حاشیهنگاری روز سوم جشنواره فیلم فجر/از جابهجایی دقیقه نودی تا بازگشت یک غایب
سومین روز از چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، در پردیس سینمایی ملت با ترکیبی از غافلگیری، بازگشت و کنجکاوی گذشت؛ روزی که از همان ساعات ابتدایی با تغییر در جدول نمایشها، حالوهوای غیرقابل پیشبینی جشنواره را به رخ کشید.
جابهجایی فیلم «خواب» با «نیمْشب» در سانس دوم، نخستین حاشیه روز سوم بود؛ تغییری که هرچند با یک اطلاعرسانی رسمی همراه شد، اما در میان اهالی رسانه زمزمههایی از تکرار معضل «ناتمام بودن آثار» را دوباره زنده کرد. اتفاقی که سالهاست سایهاش از سر فجر کنار نرفته و هر بار در قالبی تازه خودنمایی میکند
عاشقانهای در دل جنایت
سانس نخست روز سوم به «پروانه» اختصاص داشت؛ فیلمی که نخستین تجربه بلند محمد برزوییپور محسوب میشود و تلاش میکند در دل یک روایت جنایی، قصهای عاشقانه را پیش ببرد. فیلمی با الهام از یک رویداد واقعی که از همان دقایق ابتدایی، مخاطب را میان تردیدِ مرگ و امیدِ زندگی معلق نگه میدارد.
حضور بازیگرانی، چون مهدی پاکدل و هومن برقنورد، باعث شده «پروانه» با وجود فیلماولی بودن کارگردان، با کنجکاوی بیشتری دنبال شود؛ هرچند در محافل رسانهای، بحث اصلی بر سر این بود که آیا فیلم میتواند تعادل میان روایت جنایی و ملودرام عاشقانه را حفظ کند یا خیر.
نیمشبِ بازگشت
اما نقطه کانونی روز سوم، بیتردید «نیمْشب» بود؛ فیلمی که نهفقط بهخاطر موضوع ملتهبش، بلکه بهدلیل بازگشت محمدحسین مهدویان پس از چهار سال دوری از سینما، توجهها را به خود جلب کرد.
مهدویان اینبار سراغ روایتی واقعی از جنگ ۱۲روزه رفته، اما نه در میدان نبرد، بلکه در دل یک محله تهران؛ جایی که مردم عادی، ناگهان میان مرگ و زندگی قرار میگیرند. استفاده از بازیگران کمترشناختهشده، انتخابی است که برخی آن را جسورانه و برخی پرریسک میدانند؛ انتخابی که یادآور رویکرد مستندگونه فیلمساز در آثار اولیهاش است.
در حاشیه نمایش «نیمْشب»، همچنان نام «شیشلیک» بهعنوان فیلم اکراننشده مهدویان دهانبهدهان میچرخید؛ گویی بازگشت او به فجر، ناخواسته پروندههای نیمهباز گذشته را هم دوباره روی میز آورده است.
حاشیههای این فیلم زمانی بالاگرفت که در نشست خبری این فیلم از مهدویان سوال کردند چرا در فیلم خبری از بازیگر معروف نیست و او در پاسخ گفت: علاقهای ندارم به سراغ مشتی بازیگر ترسو بروم که جرات خارج شدن از قالبهای کلیشهای را ندارند. بعد تازه باید التماسشان کنی تا به جشنواره بیایند. این افراد شایسته فیلمهایی هستند که اکنون مشغول بازی در آنها هستند.
این اظهارات مهدویان از سوی اهالی رسانه با تشویقی پرشور مواجه شد.
اکشن اجتماعی در سانس سوم
سانس پایانی روز سوم به «اسکورت» رسید؛ فیلمی اکشن-ماجراجویانه از یوسف حاتمیکیا که اینبار به سراغ یک آسیبهای اجتماعی رفته، مسئله «شوتیها» مسئله اصلی دومین فیلم حاتمیکیاست.
حضور رضا کیانیان در کنار امیر جدیدی و هدی زینالعابدین، ترکیبی کنجکاویبرانگیز ساخته و از همان ابتدای نمایش، مشخص بود فیلم میخواهد بیش از آنکه صرفاً اکشن باشد، بر انتخابهای اخلاقی در موقعیتهای بحرانی تمرکز کند. در راهروهای پردیس ملت، برخی «اسکورت» را تلاشی برای پیوند سینمای ژانر با دغدغههای اجتماعی دانستند و برخی دیگر، نگران شعارزدگی احتمالی آن بودند.
از واکنشها در راهرو پردیس ملت به نظر میرسد تا اینجا اسکورت بیش از دیگر آثار به نمایش درآمده مورد پسند واقع شده است.
روز سوم یک روز پرنوسان
روز سوم جشنواره فیلم فجر، روز تضادها بود؛ از عاشقانهای جنایی تا روایتی واقعی از جنگ و اکشنی اجتماعی. جابهجایی ناگهانی فیلمها، بازگشت یک کارگردان غایب و پرداختن به موضوعات ملتهب اجتماعی، باعث شد پردیس ملت یکی از شلوغترین و پرحاشیهترین روزهای خود را تجربه کند؛ روزی که نشان داد فجر امسال، بیش از هر چیز، بر لبه اتفاق و حاشیه حرکت میکند.
انتهای پیام/



