آمریکا در دام لفاظیهای ضد تروریسم؛ بازگشت جنگطلبی واشنگتن به داخل
مرگ رنه نیکول گود نشاندهنده تلفیق پلیس نظامی، بیگانههراسی و اقدامهای امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر در یک بازوی اجرایی داخلی خشونت امپریالیستی آمریکا است.
به گزارش میدلایستآی، یک مامور اداره مهاجرت و گمرک آمریکا ICE، در جریان یک حمله فدرال مهاجرت در شهر مینیاپولیس ایالت مینهسوتا، یک زن سفیدپوست ۳۷ ساله به نام رنه نیکول گود، شهروند آمریکایی و مادر ۳ فرزند را با تیراندازی گلوله کشت.
در ویدیوی منتشر شده در فضای مجازی، گود در صندلی راننده خودروی خود دیده میشود که ماموران اداره مهاجرت و گمرک به وی نزدیک میشوند؛ براساس گزارشها، وی تازه کوچکترین فرزندش را به مدرسه رسانده بود و در حال رفتن به خانه بود که به خیابانی که اداره مهاجرت و گمرک بهعنوان بخشی از عملیات خود مسدود کرده بود، وارد شد.
شاهدان میگویند ماموران در حالی که به اطراف وسیله نقلیه نزدیک میشدند، دستورهای متناقضی را فریاد میزدند؛ برخی به وی میگفتند از ماشین پیاده شود، برخی دیگر به وی میگفتند حرکت کند.
وقتی به رنه نیکول گود دستور میدهند که پیاده شود، سعی میکند فرار کند؛ همین که پایش را روی پدال گاز میگذارد و فرمان را میچرخاند، یک مامور اسلحه کمریاش را بیرون میکشد و از فاصله نزدیک، ۳ گلوله از پنجره سمت راننده شلیک میکند.
خودروی گود به جلو پرتاب میشود و قبل از برخورد با یک ماشین پارک شده در جاده، به یک تیر چراغ برق برخورد میکند.
افراد رهگذر بلافاصله به سمت وی هجوم میآورند؛ مردی که خود را پزشک معرفی کرده بود نیز سعی میکند با گود ارتباط بگیرد، اما ماموران اداره مهاجرت دسترسی وی را مسدود میکنند.
رنه نیکول گود در محل حادثه میمیرد.
اما جایی که گود، در آن کشته شد، هرگز بیطرف نبود: ایالت مینهسوتا پس از قتل جورج فلوید در سال ۲۰۲۰ به نقطه اشتعالی برای پاسخگویی پلیس تبدیل شده بود و جوامع سومالیایی آن مدتهاست که هدف سوءظنهای شدید در لفاظیهای سیاسی ملی و سیاستهای فدرال بودهاند.
آن تنشهای طولانیمدت که در ماههای اخیر با زبان غیرانسانی مکرر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در مورد سومالیاییها، ازجمله «زباله» خواندن آنها و دامن زدن به فضای وحشت بیگانههراسی شعلهور شده و با دروغسازیهای اخیر راستگرایان افراطی تشدید شد، به ایجاد زمینه برای دیوانگی نیروهای فدرال در شهر مینیاپولیس کمک کرد.
از خود ترامپ گرفته تا کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی آمریکا، شخصیتهای دولتی سعی کردند چشمان ما را از آنچه فیلم بهوضوح ثبت کرده بود، منحرف کنند و گویی به همین ترتیب، تقریبا بلافاصله پس از مرگ گود، تبوتاب و تحریکآمیزی که از مقامهای آمریکایی پس از قتل سیاهپوستان توسط پلیس انتظار میرفت، به وجود آمد.
نوم به خبرنگاران گفت: افسر ما آموزشهای خود را دنبال کرد و دقیقا همان کاری را که به وی آموزش داده شده بود در آن موقعیت انجام داد و برای دفاع از خود و دیگر ماموران اقدامهایی انجام داد.
بخش عمدهای از رسانههای جریان اصلی آمریکا نیز از این روند پیروی کردند؛ خبرنگاران حتی با وجود شواهد ویدیویی واضح و شهادت شاهدان عینی، به سرعت به نقل روایتهای متعدد پرداختند.
پوشش اخبار بر زوایای دوربین و اینکه آیا فریمهای تکی واقعا کل داستان را منتقل میکنند یا خیر، متمرکز شد؛ سپس، به آموزش ضعیف»ماموران اداره مهاجرت و تصمیمگیریهای لحظهای در مورد کار بیارزش جمعآوری «غیرقانونیها» در مناطق از نظر تاریخی خصمانه، اشاره شد.
در کشوری که اسطورههایش از روایتهای ابرقهرمانی نظامیشده که خلاصهای نمادین از استثناگرایی، نظامیگری و نیروی خود-موجه آمریکایی است، جداییناپذیر است، نمایش خشونت دولتی از مصونیت از مجازات فراتر رفته و وارد ظلم آشکار شده است، کاریکاتوری از قدرتی چنان بیرحمانه که یک ابرقهرمان واقعی تلویزیونی میتواند به معامله شنل خود با نشان مامور اداره مهاجرت افتخار کند.
در واقع، فقط چند روز پس از آن که نیروهای آمریکایی در نمایشی از قدرت قهری بیحد و حصر، برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش، به کاراکاس هجوم آوردند، جنگطلبی آمریکایی برای تعطیلات به خانه بازگشته بود.

ظهور یک دولت اشغالگر
اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در سایه بهاصطلاح جنگ جهانی علیه تروریسم که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ایجاد شد، تاسیس شد؛ این سازمان به ستون اصلی معماری نظارت سرکوبگرانه و تاکتیکهای نظامی تبدیل شد که در طول تهاجم به افغانستان و عراق پدیدار شد.
خود اداره مهاجرت بهطور خاص برای پیگیری آنچه تهدیدهای امنیت ملی در آمریکا خوانده شد، طراحی شده بود و به ماموران اختیار تام در مورد اینکه چه کسی ممکن است «تهدیدی برای امنیت عمومی یا امنیت ملی» تلقی شود، میداد.
از آن زمان، این اداره به یک نهاد سرکش تبدیل شده است و شهرت آن با داستانهای دلخراش سوءاستفاده، مصونیت از مجازات و تقریبا فقدان کامل نظارت، خدشهدار شده است.
ارتباط نزدیک آن با پالانتیر، یک شرکت نظارتی که متهم به کمک به تهیه فهرستهای قتل برای رژیم صهیونیستی است، آن را بیشتر در مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا جای داده است.
مجله اسکالاواگ Scalawag، همکاری پالانتیر با اداره مهاجرت آمریکا را «یکی از پیوندهای متعدد تشکیلدهنده ارتباطات نظارتی نظامی-صنعتی بین اداره مهاجرت و نیروهای نظامی اسرائیل» توصیف کرد.
این مجله نوشت که این پیوندها، پیوندهای رویکردی و عملی بین ۲ نهاد یادشده را نشان میدهد، زیرا آنها برای پیشبرد نظامیسازی پلیس از طریق تسلیحاتی کردن فناوری نظارتی تلاش میکنند.
اداره مهاجرت و گمرک آمریکا همچنین در چندین تبادل اطلاعات با ارتش رژیم صهیونیستی شرکت داشته است و در جریان اعتراضهای دانشجویی برای غزه، نامها را از وبسایت Canary Mission که در فهرست سیاه قرار دارد، حذف کرد تا معترضان را شناسایی و دستگیر کند.
قتل گود در مینیاپولیس ممکن است بهعنوان یک حادثه غمانگیز واحد به نظر برسد، اما آنچه واقعا رخ داد، گسترش و تثبیت دستگاه اشغالگری در کلانشهر است.
از زمان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، ماموران اداره مهاجرت در دستکم ۱۲ حادثه تیراندازی دست داشتهاند.
این «افزایش» مستقیما با سیاست مرتبط است.
- بیشتر بخوانید:
- شعله کشیدن آتش اعتراضها از محل وقوع تراژدی فلوید؛ دستور ترامپ برای سرکوب معترضان
- تهدید معترضان به خشونت پلیس در مینهسوتا ازسوی ترامپ؛ ادامه حضور گارد ملی در پایتخت آمریکا
در سال ۲۰۲۱، مرکز غیرنظامیان در منازعه (Civic) جزئیات چگونگی نفوذ تجهیزات و تاکتیکهای نظامی به اجرای قانون داخلی را شرح داد؛ فدریکو بورلو، مدیر اجرایی مرکز غیرنظامیان در منازعه، گفت: اصطلاحاتی مانند فضای نبرد، جنگ شهری و شورش جایی در سیاست دولت برای مدیریت امنیت عمومی در طول اعتراضات و تظاهرات ندارند، مردم یک گروه مخالف مسلح نیستند.
بر کسی پوشیده نیست که تاکتیکهای ضدشورش آمریکایی که در مکانهای دوردستی مانند عراق، افغانستان و همانطور که توسط رژیم صهیونیستی در کرانه باختری اشغالی اعمال میشود، مورد استفاده قرار گرفته است، در حال انتقال به آمریکا است.
این ایالت به منطقهای شبهجنگی تبدیل شده است که در آن قوانین عمدا مبهم و بنابراین ترسناک و طاقتفرسا هستند.
با وجود نیروی کار محدود حدود ۲۱ هزار مامور اداره مهاجرت از طریق تاکتیکهای تهاجمی، ژست تهدیدآمیز و غیرقابل پیشبینی بودن بیرحمانه خود، حضوری فراگیر و بسیار بزرگتر از اندازه واقعی خود ایجاد کرده است.
آمریکا در سال ۲۰۲۰ شاهد نشانههایی از این امر بود، زمانی که ترامپ گارد ملی را برای سرکوب اعتراضهای جنبش «جان سیاهپوستان مهم است» مستقر کرد؛ این روند در ژوئن گذشته نیز ادامه یافت، زمانی که اعتراضهایی در لسآنجلس، شیکاگو و واشنگتن دیسی علیه عملیات اداره مهاجرت، همه به نام «امنیت عمومی» رخ داد.
ترامپ در آن زمان گفت: ما قصد داریم پایتخت خود را پس بگیریم و قول داد که «از شر محلههای فقیرنشین خلاص شود».

الگوی تکراری از واکنشهای خشونتآمیز
در ماه جولای، اینترسپت گزارش داد که بررسی بیش از ۱۲ عملیات مشترک در لسآنجلس نشان داد که ماموران نه تنها علیه کسانی که «فرض میکردند مهاجران غیرقانونی هستند» از زور استفاده کردهاند، بلکه علیه شهروندان آمریکایی که به اقدامهای آنها اعتراض کردهاند، نیز از زور استفاده کردهاند.
یک وکیل گفت: الگویی از واکنش خشونتآمیز و بیش از حد علیه افرادی که دخالت نمیکنند یا به اجرای قانون آسیب نمیرسانند، وجود دارد.
حتی با وجود اینکه بسیاری از این اقدامهای غیرقانونی ثابت شدهاند، سیل تخلفات آنها را عادی کرده و بهسادگی به وضعیت عادی در آمریکای امروز تبدیل شده است.
خلاصه اجرایی راهنمای ضد شورش وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۹ بیان میکند: استراتژیها معمولا در درجه اول بر جمعیت متمرکز خواهند بود تا دشمن و به دنبال تقویت مشروعیت دولت آسیبدیده؛ این راهنما همچنین ۵ مؤلفه را برای تاکتیکهای ضد شورش، ازجمله «عملکرد اطلاعاتی» که توضیح میدهد؛ این جنگ اطلاعاتی است که به توضیح پیامرسانی تهاجمی این آژانس کمک میکند.
این آژانس اعلام میکند: افسران و ماموران اداره مهاجرت هر روز در خیابانها هستند و با یافتن، دستگیری و حذف بیگانگان جنایتکار و ناقضان مهاجرت از محلههای ما، امنیت عمومی را در اولویت قرار میدهند.
بهعبارت دیگر، دولت آمریکا، از طریق آژانسهایی مانند اداره مهاجرت، بهطور فزایندهای با غیرنظامیان بهعنوان جنگجویان دشمن رفتار میکند و مرگ آنها را تحت عنوان «دفاع از خود» توجیه میکند.
ضد شورش، همانطور که در سطح جهانی تحت اشغال نظامی مستقر شده است، با مدیریت و نظم بخشیدن به زندگی غیرنظامیان تعریف میشود: همه چیز از تحرک گرفته تا مخالفتهای اساسی، تحت بررسی و تایید قرار میگیرد.
خشونت تحت حمایت دولت آمریکا
بهعبارت دیگر، امپراتوری آمریکا همیشه حضور داشته است.
مادران مردان جوان سیاهپوست، مسلمانان و مسجدها، دانشگاهیان طرفدار فلسطین، ... معنای هراس از خشونتهای تحت حمایت دولت را به خوبی میدانند.
اقدامهای اداره مهاجرت بهطور معمول باعث مقایسه با گشتاپو شده است؛ اینکه این آژانس در سال ۲۰۲۰ بهعنوان یک آژانس «امنیتی/حساس» طبقهبندی مجدد شد، این برداشت را تقویت کرده که این سازمانی است که تحت مجموعهای از دستورالعملهای مبهم خود و به دور از نظارت عمومی فعالیت میکند.
از این نظر، این اداره وظیفه دارد تا در خدمت چشمانداز ترامپ از آمریکا، تسلط خود را بر عموم مردم اعمال کند و از آنها اطاعت به عمل آورد.
آنچه برای رنه نیکول گود، اتفاق افتاد، یک تراژدی غیرقابل انکار بود، اما در دورانی که در آمریکا از زورگویی وحشیانه تجلیل میشود و خشونت دولتی بدون کنترل باقی میماند، بعید است که آخرین مورد باشد.
انتهای پیام/

