وقتی شرکا رقیب میشوند؛ اختلاف ریاض و ابوظبی چگونه آشکار شد؟
عربستان و امارات مدتهاست که چرخههای همکاری و رقابت را در خاورمیانه طی کردهاند که ناشی از اختلافات تاریخی بر سر ابتکارات منطقهای و اختلافات ارضی حلنشده بوده است.
در برخی مواقع، این دو کشور بهویژه در دهه ۲۰۱۰، زمانی که سیاستهای خود را در بحرین، مصر، سوریه و یمن همسو کردند، هماهنگی نزدیکی با یکدیگر داشتهاند، با این حال، این همکاری کوتاهمدت بوده است.
منافع اقتصادی و استراتژیک متفاوت، ریاض و ابوظبی را به جهات مختلفی کشانده است، بهویژه در درگیریهای جاری در یمن، سودان، شاخ آفریقا و تا حد کمتری در سوریه.
با وجود اهداف مشترک ثبات منطقهای، عربستان و امارات اغلب استراتژیهای متضادی را دنبال میکنند و خلیج فارس را به رقابت شدیدی بین دو قدرت پیشرو منطقه فرو میبرند، رقابتی که قرار است توازن قدرت منطقهای را تغییر دهد.
عربستان با تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵، بزرگترین اقتصاد جهان عرب است و پس از آن امارات با ۵۶۹ میلیارد دلار قرار دارد.
عربستان دومین ذخایر نفتی اثبات شده جهان (۲۶۷.۲ میلیارد بشکه) را در اختیار دارد، در حالی که امارات رتبه ششم (۱۱۳ میلیارد بشکه) را دارد؛ این اختلاف، رویکردهای عربستان و امارات را در قبال تولید و قیمتها شکل داده است.
ریاض همواره سطوح پایدار و متوسط را برای حمایت از تقاضای جهانی بلندمدت ترجیح داده است، در حالی که امارات برای به حداکثر رساندن درآمد، پیش از تغییر تقاضای جهانی به منابع انرژی جایگزین مانند انرژیهای تجدیدپذیر و انرژی هستهای، به دنبال تولید بالاتر بوده است.
امارات فراتر از نفت، در تنوع بخشیدن به اقتصاد خود پیشرو بوده است و خود را بهعنوان یک قطب بزرگ منطقهای و مالی هوانوردی تثبیت کرده است.
هم عربستان و هم امارات سرمایهگذاریهای قابلتوجهی برای تبدیل شدن به قطبهای مرکز داده منطقهای انجام دادهاند.
این رقابت اقتصادی رو به رشد بین ریاض و ابوظبی، رقابت استراتژیک آنها را بیشتر تشدید کرده است.
سالها پیش عربستان و امارات ائتلافی را به همراه چند کشور دیگر در یمن به راه انداختند، اما استان حضرموت یمن در دسامبر ۲۰۲۵ بهعنوان تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی عربستان تلقی شد و نیروهای تحت حمایت عربستان را بر آن داشت تا کنترل این سرزمینها را دوباره به دست گیرند.
به همین ترتیب، ریاض به سیاست ابوظبی در سراسر دریای سرخ مشکوک بوده است؛ از زمان سقوط عمر البشیر، رئیسجمهور سودان در سال ۲۰۱۹، این کشور از بیثباتی سیاسی و درگیریهای زیادی رنج برده است؛ عربستان و اکثر قدرتهای منطقهای از نیروهای مسلح سودان حمایت کردهاند، در حالی که امارات از نیروهای پشتیبانی سریع حمایت میکند.
در شاخ آفریقا، امارات حضور اقتصادی و نظامی گستردهای در سومالیلند، که در سال ۱۹۹۱ از سومالی اعلام استقلال کرد، ایجاد کرده است. ابوظبی با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک این سرزمین در نزدیکی تنگه بابالمندب، در بربره سرمایهگذاری کرده است، از جمله یک پایگاه دریایی، یک بندر آبهای عمیق و یک فرودگاه.
- بیشتر بخوانید:
- شکاف دیپلماتیک عربستان و امارات از یمن تا شاخ آفریقا
- واگرایی استراتژیک ریاض و ابوظبی؛ اختلافی فراتر از چارچوب یمن
در حالی که سومالیلند همچنان در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته نشده است، رژیم صهیونیستی بهتازگی به رسمیت شناختن خود را گسترش داده و روابط دیپلماتیک برقرار کرده است، اقدامی که از طرف اتحادیه آفریقا، عربستان و بسیاری از کشورهای مسلمان و عرب محکوم شده است، اما امارات بهطور قابلتوجهی از انتقاد خودداری کرده است.
عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، واگرایی بین ریاض و ابوظبی را بیشتر برجسته میکند؛ هنگامی که امارات در اوایل سال ۲۰۲۰ توافقنامه ابراهیم را امضا کرد، امیدوار بود که عادیسازی روابط، هم برای جلوگیری از الحاق کرانه باختری و هم برای پیشبرد مذاکرات با فلسطی، اهرم فشاری باشد.
اگرچه الحاق رسمی صورت نگرفته است، اما شهرکهای رژیم صهیونیستی همچنان در حال گسترش هستند و عملا الحاق را ایجاد کردهاند، بدون اینکه پیشرفتی در جهت پایان دادن به درگیری حاصل شود.
موضع عربستان در مورد عادیسازی با رژیم صهیونیستی بهطور متفاوتی تکامل یافته است. در سال ۲۰۲۳، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان گفت که این این کشور هر روز به عادیسازی نزدیکتر میشود اما یک سال بعد، این رژیم را به ارتکاب نسلکشی متهم کرد.
مقامهای ارشد عربستان اکیدا خواستار گامهای مشخص برای اجرای راهحل دو دولتی بهعنوان پیشنیاز عادیسازی شدهاند، اما نخستوزیر رژیم صهیونیستی و کابینهاش هیچ تمایلی برای برآورده کردن این شرایط نشان ندادهاند و انتظارات از پیوستن عربستان به توافقنامه ابراهیم، در حال حاضر تا حد زیادی از بین رفته است.
انتهای پیام/



