تیم ملی فوتبال ایران در شبی که کمتر کسی برایش شانس امتیاز گرفتن مقابل بلژیک قائل بود، موفق شد با یک نمایش تاکتیکی کمنقص، یکی از مدعیان جدی جام جهانی ۲۰۲۶ را متوقف کند.
تساوی بدون گل برابر تیمی پرستاره که روی کاغذ فاصله زیادی با ایران داشت، حالا معادلات گروه را به شکل کامل تغییر داده و شاگردان امیر قلعهنویی را در موقعیتی قرار داده که همچنان بخت جدی صعود به مرحله حذفی داشته باشند.
بعد از تساوی ناامیدکننده مقابل نیوزیلند، فشار زیادی روی تیم ملی وجود داشت. بسیاری تصور میکردند ایران مقابل بلژیک برای زنده نگه داشتن امیدهایش باید صرفاً به حداقل آسیب فکر کند، اما آنچه در زمین دیده شد فراتر از یک مقاومت ساده بود؛ ایران نه فقط دفاع کرد، بلکه با برنامه دفاع کرد. این تفاوت مهمی بود که باعث شد نگاهها به عملکرد فنی تیم ملی تغییر کند.

ایران در این مسابقه چهرهای کاملاً متفاوت نسبت به بازی نخست نشان داد. تغییر آرایش دفاعی، بازگشت انسجام به خط عقب و افزایش تمرکز در تمام خطوط، مهمترین عوامل ثبت نخستین کلینشیت ایران در این جام بود. خط دفاعی که در دیدار قبلی مقابل نیوزیلند متزلزل ظاهر شده بود، این بار با حضور حسین کنعانیزادگان در کنار شجاع خلیلزاده و حمایت علی نعمتی، ساختاری منسجم و کماشتباه داشت.
در این میان، نقش علیرضا بیرانوند غیرقابل انکار بود؛ سنگربانی که بارها با واکنشهای مطمئن خود مانع از فروپاشی ساختار دفاعی ایران شد و بار دیگر ثابت کرد در بازیهای بزرگ، میتواند برگ برنده تیم ملی باشد. اگر قرار باشد از یک خط در این بازی تمجید شود، بدون تردید باید از دفاع ایران نوشت؛ خطی که مقابل یکی از پرمهرهترین تیمهای تورنمنت ایستاد و خم به ابرو نیاورد.

اما فقط دفاع نبود. نکته مهمتر، وجود یک پلن روشن در ساختار تیمی ایران بود. تیم ملی آگاهانه مالکیت توپ را واگذار کرد، فضاها را بست و بلژیک را مجبور کرد از مناطقی حمله کند که کمترین خطر را داشت. این همان فوتبال تخریبی و هدفمند است که سالها ایران در بازیهای بزرگ با آن شناخته میشد؛ فوتبالی که شاید زیبا نباشد، اما در تورنمنتها ارزش حیاتی دارد.
حتی در بخش هجومی هم ایران بیبرنامه نبود. صحنه گل مردود مهدی طارمی روی ضربه ایستگاهی، نشانهای روشن از تمرین و طراحی قبلی بود. حرکتی هماهنگ که اگر چند سانتیمتر اختلاف نداشت، میتوانست تبدیل به یکی از مهمترین گلهای تاریخ اخیر تیم ملی شود. همین صحنه نشان داد که ایران فقط برای خراب کردن بازی حریف وارد زمین نشده بود؛ بلکه نقشههایی برای ضربه زدن هم داشت.
با این حال، در دل این نمایش تحسینبرانگیز، یک نقطه انتقاد هم وجود دارد؛ جایی که شاید مهمترین حسرت بازی شکل گرفت. اخراج بازیکن بلژیک در نیمه دوم، شرایطی ایدهآل برای فشار آوردن و حتی شکار ۳ امتیاز فراهم کرد. در آن مقطع، انتظار میرفت کادرفنی با تصمیمات جسورانهتر، جریان بازی را به سود ایران تغییر دهد. اما تعویضهای امیر قلعهنویی نه تنها کمکی به افزایش فشار هجومی نکرد، بلکه تا حدی ریتم بازی ایران را هم از بین برد.
این همان ۱۰ درصد انتقادی است که نمیتوان نادیده گرفت؛ ایران در دقایق پایانی میتوانست از ۱۰ نفره بودن حریف نهایت استفاده را ببرد. بلژیک برای نخستین بار در این مسابقه آسیبپذیر شده بود، اما تیم ملی نتوانست آن لحظه طلایی را به یک فرصت واقعی تبدیل کند. شاید اگر تعویضها با نگاه تهاجمیتری انجام میشد، امروز صحبت از یک پیروزی تاریخی بود، نه یک تساوی ارزشمند.

با این وجود، نباید تصویر کلی را تحتالشعاع این ضعف قرار داد. واقعیت این است که ایران مقابل بلژیک یکی از منظمترین و بالغترین نمایشهای سالهای اخیر خود را ارائه داد. تیمی که از نظر ذهنی آماده بود، از نظر تاکتیکی نقشه داشت و از نظر جنگندگی، چیزی از حریف کم نگذاشت.
این یک امتیاز، شاید روی کاغذ فقط یک تساوی باشد، اما از نظر روانی و جدولی، وزنی شبیه پیروزی دارد. حالا ایران با ۲ امتیاز و در شرایطی که از میان ۱۲ گروه، ۸ تیم برتر سوم هم راهی مرحله بعد میشوند، در موقعیتی مناسب ایستاده است. یعنی برخلاف بسیاری از پیشبینیها، سرنوشت هنوز در اختیار خود تیم ملی است.
اکنون همه چیز به بازی آخر برابر مصر بستگی دارد؛ مسابقهای که میتواند پایان یک مسیر باشد یا آغاز یک شگفتی. ایران اگر همان انسجام دفاعی، همان اراده تاکتیکی و همان تمرکز ذهنی را حفظ کند، شانس بالایی برای عبور از این مرحله خواهد داشت. اما اگر قرار باشد مقابل مصر هم فرصتهای طلایی مدیریت نشوند، حسرت بلژیک ممکن است بهای سنگینی پیدا کند.
فعلاً، اما یک چیز روشن است؛ ایران مقابل بلژیک ثابت کرد هنوز میتواند در بزرگترین صحنه فوتبال دنیا، برخلاف همه پیشبینیها بایستد و معادلات را بر هم بزند. این تیم شاید هنوز کامل نباشد، اما نشان داد زنده است، میجنگد و هنوز میتواند رویا بسازد.
انتهای پیام/