سیاستمداران و فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی یک استراتژی دارند؛ نه امنیت، نه همزیستی؛ این قدیمیترین فرمول استعماری تاریخ است؛ اشغال سرزمین، بیرون راندن جمعیت بومی و سپس تروریست خواندن مدافعان.
در ماه مارس گذشته، رژیم صیونیستی به بهانه محافظت از مستعمرات خود در شمال اراضی اشغالی، به جنوب لبنان حمله کرد؛ در ابتدا، این منطقه بهاصطلاح امنیتی بود که از چهار تا شش مایل در داخل لبنان متغیر بود.
پس از آن، دستور تخلیه شهرها و روستاها برای مساحتی حدود ۷۷۵ مایل مربع، حدود یک پنجم کل این کشور، صادر شد؛ اکنون، برای محافظت از ارتش اشغالگر صهیونیست در «منطقه امنیتی» که هفتهها قبل برای محافظت از مستعمرات در آن سوی مرزها ایجاد کرده بود.
بیش از یک میلیون لبنانی از خانههای خود پاکسازی قومی شدند، نه بهعنوان محصول جانبی جنگ، بلکه بهعنوان سیاست صریح رژیم صهیونیستی؛ وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به ارتش این رژیم دستور داد تا روستاهای مرزی لبنان را تخریب کرده و خاک لبنان را تا رودخانه لیتانی بهطور دائم اشغال کند.
او در مورد معنای این دستورات، طفره نرفت و مدعی شد: لبنانیهایی که در منطقه بهاصطلاح امنیتی زندگی میکنند باز نخواهند گشت؛هیچکدام از آنها برنخواهند گشت.
این پاکسازی قومی در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام شد و مقاومت لبنان تنها مانع در برابر برنامههای توسعهطلبانه اعلام شده رژیم صهیونیستی بود.
در نبردی شدید پیش از آتشبس اعلام شده، مبارزان مقاومت به یک موضع نظامی بسیار مستحکم رژیم صهیونیستی حمله کردند، آن را تصرف کردند، تانکها را منهدم کردند و چند سرباز، از جمله یک فرمانده گردان را کشتند؛ آنها یک واحد نظامی را در سرزمین اشغالی هدف قرار دادند، که نهتنها یک حق اخلاقی، بلکه یک حق شناخته شده تحت قوانین بینالمللی است.
پاسخ رژیم صهیونیستی، نقض آتشبس اعلام شده، نامتقارن بود و غیرنظامیان و زیرساختهای لبنان را هدف قرار داد تا حداکثر آسیب را وارد کند. اقدامی انتقامجویانه، نه جنگ، که فساد اخلاقی در هسته رژیم صهیونیستی را آشکار میکند.
صدها کودک مادران و پدران خود را از دست دادند، زمانی که جتهای رژیم صهیونیستی ساخت آمریکا و با هزینه مالیاتدهندگان، آتشبس اعلام شده را نقض کردند و بیش از ۲۰۰ حمله هوایی به خانهها و زیرساختهای غیرنظامی در سراسر لبنان انجام دادند.
باز هم، و مانند غزه، تعداد قربانیان فقط یک عدد انتزاعی نبود؛ رژیم صهیونیستی هر حمله تروریستی را «عملیات هدفمند» مینامد. تعداد غیرنظامیان کشته شده و آوار خانهها و بیمارستانها در غزه و لبنان داستان دیگری را روایت میکند. و این توجه جهان را به خود جلب کرده است.
در واقع، این صرفاً انتقادی نیست که از سوی صداهایی که بهطور سنتی مخالف رژیم صهیونیستی هستند، مطرح میشود؛ این انتقاد از سوی چهرهها و نهادهایی مطرح میشود که مدتهاست جنایات جنگی رژیم صهیونیستی را، عادیسازی یا توجیه کردهاند.
انتهای پیام/