شمارش معکوس برای یک اقدام تکراری/ اوسمار در آستانه خروج؟
پرسپولیس دوباره به نقطهای رسیده که هوادارانش به خوبی آن را از فصل گذشته به یاد دارند. نقطهای که نیمکت بیش از زمین مسابقه خبرساز میشود و تصمیمات مدیریتی بیش از نتایج فنی مورد بحث قرار میگیرد. سرخپوشان در شرایطی به مصاف ذوبآهن میروند که هر نتیجهای جز برد؛ میتواند معادلات نیمکت را تغییر دهد و نام اوسمار ویرا را در صدر گمانهزنیهای جدایی قرار دهد. سناریویی که بوی تکرار میدهد.
فصل گذشته نیز چرخهای مشابه شکل گرفت. آغاز با خوان کارلوس گاریدو، ادامه با حضور موقت کریم باقری و در نهایت انتخاب اسماعیل کارتال؛ چرخهای که خروجی آن برای پرسپولیس فصلی بدون جام و دور ماندن از کورس قهرمانی بود. حالا در فصل جاری نیز ابتدا وحید هاشمیان کنار رفت تا اوسمار روی نیمکت بنشیند و اکنون همان پرسش قدیمی دوباره مطرح شده است و آن این که آیا باشگاه بار دیگر به سمت تغییر میرود؟
از نظر آماری وضعیت پرسپولیس با اوسمار نگرانکننده است. تیمی که با شروعی امیدوارکننده توانست ۱۶ امتیاز از ۶ بازی نخست بگیرد در نیمفصل دوم به بدترین تیم جدول تبدیل شده و در ۷ مسابقه، ۵ شکست را تجربه کرده است. ۳ باخت متوالی اخیر عملاً سرخها را از کورس قهرمانی دور کرده و حتی سهمیه آسیایی را هم در هالهای از ابهام قرار داده است. میانگین امتیازی کمتر از یک در هر بازی برای تیمی که یک دهه با استاندارد قهرمانی سنجیده میشد یک عقبگرد جدی محسوب میشود.
نکته قابل توجه اینجاست که عملکرد اوسمار حتی نسبت به دوره کوتاه وحید هاشمیان نیز ضعیفتر بوده؛ مربی که با وجود پیروزی در هفته هشتم کنار گذاشته شد. این مقایسه انتقادها به مدیریت باشگاه را افزایش داده؛ چرا که معیار تصمیمگیریها شفاف نیست و به نظر میرسد ثبات نیمکت نه بر اساس نتایج بلکه بر مبنای ملاحظات مدیریتی تعریف میشود.
در این میان باشگاه اخیراً خبر پیشنهاد تمدید قرارداد اوسمار را رسانهای کرده؛ اقدامی که در ظاهر نشاندهنده حمایت از سرمربی برزیلی است، اما از نگاه بسیاری بیشتر شبیه تلاش برای انتقال مسئولیت نتایج به کادرفنی تلقی میشود. وقتی باشگاه از «پروژه بلندمدت» سخن میگوید، اما تیم در زمین بدترین نتایج نیمفصل را ثبت میکند، این پرسش مطرح میشود که آیا این حمایت واقعی است یا نوعی پوشش مدیریتی برای آینده؟
پیمان حدادی و تیم مدیریتیاش اکنون در موقعیتی قرار دارند که هر تصمیمی تبعات خاص خود را دارد. اخراج اوسمار به معنای انتخاب سومین سرمربی فصل و پذیرش هزینه مالی و فنی آن است؛ ابقایش نیز خطر از دست رفتن کامل فصل و سهمیه آسیایی را به همراه دارد. بحران آلترناتیو نیز مزید بر علت شده نه گزینه داخلی مقبولی در دسترس است و نه شرایط برای جذب مربی خارجی جدید ساده به نظر میرسد.

با این حال واقعیت میدانی نشان میدهد پرسپولیس از استانداردهای عصر طلایی خود فاصله گرفته است. تیمی که زمانی تا هفته بیستودوم بالای ۵۰ امتیاز داشت، اکنون با ۳۴ امتیاز و میانگین پایینتر از ۲ امتیاز در هر بازی یکی از ضعیفترین عملکردهای یک دهه اخیر را ثبت کرده است. حذف زودهنگام از جام حذفی و خطر پایان دومین فصل متوالی بدون جام زنگ خطری جدی برای ساختار مدیریتی باشگاه محسوب میشود.
بازی با ذوبآهن میتواند نقطه عطف باشد؛ نه فقط برای اوسمار بلکه برای مدیریت پرسپولیس که اگر روند ناکامی ادامه پیدا کند، بعید است حتی خبر پیشنهاد تمدید قرارداد نیز مانع تغییر شود. در واقع باشگاه با اعلام این پیشنهاد توپ را به زمین سرمربی انداخته تا در صورت جدایی مسئولیت تصمیم از دوش مدیریت برداشته شود.
اکنون همه چیز به ۹۰ دقیقه پیشرو گره خورده است؛ جایی که نتیجه میتواند سرنوشت نیمکت آینده فصل و حتی ارزیابی عملکرد مدیران را تعیین کند. شمارش معکوس آغاز شده و این بار نه فقط برای یک سرمربی بلکه برای تصمیمی که پرسپولیس را میان تکرار گذشته یا انتخاب مسیری متفاوت قرار میدهد.
انتهای پیام/

