دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با شعلهور کردن آتش جنگ علیه ایران، این کمپین آمریکا را گامی بیسابقه در جهت آنچه تغییر خاورمیانه و پایان دادن به تهدید ایران خوانده بود، اعلام کرد.
بیش از ۱۰۰ روز بعد، در حالی که آمریکا و ایران به توافقی برای پایان دادن به جنگ رسیدهاند، برخی از تحلیلگران در مورد آنچه که دقیقا تغییر کرده است، ابراز تردید و سردرگمی میکنند.
به گزارش نیویورکتایمز، نه جنگ و نه توافق، آنچه را که مقامهای آمریکایی و صهیونیست به عنوان ادعایی تهدید میخواندند، پایان ندادند؛ موضوع هستهای ایران اگرچه آسیب دیده، اما از بین نرفت و سرنوشت آن به مذاکرات آینده موکول شد.
همین امر در مورد موشکهای بالستیک نیز صدق میکند، که البته این توافق به آن نمیپردازد و ایران مقاومت کرد.
حتی مهمترین نتیجه فوری توافق یعنی بازگشایی تنگه هرمز از طرف ایران، که ترامپ آن را ضروری عنوان کرده بود، در معرض خطر به نظر میرسید.
ایران هشدار داد که بار دیگر این آبراه را میبندد، زیرا آمریکا نتوانسته است جنگ در لبنان را متوقف کند.
از طرف دیگر، ایران قرار است مزایای مالی بالقوه قابلتوجهی دریافت کند؛ این یک تغییر اساسی است که به نفع آمریکا نیست.
برای ایران، مقاومت در برابر حملات شدید آمریکا و رژیم صهیونیستی و نشان دادن توانایی تلافی و وارد کردن خسارت، یک پیروزی بهشمار میرود.
اگرچه این توافق امکان عبور آزاد کشتیها را به مدت دو ماه فراهم میکند، تهران هشدار داده است که برای خدمات، هزینههایی وضع خواهد کرد، سیستمی که پیش از جنگ وجود نداشت.
قلب توافق این است که ایران در ازای مزایای اقتصادی گسترده، هرچند گاهی تدریجی، خصومت با آمریکا و متحدان منطقهای آن را کنار خواهد گذاشت؛ این موارد شامل لغو محاصره دریایی آمریکا، ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری توسط کشورهای عربی خلیج فارس، آزادسازی داراییهای مسدود شده و پایان دادن به همه تحریمهای آمریکا علیه ایران میشود.
به گزارش المیادین، ترامپ و جیدی ونس، معاون وی، هر دو در تلاش برای مخفی کردن این تسلیم، ادعا کردهاند که واشنگتن هیچ هزینهای از بودجه خود را به ایران پرداخت نخواهد کرد؛ معاون رئیسجمهور آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی اخیر خود ادعا کرد که کشورهای منطقه در صورت تمایل میتوانند در اقتصاد ایران سرمایهگذاری کنند.
این یک تغییر بزرگ برای واشنگتن است و خواهد بود که حتی چنین ترتیبی را بپذیرد.
اگر جریان درآمدهای نفتی، قدرت نسبی اقتصاد دریافتکننده را نشان دهد، پس نشان میدهد که جنگ، افزایش قدرت ایران را به حرکت درآورده است که به آن دسترسی رقابتی به درآمدهای مازاد عظیم منطقه -یعنی رقابت با آمریکا- میدهد.
حتی اگر روندی که با امضای تفاهمنامه آغاز شده بود، فرو بریزد و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری محقق نشود، ظرفیت تهران برای به چالش کشیدن و بهطور بالقوه جایگزین کردن آمریکا بهعنوان هژمون خلیج فارس، اکنون یک سناریو قابل تصور است.
همچنان که پیامدهای این جنگ برای آمریکا و افزایش واقعی قدرت ایران آشکارتر میشود، ایران شروع به اعمال نیروی جاذبهای خواهد کرد که امنیت زیر چتر آن را برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به پیشنهادی واقعبینانهتر از وعدههای آمریکا در مورد سامانههای پاتریوت آمریکایی یا خیالپردازیهای عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی تبدیل میکند.
انتهای پیام/