استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی آمریکا ریشه در «استثناگرایی آمریکایی» و نژادزدگی ساختاری آمریکا دارد و نه تنها به نقض حقوق اقلیتها در کشورهای هدف دامن میزند، بلکه به تضعیف هنجارهای بینالمللی حقوق بشر و بیاعتبارسازی گفتمان جهانی حقوق اقلیتها نیز انجامیده است.
بررسی تطبیقی و مقایسهای واقعیات مناطق مورد مداخله آمریکا و ادعای آن مبنی بر معرفی خود به عنوان الگوی مردمسالاری و حامی حقوق بشر در جهان، نشاندهنده شکاف عمیقی بین واقعیات و ادعاهای آمریکاست. دولتهای مختلف در آمریکا از حقوق بشر به عنوان ابزاری برای سیاست داخلی و خارجی در جهت منافع مبتنی بر منافع اقلیت سرمایهدار حاکم بر این کشور بهره جستهاند.
به بیان سادهتر، در هر منطقه از جهان که حقوق بشر متضاد با منافع سرمایهداری آمریکا یا متحدانش باشد، یا این حقوق نقض شده تلقی میشود یا اساسا بهانهای برای توجیه اقداماتی مانند مداخله نظامی و تحریمها قرار میگیرد.
استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی به معنای اعمال معیارهای متفاوت برای ارزیابی و برخورد با پدیدههای مشابه براساس ملاحظات سیاسی، راهبردی و ایدئولوژیک است. استاندارد دوگانه به استفاده از موضعی ذهنی و حتی سیاسی برای سنجش، قضاوت و اجرای معیارها و هنجارهای حقوقی اطلاق میشود که از موضوعات مهم و مورد نقد در حوزه سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود.
مفهوم استثناگرایی آمریکایی (American Exceptionalism) ریشه در سرنوشت محتوم (Manifest Destiny) دارد و در جامعه آمریکا نهادینه شده است. این مفهوم بر این باور استوار است که آمریکا دارای رسالت و جایگاهی منحصربهفرد در جهان است. با این حال، پژوهشها نشان میدهد که این روایت، محصول موقعیتیابی سوژهای نژادزده (racialized subject-positioning) است که در توسعه تاریخی این کشور ریشه دارد.
الن آکوئینو و شانون پیج در مقاله «استعمارزدایی از کمکها و سیاست خارجی آمریکا» تاکید میکنند که سیاست خارجی آمریکا با «دیگریسازی» جمعیتهای غیرآمریکایی، به ویژه غیرسفیدپوستان، مشخص میشود و ریشه در مفاهیم برتریطلبی سفیدپوستان دارد.
مرکز امنیت، نژاد و حقوق (CSRR) در دانشکده حقوق دانشگاه راتگرز در گزارشی مستند نشان میدهد که حمایت از حقوق بنیادین در آمریکا در بالاترین حد خود زمانی است که توسط جوامع سفیدپوست و یهودی-مسیحی اعمال میشود، در حالی که استثناها اغلب زمانی اعمال میشوند که اقلیتهای نژادی یا قومی از همان حقوق برای به چالش کشیدن سیاستها و قوانین مضر برای جوامع خود استفاده میکنند.
عامل نژاد و نژادپرستی علاوه بر اینکه در سیاست داخلی آمریکا نقش تعیین کننده و اساسی دارد، در سیاست خارجی این کشور نیز نقشی بسیار مهم دارد و به همین علت، در مناطق مختلف به مسائل لاینحل برای اقلیتها نیز دامن زده است.
گزارشها نشان میدهد که چگونه آمریکا در تبلیغات رسانهای، استاندارد دوگانهای آشکار «انسانیسازی قربانیان اسرائیلی در حالی که فلسطینیان را غیرانسانی میسازد» را به کار میگیرد.
وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در جریان جنگ غزه، ساکنان این باریکه را «حیوانات انسانی» خواند و اعلام کرد هیچ برقی، هیچ غذایی، هیچ سوختی به غزه وارد نخواهد شد. با این حال، حامیان رژیم صهیونیستی در آمریکا و اروپا چنین زبانی را قابل دفاع میدانند. بسیاری از دیپلماتهای پیشین آمریکایی به شدت از حمایت بیقیدوشرط دولت آمریکا از رژیم صهیونیستی در جریان حملات به غزه انتقاد کرده و آن را لکهای میخوانند که میراث حقوق بشری این کشور را خدشهدار خواهد کرد.
آمریکا با تکرار وتو قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل که خواستار آتشبس فوری در غزه بودند، الگویی آشکار از استاندارد دوگانه را به نمایش گذاشته است. آمریکا و متحدانش همواره در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفته و حمایت نظامی، مالی و دیپلماتیک از آن ارائه میدهند که شامل مصونسازی این رژیم از انتقاد در مجامع بینالمللی از جمله سازمان ملل میشود، جایی که آمریکا بارها قطعنامههای محکومکننده اقدامهای رژیم اشغالگر را وتو کرده است.
دیوان کیفری بینالمللی (ICC) نیز هنگام تلاش برای تحقیق درباره جنایتهای رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین، تحت فشار سیاسی شدید قدرتهای غربی از جمله آمریکا قرار گرفته است.
نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی بارها به استانداردهای دوگانه کشورهای غربی به ویژه آمریکا در زمینه حقوق بشر و حقوق اقلیتها اعتراض کردهاند. در نشست مجمع امور اقلیتهای سازمان ملل، نماینده ایران از استانداردهای دوگانه برخی کشورها در ارائه تصویری تحریفشده از ایران و اعمال تبعیض ساختاری علیه ایران انتقاد کرد. سیاستهای امنیتی مبتنی بر اصول و معیارهای نژادپرستانه آمریکا همچنین به شدت ایرانیان مهاجر در آمریکا را نیز هدف گرفته است.
طی سالهای اخیر، وزارت امور خارجه اقدام دولت آمریکا در بازداشت و اخراج تعدادی از اتباع ایرانی مقیم خاک آمریکا را با عنوان نژادپرستی نظاممند محکوم کرده و آن را محروم کردن صدها نفر از حق اقامت در کشور دیگر، صرفا براساس ملیت یا مذهب آنها توصیف کرده است.
در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، ایرانیان مقیم آمریکا بهطور نظاممند توسط وزارت امنیت داخلی و اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) هدف قرار گرفتهاند که مشخص است این هدفگیری ایرانیان در آمریکا نه به دلیل نگرانی برای امنیت عمومی، بلکه برای پر کردن سهمیههای اخراج اجباری است.
استانداردهای دوگانه سیاست خارجی آمریکا نه تنها بر کشورهای اسلامی، بلکه بر وضعیت مسلمانان ساکن خود آمریکا نیز تاثیر گذاشته است. گزارشها نشان میدهد که سیاست دوگانهاستاندارد حقوق بشر آمریکا تاثیر قابلتوجهی بر جامعه آمریکا داشته است و وضعیت حقوق بشر مسلمانان آمریکا در سالهای اخیر بهطور قابلتوجهی رو به وخامت گذاشته است.
این استاندارد دوگانه نژادزده به ویژه برای مسلمانان یا عربتباران آمریکایی زمانی که از حقوق آزادی بیان خود برای انتقاد از سیاستهای دولت آمریکا استفاده میکنند، به شدت نمایان میشود.
مسلمانان در آمریکا بهطور دائم مورد بررسی، بازجویی و وادار به عذرخواهی مکرر برای خشونتی میشوند که هیچ نقشی در آن نداشتهاند. زمانی که مسلمانان در آمریکا کشته میشوند، محکومیت گستردهای نمیشنویم و از مقامات منتخب در سراسر کشور تقاضای افزایش بودجه برای حفاظت از جوامع و اماکن مذهبی دیده نمیشود.
همچنین دولت آمریکا با اولویتدهی به اسکان مجدد پناهندگان سفیدپوست آفریقای جنوبی در حالی که پناهندگان کشورهایی از جمله افغانستان و هائیتی را طرد میکند، با اتهام استاندارد دوگانه مواجه شده است. بیش از نیمی از پناهندگان پذیرفتهشده در آمریکا در یک دوره اخیر از آفریقای جنوبی بودهاند که با ادعاهای دروغین ترامپ در مورد نسلکشی اقلیت سفیدپوستان در آفریقای جنوبی همسو است.
مرکز امنیت، نژاد و حقوق دانشگاه راتگرز با تاکید بر استاندارد دوگانه نژادزده در سیاست خارجی آمریکا، نشان میدهد که این پدیده بهشدت برای مسلمانان یا عربتباران آمریکایی زمانی که از حقوق آزادی بیان خود برای انتقاد از دولت آمریکا استفاده میکنند، حاد است.
یکی از پیامدهای مهم استانداردهای دوگانه آمریکا، بیاعتبارسازی گفتمان جهانی حقوق اقلیتها است و به تشدید نقض حقوق اقلیتها در کشورهای هدف و بهویژه به فرسایش اقتدار اخلاقی آمریکا دامن زده است. همانطور که در مورد فلسطین مشاهده میشود، حمایت بیقیدوشرط آمریکا از رژیم صهینیستی، این رژیم را در نقض نظاممند حقوق فلسطینیان جسورتر کرده است.
استانداردهای دوگانه غربیها در موارد متعدد، از جمله مقایسه عملکردشان در اوکراین و فلسطین توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. نژادپرستی سیاست خارجی آمریکا و نگاه ابزاری آمریکا به جوامع اقلیتی کشورهای مختلف، حقوق اقلیتها در سراسر جهان در معرض نقض و تهدید قرار داده است و این روند روز به روز تشدید میشود.
نوآم چامسکی در آثار مختلف خود از جمله Hegemony or Survival و Failed States استدلال میکند که آمریکا غالبا اصول حقوق بشری را بهصورت گزینشی به کار میگیرد.
جان مرشایمر و استفن والت نیز در نقد سیاست خارجی آمریکا نشان دادهاند که لابیها، منافع راهبردی و ملاحظات قدرت نقش تعیینکنندهای در موضعگیریهای واشنگتن دارند.
استفن کراسنر نیز با طرح مفهوم «حاکمیت سازمانیافته مبتنی بر ریاکاری» توضیح میدهد که دولتها ممکن است همزمان به هنجارها احترام بگذارند و آنها را نقض کنند؛ بنابراین میتوان گفت استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی آمریکا یکی از عوامل مهم در تضعیف اعتبار جهانی گفتمان حقوق بشر و حقوق اقلیتها است.
انتهای پیام/