تئاتر فجر ۴۴؛ تلاشی برای بقا در محدودیتها و چشمانداز فردا
برگزاری چهلوچهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر در شرایطی که هنرهای نمایشی با چالشهای متعددی از جمله محدودیتهای بودجهای، موانع ارتباطی و تغییرات ذائقه مخاطب روبهرو هستند، این پرسش را مطرح میکند که چرا باید همچنان بر هر چه باشکوهتر برگزار کردن این جشن بزرگ اصرار ورزید و ذاتاً هدف از برگزاری جشنوارههایی در این سطح چیست؟ پاسخ به این سوال را نه تنها در اعداد و ارقام آماری، بلکه در بافت و کارکردی باید جستوجو کرد که این جشنواره در اکوسیستم هنر ایران ایفا میکند.
جشنواره تئاتر فجر تنها یک مسابقه برای انتخاب بهترینها نیست؛ بلکه تریبونی است برای صدای هنرمندانی که در طول سال در گوشه و کنار کشور، گاهی با کمترین امکانات اما با عظیمترین اشتیاق به خلق آثار میپردازند.
نگاهی به گزارشهای ارائه شده در نشست خبری این دوره از جشنواره تئاتر فجر نشان میدهد که این رویداد تلاش کرده است تا با سیاستهای کلان کشور همچون عدالت فرهنگی و تمرکززدایی همسو شود. انتخاب کرمان به عنوان میزبان مراسم افتتاحیه و برگزاری پنج بخش اصلی جشنواره در این استان، پیامی روشن دارد؛ تئاتر متعلق به تهران نیست و نباید محدود به پایتخت باشد.
آمارهای ارائه شده توسط دبیر جشنواره مبنی بر اینکه ۶۲ درصد شرکتکنندگان از هنرمندان شهرستانها و ۳۸ درصد از تهران هستند، گواهی بر این ادعاست که جشنواره تئاتر فجر در حال تبدیل شدن به پنجرهای است که از آن، استعدادهای سراسر ایران دیده میشوند. این حضور گسترده شهرستانیها، نشاندهنده پویایی تئاتر در اقصینقاط کشور است و جشنواره تنها محل تجمع و نمایش این پویایی است.
یکی از اهداف بنیادین برگزاری چنین جشنوارههایی، ایجاد فضای رقابت سالم و تبادل نظر است. وقتی صدها اثر در بخشهای مختلف صحنهای، خیابانی، نمایشنامهنویسی و دیگر گونههای اجرایی به دبیرخانه راه مییابند، این خود نشانه زنده بودن بدنه تئاتر است.
در این دوره، شاهد حضور ۲۴۳ اثر در بخش خیابانی و صدها اثر در بخشهای دیگر هستیم. این حجم از تولید، اگرچه ممکن است از نظر کیفی متنوع باشد اما از نظر کمی نشان میدهد که هنرمندان نیازمند فضا و موقعیت برای ارائه کار خود هستند. جشنواره فجر این موقعیت را فراهم میکند تا آثار دیده شوند، نقد شوند و داوران متخصص در کنار مخاطبان عام، درباره آنها قضاوت کنند. این دیده شدن، اولین قدم برای رشد و تعالی هنرمند است.
علاوه بر جنبههای داخلی، جشنواره تئاتر فجر دارای یک بعد بینالمللی است که ارتباطات فرهنگی ایران را با جهان هنر تقویت میکند. هرچند در این دوره به دلیل محدودیتها و شرایط خاص، حضور گروههای خارجی و داوران بینالمللی با محدودیتهایی مواجه شده است و جشنواره بیشتر با ماهیتی «ملی» برگزار میشود، اما تلاش برای دعوت از کشورهایی همچون ایتالیا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای همسایه، نشاندهنده این نیت است که تئاتر ایران نباید در انزوا باشد. تئاترهای ملل مختلف زمینهساز انتقال تجربیات و آشنایی با شیوههای نوین اجرایی در جهان میشود. حتی در شرایطی که حضور فیزیکی میسر نیست، بررسی آثار ارسالی از سایر کشورها و ارتباط با هنرمندان خارجی، پلهای ارتباطی را حفظ میکند.
هدف دیگر جشنوارهها، مستندسازی و پژوهش در عرصه تئاتر است. بخشهای پژوهش، سمینار و رونمایی از کتابهای تخصصی در حاشیه جشنواره، این رویداد را صرفاً از یک برنامه نمایشی به یک رویداد علمی و پژوهشی تبدیل میکند. برگزاری پنلهایی برای بزرگداشت اساتید برجسته مانند بهرام بیضایی که تأثیر آنها در حوزه تئاتر غیر قابل چشمپوشی است، نشان میدهد که جشنواره محل پاسداشت تاریخ و پیشینه تئاتر ایران نیز هست.
توجه به بخش رادیو تئاتر و عکس و پوستر نیز بیانگر این نگاه جامع است که تئاتر تنها صحنه و بازیگر نیست، بلکه مجموعهای از هنرهای تجسمی، صوتی و ادبیات نمایشی است که باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
با وجود تمام این مزایا و ضرورتها، نمیتوان از چالشهای ساختاری و مدیریتی غافل شد. یکی از انتقادهایی که همواره از سوی کارشناسان و دلسوزان حوزه تئاتر مطرح میشود، نحوه مدیریت و دبیری جشنواره است.
ساختار کنونی انتخاب دبیر جشنواره که معمولاً چند ماه قبل از برگزاری رویداد انجام میشود یک محدودیت ذاتی ایجاد میکند. دبیری که زمان محدودی برای برنامهریزی، سیاستگذاری و اجرای دقیق جشنواره دارد، عملاً مجبور است به مدیریت امور جاری بپردازد و فرصت کافی برای اندیشیدن به افقهای دوردست را ندارد. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم یکی از اهداف کلان و حیاتی برگزاری جشنوارههایی در این سطح، ایجاد چشمانداز برای سالهای آینده است.
جشنواره باید تنها یک رویداد موقتی برای نمایش آثار در دهه فجر نباشد، بلکه باید نقشه راهی ترسیم کند که مسیر حرکت تئاتر کشور در سال آینده و حتی سالهای پس از آن را مشخص کند. این چشماندازسازی نیازمند زمان کافی، تیمی پایدار و دیدگاهی بلندمدت است که با انتخاب دبیران موقت و کوتاه مدت، عملاً نشدنی به نظر میرسد. وقتی هر دوره دبیر تغییر میکند، سیاستها، سلیقهها و اولویتها نیز تغییر میکند و این پراکندگی مانع از شکلگیری یک استراتژی مدون و پایدار برای رشد تئاتر میشود.
اگرچه تلاشهای صورتگرفته در هر دوره قابل تقدیر است، اما برای رسیدن به آن چشمانداز روشن، نیاز به بازنگری در ساختار زمانی و مدیریتی جشنواره وجود دارد تا دبیر بتواند فراتر از هماهنگیهای اجرایی به معماری آینده تئاتر ایران بپردازد.
با این حال، در مجموع میتوان گفت که جشنواره تئاتر فجر با تمام کم و کاستیها، نبض تپنده تئاتر کشور است. در شرایطی که تئاتر به گفته مدیرانش مظلومترین هنر و اولین قربانی هر اتفاق اجتماعی و اقتصادی است، برگزاری چنین رویدادی به هنرمندان روحیه میدهد و به آنها یادآوری میکند که دیده میشوند. بودجه ۲۸ میلیارد تومانی اختصاص یافته در این دوره، اگرچه نسبت به سال گذشته کاهش داشته و نگرانیهایی را در خصوص کیفیت ایجاد کرده است، اما نشان میدهد که دولت و نهادهای متولی هنر، هنوز تئاتر را فراموش نکردهاند. تلاش برای اینکه این کاهش بودجه بر کیفیت آثار تأثیر نگذارد خود نشان از مسئولیتپذیری مدیران جشنواره است.
در نهایت، جشنواره تئاتر فجر باید به عنوان فضایی برای گفتوگو، تعامل و همافزایی دیده شود. همانطور که در نشست خبری بر آن تأکید شد، تئاتر محل فحاشی و تخطئه یکدیگر نیست، بلکه فضای گفتوگوی سازنده است. حضور یاعدم حضور در جشنواره یک انتخاب است، اما نمیتوان منکر اهمیت این تریبون شد.
جشنواره تئاتر فجر، پیشاهنگ تمام برنامههای فرهنگی ایران در دهه فجر انقلاب اسلامی است و اگرچه ممکن است در مسیر خود با موانعی چون کمبود بودجه و چالشهای مدیریتی روبهرو شود، اما ادامه حیات آن برای سلامت و پویایی اکوسیستم تئاتر ایران ضروری است. این رویداد فرصتی است تا هنرمندان شهرستانها در استانهای مختلف در کنار هم قرار گیرند، از تجربیات یکدیگر بیاموزند و با همفکری، چهرهای روشنتر برای آینده تئاتر این مرز و بوم ترسیم کنند.
انتهای پیام/

