خطیبزاده: دیپلماسی بخشی جداییناپذیر از مکتب مقاومت است
سعید خطیبزاده، معاون وزیر و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، دوشنبه، ۸ دی ۱۴۰۴ در آیین افتتاحیه کنفرانس دیپلماسی و مقاومت تصریح کرد که مکتب مقاومت واقعیتی است که با بمباران نابود نمیشود و متکی به یک فرد هم نیست که با شهادت رهبرانش از هم بپاشد.
وی در این سخنرانی با اشاره به حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اظهار کرد: حضور وزیر امور خارجه در آیین افتتاحیه نشاندهنده اولویت راهبردی پیوند میان میدان و دیپلماسی در سیاست خارجی کشور است.
معاون وزیر امور خارجه با اشاره به مقام والای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، اظهار کرد: از سردار شهید سلیمانی در تعابیر مقام معظم رهبری و هر جا که سخن از ایشان است، بهعنوان نماد و تبلور «مکتب مقاومت» یاد میشود؛ شهید سلیمانی این مکتب را در صحنه عمل به «محور مقاومت» تبدیل کرد و جریانی را در منطقه به وجود آورد که غیرقابل از بین رفتن است؛ سوالی که امروز در محافل تخصصی بینالمللی مطرح میشود این است که چرا این جریان با حذف فیزیکی فرماندهانش از بین نمیرود؟ پاسخ در ماهیت این مکتب نهفته است؛ مکتب مقاومت یک آرمان، یک طرز تفکر و یک هدف مقدس است؛ چنین واقعیتی با بمباران نابود نمیشود و متکی به یک فرد هم نیست که با شهادت رهبرانش از هم بپاشد.
- بیشتر بخوانید:
- عراقچی: وزارت خارجه از دیپلماسی بازدارندگی تا دیپلماسی مقاومت را اجرایی کرد
- عراقچی: مکتب مقاومت روند روبه رشدی داشته است
خطیبزاده در ادامه گفت: مکتب و آرمان مقدس را نمیشود با گلوله از بین برد؛ اتفاقا برعکس؛ مقاومت اگرچه سلاح دارد، اما سلاح اصلیاش «خون شهدا» است؛ این همان تعبیر ماندگار حضرت امام (ره) است که فرمودند: «خون بر شمشیر پیروز است»؛ امروز برای یادآوری این قدرتِ نرمِ برخاسته از ایثار گرد هم آمدهایم.
رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه با تاکید بر اینکه دیپلماسی هم بخشی جداییناپذیر از همین مکتب است، تصریح کرد: ما معتقدیم مفهومی به نام «دیپلماسیِ مقاومت» وجود دارد که در کنار «میدان» حرکت میکند؛ میدان و دیپلماسی همدیگر را تکمیل میکنند و در راستای یک هدف واحد، یعنی تامین منافع ملی و امنیت منطقه، هستند؛ در تجربیات اخیر، بهویژه در جنگ ۱۲ روزه که به تعبیر وزیر امور خارجه مصداق «دیپلماسی زیر آتش» بود، شاهد بودیم که چگونه دستگاه دیپلماسی و نیروهای مسلح در یک جبهه واحد برای وادار کردن دشمن به پذیرش یک شکست ذلیلانه تلاش کردند؛ این به ما آموخت که جایی که زمان مذاکره است باید با کرامت مذاکره کرد و جایی که زمان جنگ است، باید با استواری ایستادگی کرد.
وی گفت: شهید قاسم سلیمانی را نمیتوان صرفا یک فرمانده نظامی دانست؛ وی در معنای دقیق کلمه معمار نوعی از «امنیت درونزا و شبکهای» در غرب آسیا بود؛ امنیتی که نه کالایی وارداتی، بلکه محصول کنش جمعی بازیگران منطقه و در تضاد بنیادین با نظم امنیتی آمریکامحور قرار دارد؛ ترور وی توسط آمریکا، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است؛ این اقدام نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ضعف ساختاری نظمی بود که ابزارهای مشروع خود را از دست داده و به تروریسم دولتی متوسل شده است.
خطیب زاده همچنین اظهار کرد: در این بستر، شهید سلیمانی را میتوان کنشگر یک «نظم پساغربی» در حال تکوین دانست؛ نظمی که محصول برهمکنش بازیگران منطقهای و قدرتهای نوظهور است؛ پیوند میان مقاومت منطقهای و تحولات ساختاری نظام جهانی، نقطهای کلیدی در فهم میراث وی است؛ میراثی که در نهایت، صرفا متعلق به میدان نبرد نیست، بلکه به حوزه دیپلماسی، نظمسازی و آینده سیاست خارجی ایران نیز تعلق دارد.
انتهای پیام/

