مدرسه میناب؛ وقتی موشک آمریکایی کلاس درس را هدف قرار داد
همزمان با هدف قرار گرفتن مدرسه شجره طیبه میناب در همان لحظه، هزاران کیلومتر دورتر، درون اتاق کنترلی پر از صفحات نمایش دیجیتال، دکمهای فشرده شد.
به گزارش الجزیره، یک موشک کروز تاماهاک -یکی از دقیقترین سلاحهای هدایتشونده در جهان- از یک ناو نیروی دریایی آمریکا شلیک شد.
چنین موشکی برای حمله با دقت فوقالعاده طراحی شده است؛ این موشک میتواند یک سازه خاص را در میان ساختمانهای متعدد انتخاب کند و هدف خود را در فاصله چند متری هدف قرار دهد.
اما آن روز صبح، هدف آن یک تأسیسات نظامی نبود؛ هدف آن یک مدرسه ابتدایی دخترانه بود.
این موشک سقف کلاسهای درس را شکافت و سازه بر روی خود فرو ریخت و چند ثانیه بعد، موشک دوم به حیاط اصابت کرد، جایی که کودکانی که از آوار در حال سقوط فرار کرده بودند، در زیر ابرهای گرد و غبار به سختی نفس میکشیدند.
انفجار سوم رخ داد و سر و صدای زندگی جای خود را به سکوتی غیرقابل تحمل داد.
کسانی که در میان آوار نام دخترانشان را صدا میزنند.
حدود ۱۷۰ نفر به شهادت رسیدند که بیشتر آنها دختران مدرسهای بودند و حدود ۱۰۰ نفر زخمی شدند. این اعداد نمیتوانند واقعیت انسانی را که نشان میدهند، منتقل کنند.
این یک تصادف نبود؛ زمان وقوع آن به تنهایی با وضوح غیرقابل انکاری گویا است: ساعت ۱۰:۴۵ صبح شنبه، دقیقاً زمانی که کلاسهای درس پر از کودک بود، در همان ساعات اولیه جنگ.
موشکی که قادر به اصابت به فاصله پنج متری است، کلاس درس را با یک مرکز نظامی اشتباه نمیگیرد.
تصاویر ماهوارهای گرفته شده قبل و بعد از حمله، بقایای مهمات آمریکایی و فیلمهای ضبط شده تأیید شده، همگی به یک نتیجه اشاره دارند و این یک خطا نبود.
هدف آن القای وحشت در بیرون، شکستن عزم مردم و عادیسازی این ایده بود که هیچ جا -حتی یک کلاس درس - امن نیست.
هدف قرار دادن مکرر مدرسه به وضوح عمدی بودن آن را نشان میدهد و نشان دهنده نیت لازم است.
میناب یک فاجعه منزوی باقی نماند؛ در سراسر ایران، این الگو تکرار شده است. تعداد زیادی از غیرنظامیان شهید شدهاند، محلههای مسکونی تخریب شدهاند، مراکز درمانی مورد حمله قرار گرفتهاند و مدارس آسیب دیده یا از بین رفتهاند.
حتی ساختمانهای هلال احمر، نهادی که بهعنوان نماد جهانی حمایت بشردوستانه شناخته میشود، نیز از این حملات در امان نماندهاند.
این حملات مکرر، نه مجموعهای از اشتباهات تأسفبار، بلکه الگویی قابل تشخیص را آشکار میکنند. اهداف، ارتشهای حاضر در میدان نبرد نیستند، بلکه خودِ ساختارهای زندگی عادی هستند: خانهها، بیمارستانها و مدارس. وقتی چنین مکانهایی بارها مورد حمله قرار میگیرند، نادیده گرفتن نیت غیرممکن میشود.
این الگوی رفتار مجرمانه به صراحت توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تأیید شد، زمانی که او علناً ملت ایران و زیرساختهای غیرنظامی آن را تهدید کرد و اعلام کرد که «ما اهدافی را که بهراحتی قابل تخریب هستند، هدف قرار خواهیم داد.»
از منظر حقوق بینالملل، آنچه رخ داده است را نمیتوان به عنوان نقض ساده قوانین جنگ درک کرد. این امر کاملاً در چارچوب مجموعهای از تخلفات جدی قرار میگیرد که عدالت کیفری بینالمللی دهههاست تعریف و محکوم کرده است. جنگ، حتی در خشنترین شکل خود، بیقانون نیست.
قوانین حاکم بر درگیریهای مسلحانه دقیقاً برای محافظت از غیرنظامیان در برابر وحشت آن وجود دارد و هنگامی که این قوانین نقض میشوند، مسئولیت در مه نبرد از بین نمیرود.
انتهای پیام/

