حاشیهنگاری دهمین روز جشنواره فیلم فجر/کارواش جور همه را کشید
دهمین روز از چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، خانه رسانه در پردیس سینمایی ملت، میزبان گرم و پرشور اهالی قلم و دوربین بود.
دهمین روز چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت در پی روزی برآمد که از حیث مظمون و ساختار هیچ فیلم با کیفیتی نمایش داده نشده بود.
عطش پردیس ملت و مهمانان تشنهاش را بلعیده بود. عطش تماشای یک فیلم تماشایی!
از آنها که هیجان را در پوست و گوشت و استخوان تماشاچی، چون خون جاری میکند.
از قضا روز دهم روز هیجان و تشنگی بود. روز تحلیلها و برآیندها، روز قیاس جشنواره با ادوار سابقش، شاید یک فیلم تمام معادلات را تغییر دهد، شاید اردوبهشت عطشها را سیراب کند.
دوشنبه در خانه رسانه، روز تحلیلها بود و گفتوگو؛ روزی که پردیس ملت دست کم، یکی دو اثر سرحال و قابل اعتنا داشت. خبرنگاران و منتقدان با فاصلهای کمتر از ارسال خبر، بیشتر به تماشاگرِ دقیق تبدیل شده بودند.
دهمین روز جشنواره، نفسهایی از جنس دغدغههای اجتماعی، یادآوری ایثار و وسوسههای زندگی مدرن را به سالن آورد؛ سه روایت کاملاً متفاوت که هر یک، فضای خود را بر تماشاگران حرفهای حاضر تنیده بود.
در نکوهش مافیای اقتصادی
در سانس نخست، فیلم سینمایی «کارواش» در ژانر درام اجتماعیـاقتصادی، به واکاوی یکی از معضلات ساختاری و حساس جامعه در سالهای اخیر، یعنی فساد اقتصادی سیستمی و پولشویی در ابعاد سازمانیافته، میپردازد.
بر اساس خلاصه داستان رسمی منتشرشده، محوریت روایت بر پروندهای پیچیده استوار است: «کاوه، مأمور اداره مالیات، از طریق پری، همکار سرسخت و مأمور مالیاتی، درگیر واکاوی شبکه فساد اقتصادی یک چهره با نفوذ میشود…»
قصه اصلی فیلم حول محور شخصیت کاوه، مأمور اداره مالیات، شکل میگیرد. او در مسیر پیگیری پروندههای کلان اقتصادی، متحمل فقدان یکی از نزدیکترین همکاران خود شده است. این تجربه تلخ، شخصیت او را به عاملی مصمم، سختگیر و در عین حال دارای عمق روحی زخمخورده تبدیل کرده است.
کارگردانی این اثر سینمایی بر عهده احمد مرادپور است؛ فیلمسازی که پس از شش سال فاصله از ساخت فیلم «کارو»، با «کارواش» مجدداً به عرصه سینما بازگشته و این بار سوژهای کاملاً معاصر و ملتهب را برای روایت انتخاب کرده است. مرادپور در این اثر، با پرهیز از رویکردهای شعاری، هدف خود را ارائه تصویری ملموس و مبتنی بر واقعیت از مناسبات پیچیده اقتصادی و لایههای پنهان فساد قرار داده است.
تهیهکنندگی این پروژه سینمایی را بهروز مفید عهدهدار است و فیلمنامه توسط عباس نعمتی و سما بابایی به رشته تحریر درآمده است.
با نوای ساز عشایری
ساعات بعدی اما، سالن را به فضایی دیگر برد. با شروع «آن دو»، تصاویر زندگی عشایری و صدای ساز، بسیاری را به تأمل برد. اشتیاق برای تماشای این اثر به قدری بود که حتی صندلیهای اضافی نیز پر شد. پایان فیلم، با چشمان نمناک برخی همراه بود. در راهرو، یکی از روزنامهنگاران با تلفن همراهش در حال ضبط بود: فیلم، جنگ را از زاویهای صمیمی و انسانی روایت کرد؛ صحنههای شناسایی شهید، واقعاً تأثیرگذار بود، اما عطش فیلم خوبمان را سیراب نکرد. حاشیهی خوشایند این بخش، حضور بیسروصدای برخی بازیگران فیلم در جمع تماشاگران بود که بعد از اکران، در حلقه خبرنگاران محاصره شدند.
قصه پر غصه اردویِ بهشتی دختران
سانس پایانی روز به «اردوبهشت» تعلق داشت. از پیشبینیها پس از اکران در سینماهای مردمی انتظار آب خنکی را میداد در گرمای تابستان، اما اردوبهشت، به نظر بهشتی نداشت. گر چه تضارب نظرات و آرا به کیفیتی بود که از بیان خارج است. هم خوب، هم بد، هم ضعیف هم کاندیدای سیمرغ. اگر چه تلخی فیلم گاهی کشنده است، اما بازیهای روان ستاره پسیانی و حامد بهداد، گویا کار را برای فیلمساز درآورده بود. البته از سوژه حساس اثر هم نمیتوان به سادگی گذشت. در مقابل موسیقی انتخابی نامتجانس با اتمسفر فیلم، گلدرشت میآمد.
به ترکیب بازیگران شهرام حقیقتدوست متفاوت و اصغر همت به غایت درجه یک را نیز اضافه کنید.
در حواشی حاشیهها
بین اکرانها، لابی پردیس ملت، شبیه به یک کارگاه زنده نقد و تحلیل بود. نشستهای خودجوش چندنفره تشکیل میشد و ایدهها رد و بدل میشد. برخی از اهالی رسانه با عجله بین سالن و رستوران کوچک پردیس در تردد بودند و از فشردگی زمان در گله: بین دو سانس، فقط وقت میکنی یه قهوه بخوری، چه برسه به تحلیل!
شبکههای اجتماعی هم بیکار نبودند و لحظهبهحظه، عکس و نظر از فضای جشنواره منتشر میشد.
روز دهم، با سه رنگ متفاوت از سینمای ایران به پایان رسید؛ از جنس دغدغهی امروز، یادگاری از دیروز و یه پرونده قضایی مترتب به حادثهای دلخراش، اما از جنس زندگی. خانه رسانه، اما تا دیروقت میزبان کسانی بود که حالا باید روایتهای خود از این روز آماده کنند.
انتهای پیام/



