گفته اند آدمى به دو سالگى (بچه، كودك) به حرف درمیآيد اما تا خاموشى اختيار كند سالها طول میكشد.
به
حرف درآمدن زود است اما سكوت خيلى مشكل است و خيلى رياضت میخواهد، و چقدر
زحمت میخواهد و چقدر كشيك نفس كشيدن میخواهد تا سكوت اختيار شود و تا
حرفها جمع و جور و غربال گردد تا هرزه گو و هرزه خوار نباشد و روى حساب حرف بزند سپس كم كم میبينيد كه قلمش سنگين میشود و عبارتهاى او وزين میگردد، و
لذا
آدم ساكت و آرام كه حرف نمیزند يك وقتى میبينيد كه به حرف درآمده هر جمله
اش كتابى میشود و اگر دست به قلم شود و چيزى بنويسد بايد نوابغ دهر جمع
شوند تا آن را شرح كنند.چنين انسانى با سكوت در گفتارش بركت پيدا میكند و قول ثقيل میشود: «
إنا سنلقى عليك قولا ثقيلا» دیگر حرف و قول او سبک نیست و لذا
افراد ساکت دیرگو و گزیده گو میشوند مثل معروفى هم هست كه: «المكثار مهزال» پرگو بالأخره هرزه گو و هزلگو میشود. (
دروس شرح فصوص الحکم قیصری)