوایی، میزان موفقیت ۸۰ درصدی موشکهای ایرانی در حملات را تأیید کردند، رقمی که در آغاز درگیری غیرممکن به نظر میرسید.
هزینه انسانیِ تطبیق با این سرعت، فقط به دلار محاسبه نمیشود. در ۳ آوریل، یک فروند اف-۱۵ Strike Eagle بر فراز جنوب غربی ایران سرنگون شد. گزارش شد که یک سیستم دفاع هوایی داخلی جدید آن را سرنگون کرده است، موضوعی که رویترز بدون تأیید کامل آمریکا گزارش کرد.
آنچه قابل تأیید است این است که خسارات قابل توجه هستند و تحلیلگران مستقل الگویی از گزارشهای طبقهبندیشده یا با تأخیر را مشاهده کردهاند.
آنها تاکید میکنند که مفهومی که آنها «فرماندهی بارگیری مجدد» مینامند، یعنی توانایی تأمین مجدد سریعتر از آنچه مصرف میکنید، اکنون متغیر تعیینکننده در این درگیری است و آمریکا در این رقابت پیروز نمیشود.
آنچه به ایران قدرت ایستادگی میدهد، فقط موشکهایی نیست که از روی زمین شلیک میکند.
درس گستردهتری که از این درگیری حاصل میشود این نیست که ایران آمریکا را شکست داده است، بلکه این است که مدل تسلط هوایی که بر پایه بسترهای گرانقیمت و مهمات هدایتشونده دقیق بنا شده است، زمانی که حریف مایل به شلیک سلاحهای ارزان به تعداد زیاد است، تحت فشار شدیدی قرار میگیرد. نسبت هزینه-تبادل در هر درگیری به نفع ایران است.
چیزی که پایان یافته این فرض است که سختافزار برتر به طور خودکار به هزینههای قابل مدیریت تبدیل میشود. هر رهگیر ۴ میلیون دلاری که به یک موشک ۲۰۰ هزار دلاری شلیک میشود، یک شکست مالی کوچک است. در طول هزاران شلیک، این شکستهای کوچک به چیزی تبدیل میشوند که نمیتوان آنها را بهطور کامل پنهان کرد.
انتهای پیام/



