پایداری و مقاومت؛ تضمینکننده تداوم آرمان فلسطین
یکی از درسهایی که از مبارزه شدید و مداوم علیه رژیم صهیونیستی، بهویژه در طول جنگ اخیر غزه، آموخته شده است، این است که مقاومت یک سیستم یکپارچه است که بر سه ستون بنا شده است؛ وجود، پایداری و مقاومت.
فلسطینیها، بهعنوان یک فرد و بهعنوان یک ملت، این سیستم مقاومت را از طریق حضور خود در فلسطین، پایداری در برابر دشمن و مقاومت برای دستیابی به آزادی، تجسم میبخشند.
این مقاومت صرفا با وجود آنها در فلسطین و تعهد تزلزلناپذیرشان به حقوق خود آشکار میشود و در عمل به مقاومت به معنای جامع آن، که نشان دهنده اوج این سیستم است، به اوج خود میرسد؛ رژیم صهیونیستی با سیستمی که بر ستونهای انکار، ناامیدی و تسلیم استوار است، با این امر مقابله میکند.
انکار وجود مردم فلسطین بهعنوان یک گروه ملی در روایت صهیونیستی مشهود بود که در شعار «فلسطین سرزمینی بدون ملت برای مردمی بدون سرزمین است» خلاصه میشد؛ این شعاری بود که جنبش صهیونیستی، از طریق سازمانهای مسلح خود، تلاش کرد تا از طریق هدف خود در جنگ نکبت ۱۹۴۸ به واقعیت تبدیل کند؛ کنترل بزرگترین منطقه ممکن از سرزمین فلسطین با کمترین جمعیت ممکن.
این امر منجر به نابودی هزاران نفر و آوارگی صدها هزار نفر شد؛ بنابراین، انکار حضور فلسطینیان از طریق نابودی و آوارگی، استراتژی مداوم جنبش صهیونیستی از زمان آغاز آن بهعنوان یک پروژه، سپس بهعنوان یک رژیم و حتی در جنگ فعلی نابودی علیه مردم فلسطین در نوار غزه بوده است.
اگر انکار وجود مردم فلسطین در فلسطین هدف اصلی جنبش صهیونیستی است، پس وجود مردم فلسطین در این سرزمین باید هدف اصلی جنبش ملی فلسطین باشد. این امر مستلزم تلاش برای تثبیت حضور مردم فلسطین در سرزمین مادریشان فلسطین و اطمینان از این است که افراد خارج با آن در ارتباط باشند و به امید بازگشت بچسبند.
مردم فلسطین، بهعنوان یک جامعه ملی واحد، از موانع جغرافیایی، حزبی و سیاسی فراتر میروند؛ این امر با تقویت پیوندهای وحدتبخش، از جمله ریشههای تاریخی، میراث فرهنگی، هویت ملی، آرمان ملی و سرنوشت مشترک، محقق میشود؛ علاوه بر این، یک برنامه ملی برای تأمین نیازهای اساسی زندگی در فلسطین برای نسلهای متوالی جهت زندگی در سرزمین مادریشان ضروری است.
وجود مردم فلسطین، بهویژه در داخل فلسطین، بهعنوان یک جامعه ملی واحد، تضمینکننده تداوم حیات آرمان فلسطین در ابعاد ملی، سیاسی و انسانی آن است. این بنیادی است که پروژه ملی فلسطین با سه هدف آن یعنی آزادی، بازگشت و استقلال بر آن بنا شده است. این وسیلهای است که مردم فلسطین را به جایگاه پایداری ملی هدایت میکند.
رسیدن به جایگاه پایداری ملی فلسطین، که حد وسطی بین وجود و مقاومت است، با مانع ناامیدی از پیروزی مواجه شده است. این ناامیدی، چه بهعنوان یک پروژه و چه بهعنوان یک رژیم، هدف جنبش صهیونیستی بوده و است، پس از آنکه وجود مردم فلسطین را هم در روایت و هم در عمل انکار کرد.
ناامیدی، یا القای ناامیدی، بافت اخلاقی مردم فلسطین را هدف قرار میدهد و آنها را از جوهره ملیشان که پایداری، مقاومت و دلبستگی آنها به سرزمین و حقوقشان را تضمین میکند، تهی میکند.
به گزارش المیادین، برای دستیابی به این هدف صهیونیستی، اشغالگران عمدا ناامیدی از پیروزی را القا کردند تا به شکست روانی در مردم فلسطین برسند و روایت صهیونیستی از درگیری را به آنها القا کردند تا به شکست فکری برسند؛ آنها فرهنگی فرصتطلبانه را ترویج کردند تا پذیرش استعمار و همزیستی با اشغالگران را تقویت کنند و در نهایت تلاش کردند مردم فلسطین را به تودههای منزوی، منفعل و بیقدرت تبدیل کنند و آنها را به کارگرانی در خدمت شهرکسازی رژیم صهیونیستی و همکاران اطلاعاتی در خدمت امنیت این رژیم تقسیم کنند.
پایداری ملی فلسطینیان به معنای غلبه بر مانع ناامیدی از پیروزی و ناامیدی از واقعیت فعلی و ادامه مسیر پروژه ملی فلسطین است؛ این امر با فراهم کردن پایههای اخلاقی پایداری توسط جنبش ملی فلسطین محقق میشود، پایههایی که دشمن در پی نابودی آنهاست.
مهمترین این پایهها عبارتند از القای امید به پیروزی برای دستیابی به تابآوری روانی؛ درونیسازی روایت فلسطینی از درگیری برای دستیابی به مصونیت فکری و ترویج فرهنگ ملی برای دستیابی به طرد استعمار و اشغال... که در نهایت منجر به حفظ موجودیت و پایداری مردم فلسطین بهعنوان یک جامعه ملی متحد، مثبت و فعال در پروژه آزادسازی، بازگشت و استقلال میشود.
- بیشتر بخوانید:
- مرحله دوم آتشبس غزه؛ ماهیت واقعی طرح صلح ترامپ چیست؟
- ابوشریف: اسرائیل مرحله دوم توافق را برای پایان جنگ غزه نمیخواهد
رد اشغال نتیجه طبیعی دو رکن وجود و پایداری است؛ ترجمه عملی این طرد به مقاومت در برابر اشغال، مقاومت در برابر اشغال به معنای جامع و متنوع آن است؛ مقاومت فلسطین از آغاز درگیری با صهیونیسم به این معنا و عمل بهعنوان یک ایده، یک پروژه، یک جنبش، یک دولت و یک پایگاه پیشرفته برای استعمار غربی وجود داشته است.
حتی در جنگ نابودی فعلی رژیم صهیونیستی و آمریکا، هدف صهیونیستی مربوطه این است؛ شکست مقاومت، تحمیل تسلیم به آن و پایان دادن به موجودیت آن؛ این هدف صهیونیستی در طول مراحل درگیری، صرفا یک توهم در ذهن سران رژیم صهیونیستی باقی مانده است.
هدف، شکست مقاومت، وادار کردن آن به تسلیم و حذف آن بهعنوان نماد مردم و ملت در پیروی از اهداف نفی و ناامیدی جنبش صهیونیستی، با هدف جنبش ملی فلسطین برای تضمین بقا و تداوم مقاومت تا پیروزی، دستیابی به اهداف مردم فلسطین و پروژه آزادسازی ملی آنها، در تضاد است.
مقاومت، به عنوان یک ایده و یک عمل به معنای جامع و متنوع آن، نتیجه طبیعی دو رکن وجود و پایداری است؛ بدون اینها، مقاومتی وجود ندارد. بنابراین، مقاومت باید از این ارکان محافظت کند تا تداوم خود را تضمین کند و باید از به خطر انداختن آنها احتیاط کند، مبادا که وجود مردم در سرزمینشان را تهدید کند یا مقاومت آنها را تضعیف کند.
در نتیجه، وجود، پایداری و مقاومت یک سیستم واحد، یک سهگانه از ارکان پروژه آزادسازی را تشکیل میدهند. آنها به موازات هم و با اهمیت برابر و به ترتیب پیش میروند. هستی، پایه و اساس پایداری است و هر دو -هستی و پایداری- پایه و اساس مقاومت هستند، با این درک، که مبتنی بر واقعیت و منطق است، میتوان گفت در فلسطین، هستی و پایداری، مقاومت را تشکیل میدهند.
انتهای پیام/

