کارنامه سیاه تاجرنیا و دوستان/ جای خالی شفافیت با چاشنی بحران مدیریت در استقلال
علی تاجرنیا، به عنوان نماینده هلدینگ خلیج فارس، از ۱۹ دی ۱۴۰۳ (ژانویه ۲۰۲۵) وارد ساختار مدیریتی باشگاه استقلال شد. وی ابتدا به عنوان نماینده تامالاختیار و سپس از مرداد ۱۴۰۴ به عنوان رئیس هیئت مدیره و سرپرست مدیرعاملی فعالیت کرده است. این دوره مدیریتی که اکنون بیش از ۱۳ ماه طول کشیده، با چالشهای متعددی همراه بوده و از سوی رسانهها و هواداران به عنوان یکی از پرتلاطمترین دورانهای اخیر باشگاه توصیف شده است.
تاجرنیا در دوره مدیریتش در استقلال با انتقادات گستردهای روبهرو بوده؛ تغییرات مکرر سرمربیان، مسائل مربوط به شفافیت مالی و مدیریتی و تأثیر کلی بر عملکرد تیم از جمله موارد انتقادی به تاجرنیا است و بسیاری از رسانهها و هواداران این دوره را یکی از پراشتباهترین و بیثباتترین دورانهای اخیر باشگاه میدانند.
تحلیل تغییرات مکرر سرمربیان: رکورد بیثباتی
یکی از برجستهترین ویژگیهای دوره مدیریتی تاجرنیا، تغییرات پیدرپی روی نیمکت مربیگری است. از زمان ورود وی تا بهمن ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶)، استقلال حداقل ۸ تغییر سرمربی (ثابت یا موقت) را تجربه کرده که برخی منابع آن را تا ۹ مورد برآورد میکنند. این تغییرات (از موسیمانه تا ساپینتو، بوژوویچ، نوازی، جباری، غفوری و بازگشتهای بختیاریزاده) به طور متوسط هر ۵۱ روز یک بار رخ داده و رکورد کمنظیری در تاریخ فوتبال ایران ثبت کرده است. از سوی دیگر این چرخه باعث حذف زودهنگام از آسیا، نتایج نوسانی و سنگینترین شکست تاریخ استقلال (۷ بر یک مقابل الوصل) شد.

این جدول نشاندهنده چرخه تکراری تغییرات است که اغلب با انتصابهای موقت همراه بوده. برای مثال، سهراب بختیاریزاده سه بار (به صورت موقت یا ثابت) روی نیمکت نشسته، که این خود نشانهای از عدم برنامهریزی بلندمدت است. چنین بیثباتیای نه تنها تمرکز بازیکنان را مختل میکند، بلکه منجر به نتایج نوسانی، حذف زودهنگام از رقابتهای آسیایی و کاهش انگیزه تیم شده است. تحلیلگران معتقدند این تغییرات اغلب ناشی از تصمیمات عجولانه مدیریتی بوده، مانند اختلافات علنی با مربیانی، چون ساپینتو، که مدیریت را "سد راه موفقیت" توصیف کرد.
جای خالی شفافیت: چالش پروندههای حقوقی و مالی پرهزینه خارجیها
علاوه بر تغییرات فنی، دوره تاجرنیا با انتقادات گستردهای در زمینه شفافیت همراه بوده است. هواداران و رسانهها از "عدم برنامهریزی" و "تصمیمگیریهای غیرشفاف" در نقلوانتقالات، قراردادها و مسائل مالی گلایه دارند.
حواشی قرارداد فابیو کاریله در دوره علی تاجرنیا یکی از بزرگترین اشتباهات مدیریتی استقلال بود. در تابستان ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)، باشگاه استقلال پیشنویس قرارداد ۲ ساله با کاریله (مربی برزیلی) را روی سربرگ رسمی ارسال کرد و او آن را امضا و برگرداند. پس از اعتراض شدید هواداران به کارنامه ضعیف او، مدیریت عقبنشینی کرد و قرارداد را تکذیب (لغو) کرد.
کاریله بلافاصله نامه غرامت فرستاد و ادعا کرد قرارداد معتبر است؛ درخواست بیش از ۱ تا ۱.۵ میلیون دلار (حدود ۲۴۰ میلیارد تومان) کرد و تهدید به شکایت در فیفا نمود. شکایت ثبت شد و نوتیس رسمی به باشگاه رسید.
تاجرنیا ابتدا گفت همه هیئت مدیره موافق بودند، سپس تأکید کرد یک بند خاص (مثل شرط نهایی شدن با امضای طرفین) استقلال را معاف میکند، اما بررسیهای حقوقی نشان میدهد باشگاه احتمالاً بازنده است، چون پیشنویس رسمی ارسال و امضا شده بود. این پرونده هنوز حل نشده و به عنوان نماد عدم شفافیت، تصمیمگیری عجولانه و فاجعه مالی در کارنامه تاجرنیا ثبت شده؛ باعث تشدید انتقادات هواداران و بیثباتی بیشتر در باشگاه شد.
اما واکنش تاجرنیا نیز به این گاف بزرگ جالب بود. وی با پذیرش اشتباه مدیریتی و مسئولیت شخصی آن گفت: «بحث قرارداد با کاریله اشتباهی از سمت هیئت مدیره و مدیران تیم بود و مسئولیت آن را قبول میکنم... یک آپارتمان و یک مطب دارم که حاضرم برای خسارت این پرونده تقدیم کنم!».

اما این تمام ماجرا نیست؛ تاجرنیا خالق یکی دیگر از خطرناکترین پروندههای حقوقی استقلال نیز هست؛ پرونده پیتسو موسیمانه.
موسیمانه تابستان ۱۴۰۳ با قراردادی حدود ۱.۳ میلیون دلاری به استقلال آمد، اما بهمن ۱۴۰۳ به دلیل عدم پرداخت حقوق معوقه (حدود ۱۸۱ هزار دلار خودش + کادر فنی) و مشکلات بانکی، با نوتیس ۲۴ ساعته قراردادش را یکطرفه فسخ کرد.
تاجرنیا گفت: فسخ «مورد استقبال هواداران» بود و شاید «سبب خیر» شود، اما منتقدان آن را اشتباه مدیریتی بزرگ دانستند.
در نهایت با ثبت شکایت موسیمانه در فیفا، غرامت احتمالی ۶۵۰ هزار دلار یا بیشتر در کنار تحمیل بار مالی سنگین و شروع چرخه بیثباتی نیمکت در انتظار استقلال بود. تا این پرونده یکی از نمادهای مشکلات مالی و مدیریت ضعیف دوره تاجرنیا شود.
در جریان ماجرای فسخ و جدایی دیدیه اندونگ، بازیکن خارجی که به دلیل رفتار آماتور مدیریتی از دست رفت و پرونده حقوقی ایجاد کرد؛ ساپینتو تاجرنیا را مقصر دانست. از سوی دیگر پرداختهای بیش از حد به دلالان و مدیران برنامه بازیکنان (۲ تا ۶ برابر ارزش واقعی) باعث از دست رفتن اعتماد هواداران و اتلاف منابع مالی باشگاه شده است.
به اعتقاد منتقدان قراردادهای سنگین با بازیکنان خارجی و داخلی که اغلب کارایی نداشتند مثل جذب ستارههای تمامشده با هزینه گزاف، منجر به فاجعه در دفاع و نیمکتنشینی گسترده شده است. همچنین نقلوانتقالات نامتوازن و پولپاشی بیبرنامه باعث شد استقلال در دو پنجره اخیر هزینههای هنگفتی کند، اما تیم در خط دفاع ضعیف ماند و نتایج آسیایی فاجعهبار بود. منتقدان میگویند جذب بازیکنان بر اساس سلیقه شخصی یا فشارهای داخلی بوده، نه برنامه فنی.
نقلوانتقالات جنجالی: جذب بازیکنانی مانند عیسی آلکثیر (که بعداً از لیست خارج شد) با اعتراضات هواداران همراه بود و نشاندهنده عدم توجه به نظرات عمومی است.
تغییرات مدیریتی داخلی: استعفای علی نظری جویباری در مرداد ۱۴۰۴ پس از شکست در سوپرجام، و انتصاب تاجرنیا به عنوان سرپرست، بدون توضیحات کافی صورت گرفت.
مسائل مالی و قراردادی: شایعاتی درباره قراردادهای غیرشفاف و فشارهای خارجی وجود دارد، که تاجرنیا در مصاحبهها آن را رد کرده، اما شواهد رسانهای خلاف آن را نشان میدهد.
این عدم شفافیت نه تنها اعتماد هواداران را کاهش داده، بلکه باشگاه را در معرض ریسکهای قانونی و مالی قرار داده است. تحلیل مقایسهای با دورههای قبلی نشان میدهد که استقلال در سال ۱۴۰۳ نیز با ۵ مربی و ۳ مدیرعامل روبهرو بود، اما دوره تاجرنیا این روند را تشدید کرده و به یک "فصل سیاه" تبدیل کرده است.
تأثیر بر عملکرد تیم و چشمانداز آینده
بیثباتی مدیریتی مستقیماً بر عملکرد استقلال تأثیر گذاشته از جمله شکست عجیب برابر پیکان و حذف زودهنگام از رقابتهای آسیایی. این وضعیت منجر به نارضایتی گسترده هواداران شده و حتی رد صلاحیت تاجرنیا در انتخابات شورای شهر تهران را تحت تأثیر قرار داده است.
کارنامه علی تاجرنیا در استقلال را میتوان به عنوان "کارنامه سیاه" توصیف کرد، جایی که بیثباتی فنی و عدم شفافیت، باشگاه را از مسیر موفقیت دور کرده است. برای بازگشت به ثبات، نیاز به برنامهریزی بلندمدت، افزایش شفافیت و کاهش دخالتهای عجولانه است. اگر این روند ادامه یابد، استقلال ممکن است فرصتهای بیشتری را از دست بدهد، اما با تغییرات ساختاری، پتانسیل بازگشت به اوج وجود دارد.
هرچند تاجرنیا در مصاحبهها بخشی از مشکلات را پذیرفته و وعده اصلاح داده، اما منتقدان معتقدند تا وقتی ساختار مدیریتی تغییر اساسی نکند، این روند ادامه دارد و استقلال فرصتهای زیادی را از دست میدهد.
سرمایهای که امروز در باشگاه استقلال توسط مدیران فعلی هدر میرود، متعلق به یک گروه خاص نیست؛ این سرمایه، سرمایه مردم و هواداران است. مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس باید توجه داشته باشد که ادامه این روند مدیریتی، نه تنها باعث از بین رفتن سرمایههای مالی و اجتماعی باشگاه میشود، بلکه اعتبار مجموعه هلدینگ و اعتماد عمومی را نیز به خطر میاندازد. اتخاذ تدابیر فوری برای اصلاح روند مدیریتی، شفافسازی مالی و جایگزینی شیوههای سنتی با مدیریت حرفهای، امری ضروری و غیرقابل تأخیر است.
ادامه وضعیت فعلی میتواند استقلال را از مسیر حرفهای و سازمانیافته خود دور کند، اعتماد هواداران و پیشکسوتان را کاهش دهد و ارزش سرمایههای عمومی را تهدید نماید. برای حفظ جایگاه باشگاه و جلوگیری از آسیبهای مالی و اجتماعی، تغییر در ساختار مدیریتی و اجرای اصول شفاف و حرفهای باشگاهداری ضروری است.
انتهای پیام/

