ایران، لبنان، فلسطین و عادیسازی کشتار
درگیریهای گسترده در خاورمیانه با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، تشدید عملیات نظامی در لبنان و ادامه جنایتها در فلسطین، بهعنوان بخشی از روند عادیسازی کشتار توصیف شده است.
پایگاه سیسیآر جاستیس نوشت که این تحولات، که ریشه در بیکیفری طولانیمدت دارد، قوانین بینالمللی را به شدت تضعیف کرده و ثبات منطقه را به خطر انداخته است.
براساس گزارشها، رژیم صهیونیستی بیش از ۲ سال و نیم است که در نوار غزه عملیاتی را انجام میدهد که با کشتار گسترده غیرنظامیان، نابودی نظاممند زیرساختهای غیرنظامی از جمله بیمارستانها، مدارس، مساجد، سیستم آب و محلههای کامل همراه بوده است. بیش از ۲ میلیون نفر آواره شدهاند و شرایط قحطی عمدا برای غیرقابل سکونت کردن غزه ایجاد شده است. این اقدامات با حمایت تسلیحاتی گسترده آمریکا انجام شده و بهعنوان نسلکشی مورد انتقاد قرار گرفته است.
گسترش این درگیریها به لبنان و ایران، بحران فلسطین را عمیقتر کرده و سیستمهای بشردوستانه را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.
در کرانه باختری و قدس شرقی اشغالی، خشونت شهرکنشینان، مصادره زمینها و سرکوب نظاممند شتاب گرفته و سیستم آپارتاید و آوارگی اجباری را تشدید کرده است.
در لبنان نیز عملیات نظامی رژیم صهیونیستی باعث آوارگی حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر شده و با اشغال سرزمین و فراخوان برای اخراج شیعیان از جنوب لبنان همراه بوده است. هشدار به جوامع دیگر برای عدم پناه دادن به مسلمانان، نشاندهنده الگوی پاکسازی قومی است.
تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نیز با هدفگیری زیرساختهای غیرنظامی مانند بزرگترین پل کشور، موسسه پزشکی پاستور و کارخانههای فولاد همراه بوده است. استفاده از بمبهای ۲ هزار پوندی در مناطق پرجمعیت و اصابت به بیمارستانها، الگویی مشابه غزه را تکرار کرده است. تهدیدهای علنی برای «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و ادامه حملات حتی در شرایط آتشبس جنبه جنایی این اقدامات را برجسته میکند. این درگیریها باعث بیثباتی منطقهای و آسیبهای بلندمدت انسانی شده است.
این روند با تلاش برای تضعیف نهادهای بینالمللی همراه است. تلاش برای منحل کردن آنروا (آژانس امداد و اشتغال سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی)، تحریم گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور فلسطین، قضات و دادستانهای دیوان کیفری بینالمللی و سازمانهای فلسطینی حامی تحقیقات، و حتی خروج آمریکا از فرآیند بررسی دورهای جهانی سازمان ملل برای اولین بار، بخشی از این حمله به سازوکارهای پاسخگویی جهانی است. چنین اقدامهایی استانداردهای جهانی برابری و حق تعیین سرنوشت را هدف قرار داده و استفاده از نیروی کشنده، نابودی زیرساختهای غیرنظامی و مجازات را بهعنوان ابزار قدرت عادیسازی کرده است.
- بیشتر بخوانید:
- تهدید محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا؛ اقدامی در جهت نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل
- حملههای دوباره؛ الگوی تکرارشونده از جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران
این الگوی «تخریب، آوارگی، انحلال» فراتر از خاورمیانه رفته و در داخل آمریکا نیز با نظامیسازی خیابانها، بازداشتهای گسترده، لغو وضعیت حفاظت موقت برای یمنیها و هائیتیها و انتقال مهاجران به زندانهای گوانتانامو و CECOT السالوادور قابل مشاهده است. «مبارزه با تروریسم» بار دیگر برای توجیه نیروی نامحدود بدون فرآیند قانونی علیه جوامع غیرسفیدپوست به کار گرفته میشود.
در مجموع، این تحولات نشاندهنده گذار به جهانی است که در آن قدرت بدون محدودیت عمل میکند و سازوکارهای حقوقی و سیاسی چالشبرانگیز تضعیف شدهاند.
بیکیفری پس از حملات ۱۱ سپتامبر و جنگهای طولانی در فلسطین، پیشزمینه این عادیسازی خشونت بوده است. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این مسیر، نابرابری، بیثباتی و آسیبپذیری جوامع آسیبدیده را افزایش میدهد و نیاز به فشار عمومی، بسیج جهانی و تلاش برای ایجاد نظم جایگزین مبتنی بر دیپلماسی، برابری و پاسخگویی واقعی را ضروری میسازد.
انتهای پیام/

