تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) با حملات هوایی و هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و فرماندهی آغاز شد، ساختار امنیتی جهان را با شوک عمیقی مواجه کرده است.
در این میان، واکنش اتحادیه اروپا و کشورهای این قاره به این کارزار نظامی، که ازسوی بسیاری از کارشناسان حقوقی به عنوان نقض آشکار قوانین بینالمللی و حاکمیت ملی ارزیابی میشود، آمیزهای از سکوت، توجیهات سیاسی و بروز شکافهای جدی درونساختاری بوده است؛ رویکردی که انتقادهای شدیدی را برانگیخته و ازسوی ناظران بهعنوان نوعی حمایت ضمنی از نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی تعبیر میشود.
مواضع دوگانه بروکسل؛ اولویتبخشی به منافع سیاسی بر قوانین بینالمللی
در حالی که حملات هوایی به خاک ایران به آسیبهای شدید به زیرساختهای غیرنظامی و بروز بحرانهای انسانی منجر شده است، مقامهای ارشد اتحادیه اروپا رویکردی جانبدارانه اتخاذ کردند.
اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، در اظهارات خود پس از آغاز تجاوزنظامی علیه ایران، بدون محکوم کردن نقض حاکمیت ملی یک کشور عضو سازمان ملل، لحنی توجیهی اتخاذ کرد. او با متهم کردن ایران، تلاش کرد تا افکار عمومی را از ابعاد غیرقانونی این حملات منحرف کند؛ موضعی که ازسوی تحلیلگران بهعنوان چراغ سبز بروکسل به واشنگتن و رژیم صهیونیستی برای ادامه عملیات نظامی ارزیابی شد.
موسسه مطالعاتی مرکز تحقیقات جهانی تیآرتی در گزارش تحلیلی خود تحت عنوان «اروپا در حاشیه: جنگ ایران و گسست در نظم غربی» بهوضوح اشاره میکند که بیانیههای مقامهای ارشد اتحادیه اروپا از جمله فوندرلاین، بیشتر در جهت سلب همدردی بینالمللی از ایران و توجیه ضمنی اقدامهای نظامی غرب تنظیم شده است.
تقابل پاریس و مادرید؛ بازتاب شکاف عمیق در اروپا
ابعاد حقوقی این تجاوز نظامی که بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و برخلاف بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد انجام شد، حتی صدای برخی از متحدان سنتی واشنگتن را نیز درآورد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه در موضعگیری خود ضمن مقصر معرفیکردن تهران در بیثباتیهای منطقهای، بهطور تلویحی اشاره کرد که حملات ۲۸ فوریه آمریکا و رژیم صهیونیستی خارج از چارچوبهای استاندارد حقوق بینالملل صورت گرفته است. با این حال، تندترین واکنش از سوی اسپانیا رخ داد؛ جایی که پدرو سانچز، نخستوزیر این کشور بهطور رسمی این حملات را محکوم کرده و استفاده از پایگاههای نظامی اسپانیا را برای هرگونه عملیات علیه ایران ممنوع اعلام کرد که این امر نشاندهنده آگاهی بخشی از بدنه اروپا از ابعاد ضدحقوقی این تجاوز بود.
براساس مستندات ارائه شده در تحلیل نشریه تیلوراند فرانسیس با عنوان «جنگ علیه ایران»، شواهد نشان میدهد که کشورهای اروپایی دچار یک نامتقارن ساختاری در روابط ترانسآتلانتیک شدهاند؛ به طوری که برخی کشورها مانند نروژ و اسپانیا اقدام به محکومیت صریح حقوقی کردهاند، در حالی که هسته مرکزی قدرت در اتحادیه اروپا با سکوت یا موضعگیریهای فرعی، مانع از ایجاد یک جبهه واحد اروپایی علیه نقض قوانین بینالمللی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است.
بحران انسانی و بیتوجهی به پیامدهای حقوق بشری تجاوز نظامی
حملات هوایی مداوم جنگندههای رژیم صهیونیستی و آمریکا به حوزههای انرژی، خطوط مواصلاتی و مراکز لجستیکی ایران، پیامدهای ناگواری برای زیست غیرنظامیان به همراه داشته است.
براساس گزارشها، آسیب به بخشی از زیرساختهای غیرنظامی و اعمال محاصره اقتصادی و دریایی دسترسی به منابع اولیه را دشوار کرده است. انفعال جامعه اروپا در الزام آمریکا و رژیم صهیونیستی به رعایت کنوانسیونهای ژنو در مورد حفاظت از افراد غیرنظامی در زمان جنگ، از نظر نهادهای مستقل بهعنوان همدستی در نقض حقوق بشر تلقی میشود.
در گزارش پژوهشی منتشرشده در پایگاه اسمال وارز ژورنال تحت عنوان «برنده شدن در یک جنگ نامحبوب؟»، تاکید شده است که بمبارانهای نظاممند زیرساختهای اقتصادی و توزیعی ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از اهداف نظامی رفته و بهطور مستقیم جامعه و رفاه غیرنظامیان را هدف قرار داده است؛ موضوعی که با سکوت مصلحتی و عدم اقدام بازدارنده ازسوی پایتختهای اروپایی مواجه شده است.
انتهای پیام/