از تشییع تو بازمیگردم؛ از اقیانوس انسان، از بزرگترین و فراگیرترین دسته عزاداری عاشورا، با پرسشی سوزان بر لب: «این چه مصیبتی است که نه یک خانواده و صد خانواده و هزاران قوم و جمعیت، که میلیونها انسان را در سراسر جهان داغدار کرده است؟»
آنکه رفته و رفتنش امتی را به سوگ نشانده، که بوده و چه محبوبیت عمیق، گسترده و بینظیری در میان مردمانی با فرهنگهای گوناگون داشته است که تشییع و بدرقهای چنین پرشکوه را به یادگار گذاشته است؟
شهادت امام شهید (ره)، از مهمترین و در عین حال تلخترین حوادث تاریخ اسلام و ایران است که تأثیر آن تا اعماق جانهای ما رسوخ کرده و بر تارهای وجودمان زخمه زده است. همه ما زخمی این حادثه فجیعیم. همه ما خود را در جبران فاجعهای که ظالمانه بر امام شهید و خاندانش رفت، مسئول و سهیم میدانیم. گوهر شهادت امام شهید، ایثار عاشقانهای است که برای همیشه، بهعنوان والاترین فضیلت انسانی و زیباترین جلوه فداکاری یک امام برای امتش، در عالم باقی خواهد ماند؛ مقاومت خردمندانه و دوراندیشانهای که رهبری مسئول و متعهد، در مواجهه با مناسبات ناعادلانه جهان و نظام استکبار، صورت داد تا همچون جدش، حسین (ع)، به آیندگان بیاموزد که نباید در برابر ظلم و زیادهخواهی گردنکشان عالم سر فرود آورد.
شهادت امام خامنهای و تشییع باعظمت ایشان بر شانه ایران و جهان، نه فقط حادثهای تاریخی، که قوامبخش نگاه ما به هستی و احیا و بازیابی هویت ملت ماست. تشییع امام شهید، از تهران تا قم و کربلای معلا و از آنجا تا مشهد مقدس، یک ترازو و میزان، و یک هویت و شناسنامه است؛ یک پیام حقطلبانه و ظلمستیزانه است؛ دفاعیهای استوار و با صلابت از اسلام سیاسی است؛ مانیفست فقه سیاسی شیعه است؛ ابلاغ پیامی ابدی به بشریت است.
تشییع امام شهید یادآور آن است که آنچه در نهم اسفند در خیابان کشور دوست رخ داد، نهتنها فاجعهای ملی، که یک جبههبندی عظیم تاریخی است. یک سو حسینیه امام خمینی (ره) است و سوی دیگر جزیره اپستین؛ یک سو حق مطلق و سوی دیگر باطل محض؛ یک سو خدا و سوی دیگر شیطان؛ یک سو تمام خوبیها و سوی دیگر تمام بدیها؛ و خلاصه پیام تشییع و تعزیت امام شهید، همین دو کلام است: بر آستان حقیقت سر فرود آوردن و در برابر باطل سربرافراشتن؛ به آزادی و آزادگی دست دادن و دل سپردن، و در مقابل استکبار و سلطهجویی قد علم کردن.
از جهان دو بانگ میآید به ضد
تا کدامین را تو باشی مستعد
آن یکی بانگش نشور اتقیا
وان دگر بانگش فریب اشقیا
و اینک،ای خدا! البلاء للولاء؛ بلا، در کنار همه سختیها، دردها و مصیبتهایش، اسباب تعالی و ارتقای خاصان درگاه توست. پس تو را سپاسی از آن جنس که داغدیدگان شاکر تقدیم تو کنند. سپاس از اینکه در این جبههبندی سرنوشت، جای ما در جبهه یاران توست، نه جبهه دشمنان تو. سپاس از اینکه تشییع امام شهید و خاندانش، تنها بستر درد و داغ و مصیبت نیست؛ عرصه وحدت، انسجام و بیداری تاریخی ملت ایران نیز هست؛ گهواره تمدن نوین اسلامی نیز هست؛ بهانهای برای ظهور متعالیترین صفات انسانی و الهی نیز هست.
سپاس از اینکه میراث نورانی امام شهید، خامنهای عزیز، یک «مکتب» است برای پیروی کردن، یک مدرسه است برای آموختن، یک قبله است برای جهت یافتن، یک سرمشق است برای تبعیت کردن، یک خون است برای حیات بخشیدن، یک انگیزه است برای زیستن و یک قله است برای رسیدن.
پدرام پاکآیین
انتهای پیام/