اروپا و بنبست در مسیر استقلال نظامی از آمریکا
در حالی که مقامهای چندین کشور جهان طی روزهای اخیر در کنفرانس امنیتی مونیخ گرد هم آمدند، بسیاری از تحلیلگران و سیاستگذاران اروپایی از دولتهای خود میخواهند تا در پاسخ به سیاستهای دولت ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در طول سال گذشته، ابزارهایی را برای دفاع از خود توسعه دهند.
شکاف بر سر ارزشها و حاکمیت اروپا
استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ به متحدان اروپایی در مورد «حذف تمدن» هشدار داد و متعهد شد که واشنگتن ایستادن را در برابر نیروهای سیاسی جریان اصلی در اروپا پرورش خواهد داد.
در همین حال دونالد ترامپ بارها خواستار کنترل گرینلند، قلمرو دانمارک، متحد ناتو، شد و از رد استفاده از زور برای انجام این کار خودداری کرد.
پس از آنکه متحدان اروپایی در کنار دانمارک ایستادند، ترامپ سرانجام استفاده از زور را رد کرد، اما همچنان اصرار دارد که آمریکا باید گرینلند را کنترل کند.
در نهایت، دولت ترامپ بارها از متحدان اروپایی خواسته است که امنیت خود را تأمین کنند و آمریکا تنها نقش حمایتی داشته باشد.
در نتیجه سیاستهای ترامپ، بسیاری در اروپا دیگر به آمریکا برای انجام تعهداتش تحت ماده ۵ ناتو اعتماد ندارند؛ با این حال، سران اروپایی در حالی که در مورد گامهایی به سوی استقلال نظامی بحث میکنند، با موانع مهمی در مسیر خود مواجه هستند.
وابستگی اروپا به آمریکا در زمینه توانمندسازی حیاتی
به گزارش نشنالاینترست، اروپا هنوز برای «توانمندسازهای حیاتی» به آمریکا وابسته است؛ با توجه به درخواست دولت ترامپ مبنی بر اینکه اروپاییها مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود بر عهده بگیرند، کاملاً منطقی است که وی متحدان را به صرف هزینه بیشتر برای نیروهای مسلح خود ترغیب کند.
به این ترتیب، تعهد متحدان در اجلاس لاهه ۲۰۲۵ ناتو برای صرف ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برای دفاع و ۱.۵ درصد اضافی برای نیازهای مرتبط با دفاع، گامی در مسیر درست است؛ با این حال، صرف هزینههای بیشتر برای دستیابی به استقلال دفاعی کافی نخواهد بود.
متحدان اروپایی باید قابلیتهای ویژهای را توسعه دهند که در حال حاضر برای ارائه آنها به آمریکا متکی هستند؛ این «توانمندسازهای حیاتی» شامل اطلاعات یکپارچه، نظارت، شناسایی، حملونقل هوایی استراتژیک، دفاع موشکی و سرکوب دفاع هوایی دشمن است.
برای دستیابی به این قابلیتها، متحدان اروپایی باید با یکدیگر هماهنگ شوند و کسب و استقرار مؤثر آنها برای دفاع از این قاره زمانبر خواهد بود.
برداشتهای متفاوت اروپا از تهدیدها
تحقیقات نشان میدهد که متحدان ناتو تهدیدهای مختلف و سطوح مختلفی از تهدید را درک میکنند؛ بیش از یک دهه است که متحدانی مانند لهستان کاملا بر تهدیدی که روسیه ایجاد میکند متمرکز شدهاند و مایلند تمام اقدامهای لازم را برای مقابله با آن انجام دهند.
برداشتهای تهدید لهستان و آلمان، تصمیمات مربوط به هزینههای نظامی آنها را توضیح میدهد؛ لهستان قصد دارد در سال ۲۰۲۶، ۴.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف امور نظامی کند، در حالی که بودجه ۱۰۸ میلیارد یورویی آلمان برای سال ۲۰۲۶ حدود ۵۰ درصد بیشتر از بودجه ۲۰۲۴ این کشور (۷۴.۵ میلیارد یورو) است.
در فرانسه و انگلیس، نگرانی کمتری در مورد تهدید روسیه وجود دارد؛ در پاریس و لندن نگرانیهایی در مورد تواناییها و نیات روسیه در مورد اروپا وجود دارد.
با این حال، سیاستگذاران و تحلیلگران در هر دو کشور معتقدند که زرادخانه هستهای مستقل آنها به این معنی است که روسیه مستقیما خاک انگلیس یا فرانسه را هدف قرار نخواهد داد.
- بیشتر بخوانید:
- تشدید اختلافها میان اروپا و آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ
- اختلافات آمریکا و اروپا؛ شکاف در اتحاد یا بازتعریف آن؟
بر این اساس، تهدید مسکو کمتر مبرم است؛ چرا این سطح پایینتر نگرانی در مورد روسیه اهمیت دارد؟ گزارشها حاکی از آن است که نه انگلیس و نه فرانسه -دومین و سومین اقتصاد بزرگ اروپا- در مسیر دستیابی به اهداف هزینههای ناتو پیش از سال ۲۰۳۵ نیستند.
مهمترین تهدید برای ایتالیا، بیثباتی در مدیترانه است که به مهاجرت کنترلنشده دامن میزند؛ در نتیجه، دولت ایتالیا برای توجیه افزایش هزینههای دفاعی خود با مشکل مواجه است.
دولت ایتالیا هدف ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی اختصاصیافته به امور دفاعی را نه از طریق هزینههای جدید، بلکه با طبقهبندی مجدد هزینههای موجود محقق کرد.
دفاع ایتالیا بهتازگی گفته است که دولتش امیدوار است -مشروط به محدودیتهای مالی- ۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را صرف امور دفاعی کند.
هویتهای تاریخی متفاوت اروپا
هویتهای تاریخی متحدان پیشرو اروپایی، چالش نهایی در مسیر استقلال دفاعی اروپا را ایجاد میکند.
امروزه، هویت قدرت جهانی زیربنای وضعیت نظامی جهانی هر کشور است. این واقعیت که انگلیس و فرانسه هویت قدرت جهانی دارند، به این معنی است که آنها همچنان ارتشهای خود را، حداقل تا حدی، حول نیاز به استقرار نیروهای نظامی کوچک و آموزشدیده در سراسر جهان ساختار میدهند.
در ایتالیا و آلمان، میراث تاریخی توسعهطلبی خونین و فاجعهبار در جنگ جهانی دوم به این معنی است که مردم هر دو کشور نسبت به هزینههای دفاعی و استفاده از نیروی نظامی تردید عمیقی دارند.
این اضطرابها در بحث آلمان در مورد خدمت اجباری سربازی وجود دارد، بهطوری که ارتش آنها در نهایت مدل داوطلبانهای را میپذیرد که بسیاری معتقدند برای مقابله با تهدید کافی نیست.
انتهای پیام/



