به گزارش
به نقل از شفاف، هجده سال پیش ; تلخ ترین شب عاشورا بود برای من . شبی که پدرم چشمهای اشک
آلودش را بست و آرام پر گشود . هرگز فراموش نمی کنم . شاید فقط چند لحظه
قبل از رفتنش ; خم شدم و گونه اش را بوسیدم . لبخندی زد و اشک از گوشه ی
چشمش بارید ... چه حس عجیبی بود این همنشینی اشک و لبخند ; اضطراب و آرامش
در شب عاشورا ...
حالا هجده سال گذشته است و من برای آرام گرفتن ;
سر خاکش آمده ام . منت به سرم می گذارید اگر با صلواتی رفتگان همه ; و
همچنین پدر صبور من را یاد کنید.
/انتهای پیام/
:
انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانههای داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید
محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای منتشر میشود.