روز گذشته، آقای دکتر عراقچی معاون محترم وزیر امورخارجه در گزارش خود در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسامی به پذیرش بازرسی از مراکز نظامی تحت موادّ پروتکل الحاقی اشاره و در عین حال عنوان نمود که این بازرسی ها مدیریت شده است و مدیریت آن با جدّیت انجام می شود. این در حالی است که مقام معظم رهبری چندین بار از ممنوعیت بازرسی از مراکز نظامی که دشمن آن را در قالب «ابعاد احتمالی نظامی» در برنامه هسته ای (Possible Military Dimension) مطرح کرده است، به عنوان خط قرمز مذاکرات، نام برده اند. بنابراین تیم مذاکره کننده نمی توانند چنین مطالبه ای را از سوی طرف غربی به خصوص آمریکا بپذیرند. بحث مراکز نظامی از مباحث هسته ای جداست و این دو ارتباطی با یکدیگر ندارند. این نوع درخواست ها، زیاده خواهی غرب است که آرزوی بازرسی از این مراکز حساس را در سر می پرورانند. در توجیه قبول بازرسی ها، اینگونه عنوان شده که در پروتکل الحاقی بازرسی هایی لحاظ می شود که برای راستی آزمایی ازم است به مراکز و دانشمندان دسترسی پیدا کنند که در پاسخ باید گفت: اول اینک ه پذیرش پروتکل الحاقی در ح وزه اختیارات تیم مذاکره کننده نیس ت و در نهایت مسیر بررسی و تصویب آن از مجلس شورای اسامی می گذرد. دوم اینکه قطعاً نمایندگان مجلس شورای اسامی، هر مصوبه الزام آوری که بخواهد به اقتدار، عزّت، توان دفاعی و در یک کام به امنیت ملی ما خدشه وارد نماید را در هیچ قالبی نمی پذیرند. این پذیرش یک طرفه و بدون هماهنگی با مسئولین داخلی از طرف تیم مذاکره کننده قابل قبول نیست، زیرا نزدیک شدن به خط قرمزها نیازمند کسب مجوزهای ازم از مسئولین عالی رتبه نظام است که چنین مجوزی داده نشده است.
سیاست کلی نظام بر مذاکرات هسته ای قرار گرفته و اصل مذاکرات برای احقاق حق و رونمایی از میزان حسن نیت طر ف های مذاکره کننده بدون اشکال است. غرب به رهبری آمریکا همواره در پوشش نگرانی هایی مانند انحراف برنامه هسته ای ایران به سمت تولید سلاح هسته ای ادّعا می کنند که هدف آنها از مذاکرات و به تبع آن از بازرسی ها، اطمینان یافتن از صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان است! گرچه بهاس تناد ش واهد و اذعان مراکز اطاعاتی آمریکا، آنان صد درصد از بی خطر بودن برنامه هسته ای ما مطمئن هستند ولی نظام، این گونه صلاح دیده است تا آنان از این بهانه هم خلع سلاح شوند. آژانس بین الملی انرژی اتمی در چارچوب قوانین ان.پی.تی و مانند آنچه که سایر کشورهای عضو «پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای» (Non-Proliferation Treaty) به آن متعهد هستند، می تواند بازرسی های معمول خود را انجام دهد. بارها اعلام کرده ایم که به این پیمان نامه متعهد بوده ایم، پس از این نیز متعهد خواهیم بود، ابایی از بازرسی مراکز هسته ای نداشته و نداریم و نگران نصب دوربین ها و حضور بازرسان در چارچوب متداول بین الملی نیستیم. یکی دیگر از اهداف مذاکره، مرتفع شدن اقدامات ظالمانه و شرارت بار و غیرقانونی آنان از جمله تحریم هاست که بر سایر کشورها نیز تحمیل شده و برای بسیاری از جمله متحدین آمریکا مشکات فراوانی را موجب گردیده است. تاریخ به ما ثابت کرده که غرب هیچگاه به طور ریشه ای و اساسی به دنبال حل مسئله نبوده است. هدف آنان از مذاکره و موضوعات مترتب بر آن، اطمینان یافتن از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ما نبوده و نیست زیرا مثل روز برای آنان روشن است که ایران اسامی هیچ گاه به دنبال این راه غیرانسانی نبوده است؛ ضمن این که فتوای مقام معظم رهبری بر حرمت استفاده از سلاح های کشتار جمعی از جمله بمب هسته ای تصریح و تاکید دارد. علت تحریم، تحقیر و فشار بر ایران را باید در واقعیتی دیگر جستجو کرد. انقلاب اسلامی، در روزگاری که آنها خود را ابرقدرت می دانستند، دنیا در کف قدرت آنان بود و حاکمان بسیاری در سراسر دنیا، دست نشانده و دست پرورده آنان بودند سر برآورد و بساط آنها را برچید. شاه مخلوع ایران یکی از همان دست نشانده های آنان بود که به رهبری حضرت امام(ره) و با تفکر دینی ملت ایران از راس حکومت سرنگون شد و نوکران آنها فراری شدند. این خیزش مردمی سبب شد که بسیاری از کشورها و آزادی خواهان از این شجاعت مثال زدنی الگو بگیرند و علیه بی عدالتی ها بخروشند. انقلاب اسامی به الگویی جذاب برای استقال خواهی در سراسر دنیا بدل شد و کسی گمان نمی کرد که در آن زمان ملتی با اتّکاء به نصرت الهی، هیمنه و ابّهت آنان را در غرب و شرق عالم در هم بشکند. در نتیجه اتاق های فکر آمریکا و غرب برای مهار این تفکر، بهانه ای جستند و ابزاری که اکنون به نظر آنها بهترین و کم هزینه ترین گزینه برای وادار کردن ایران برای پذیرفتن قیوداتی از استکبار بوده، مذاکرات هسته ای است. هدف این مذاکرات واداشتن ایران به پذیرش خواسته ها و زیاده خواهی های آنان است و البته ایران نیز هیچگاه این منطق ظالمانه را نخواهد پذیرفت. اگر بنای انقلاب و مردم بر پذیرش سلطه غرب بود این همه هزینه را متحمل نمی شد، شاه را فراری نمی داد، این همه شهید تقدیم نمی گردید و شاهد شکل گیری توطئه ها یکی پس از دیگری نبودیم. اگر بنا بود پس از 36 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ارزش ها را کنار بگذاریم، این همه زحمت را متحمل نمی شدیم و از همان روز اول اعلام می کردیم که آمریکا را به عنوان «کد خدا» پذیرفته ایم و حاضریم در جهانی که سایه سروری و آقایی آمریکا بر سر ماست زندگی کنیم! لذا شاهدیم که در مذاکرات، هر روز مانعی بر سر راه این توافق ایجاد می کنند. روزی بر سر تعداد سانتریفیوژها بحث می کنند و روز دیگر می گویند که باید تمام س انتریفیوژها برچیده شوند. زمانی در مورد راه حل برداشتن تحریم ها، نحوه فعالیت تاسیسات هسته ای و ابعاد فنی سخنی می گویند و در موعد دیگر، اظهارات خود را تغیی ر و نقض می کنند. یکی از اهداف ای ن مذاکرات همانگونه که ذکر شد برداش تن یکجای تحریم هاست و اگر بنا باشد که تحریم ها به قوت خود باقی بماند، گفتگوهای هسته ای ذرّه ای ارزش ندارد. ایاات متحده از ما می خواهد ابتدا تمام تاسیسات هسته ای و فعالیت های مرتبط با آن برچیده و تعلیق شوند و پس از گذش ت یک دهه راستی آزمایی، شاید و با اما و اگرهای بس یار، تحریم ها را لغو کند. بدیهی است که هیچ انسان عاقلی نقد فعلی را با وعده های نسیه دشمنی که اعتمادی به صداقت آن نیست، معاوضه نمی کند و بر همین اساس است که می گوییم به استناد مفاد بیانیه لوزان، آنان به هیچ وجه به دنبال توافق عادانه نیس تند. لذا بازنگری و تبیین موارد متناقض این بیانیه با خطوط قرمز امنیت ملی کشور پیش از حصول توافق نهایی از اصولی است که توجه جدی به آن از سوی مذاکره کنندگان ما، امری ضروری و واجب است.