در روزهایی که کشور شرایط جنگی را تجربه میکرد، بسیاری از نهادهای فرهنگی و هنری تلاش کردند سهم خود را در روایت، ثبت و بازنمایی این مقطع ایفا کنند. فضای فرهنگی کشور کموبیش درگیر ثبت لحظههای تاریخی بود؛ از تولیدات فوری رسانهای گرفته تا شکلگیری فراخوانها و پروژههای مستندسازی. با این حال، درباره انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان مهمترین نهاد متولی فیلم کوتاه کشور، این پرسش همچنان مطرح است که سهم این مجموعه در روایت روزهای جنگ چه بوده و چه اقدام مؤثری از سوی آن صورت گرفته است؟
جنگ؛ فرصتی برای ثبت تاریخ یا یک موقعیت از دسترفته؟
جنگ، فارغ از ابعاد نظامی و سیاسی، همواره یکی از مهمترین بزنگاههای تولید آثار فرهنگی و هنری به شمار میرود. تجربههای تاریخی نیز نشان دادهاند که بسیاری از آثار ماندگار سینما و مستند، محصول ثبت بهموقع وقایع در متن بحرانها هستند. از همین رو انتظار میرفت انجمن سینمای جوانان ایران با برخورداری از شبکه گسترده دفاتر استانی و حضور صدها فیلمساز جوان در سراسر کشور، در روزهای جنگ به یکی از فعالترین نهادهای فرهنگی کشور تبدیل شود.
ظرفیت گسترده دفاتر استانی چرا فعال نشد؟
این انتظار بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که ظرفیت انجمن تنها به تهران محدود نیست و دفاتر متعدد آن در استانها و شهرستانها میتوانستند به کانونی برای ثبت روایتهای مردمی، تولید فیلمهای کوتاه، مستندهای فوری و حتی جمعآوری سوژههای بکر تبدیل شوند؛ سوژههایی که در آن مقطع نهتنها کمیاب نبودند بلکه به وفور در اختیار فیلمسازان قرار داشتند.
خروجی رسمی انجمن چه تصویری ارائه میدهد؟
با این حال، مرور خروجیهای رسانهای و اخبار منتشرشده از سوی انجمن در طول این مدت، تصویر متفاوتی را نشان میدهد. دستکم در سطح اطلاعرسانی رسمی، نشانهای از یک برنامه گسترده و سازمانیافته برای مواجهه با شرایط جنگی دیده نمیشود. نه فراخوان شاخصی برای تولید آثار مرتبط مطرح شد، نه جریان رسانهای قابل توجهی پیرامون فعالیت دفاتر استانی شکل گرفت و نه گزارشی از یک حرکت فراگیر در حوزه تولید و ثبت روایتهای این دوره منتشر شد.
اقدامات فردی به جای سیاستگذاری سازمانی
البته در این میان برخی اقدامات و واکنشها از سوی فیلمسازان یا اعضای وابسته به انجمن دیده شد، اما بسیاری از این موارد بیش از آنکه حاصل یک سیاستگذاری سازمانی باشند، به تلاشهای فردی شباهت داشتند؛ اقداماتی که هرچند قابل احترامند، اما نمیتوان آنها را به پای عملکرد نهادی انجمن نوشت.
چرا حمایت از تولید آثار جنگی به روزهای پس از بحران موکول شد؟
اکنون و با فاصله گرفتن از آن روزها، بحث تولید آثار مرتبط با جنگ و اختصاص بخشی از رویدادها و جشنوارهها به این موضوع مطرح شده است. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ اگر این سوژهها امروز اهمیت دارند، چرا در متن همان روزها سازوکاری برای هدایت، حمایت و تولید آثار مرتبط شکل نگرفت؟ آیا مأموریت اصلی نهادی مانند انجمن سینمای جوانان ایران دقیقاً حضور در چنین بزنگاههایی نیست؟
اکران «قرار»؛ پاسخ به انتقادات یا تغییر صورت مسئله؟
در همین شرایط، طرحهایی نظیر اکران فیلم کوتاه در سینماهای سراسر کشور با عنوان «قرار» نیز مطرح شده است؛ طرحی که در ذات خود میتواند اقدامی مثبت برای دیده شدن فیلم کوتاه باشد. با این حال، منتقدان معتقدند برجسته شدن تبلیغاتی چنین پروژههایی نباید باعث شود پرسش درباره عملکرد انجمن در ماههای گذشته به حاشیه برود. از نگاه آنان، توسعه اکران فیلم کوتاه اگرچه ارزشمند است، اما پاسخ روشنی برای کمرنگ بودن نقش این نهاد در روزهای بحرانی کشور محسوب نمیشود.
پرسشی که همچنان بیپاسخ مانده است
شاید مهمترین مسئله امروز، نه تعداد فیلمهایی باشد که بعدها با موضوع جنگ تولید میشوند و نه آماری که در رویدادها و جشنوارهها ارائه خواهد شد، بلکه این پرسش است که متولی اصلی فیلم کوتاه کشور در روزهایی که تاریخ در برابر چشم فیلمسازان جریان داشت، تا چه اندازه توانست نقش خود را ایفا کند و ظرفیت گسترده دفاتر استانی خود را به میدان بیاورد؟
پرسشی که پاسخ به آن، بیش از هر آمار و گزارشی، میتواند تصویر دقیقتری از عملکرد انجمن سینمای جوانان ایران در یکی از مهمترین مقاطع فرهنگی سالهای اخیر ارائه دهد.
انتهای پیام/