گسترش استقرار تسلیحات هستهای آمریکا در اروپا، بهویژه از طریق برنامه «اشتراک هستهای ناتو» (NATO Nuclear Sharing)، یکی از موضوعهای بحثبرانگیز در حقوق بینالملل و حقوق بشر است.
آمریکا حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ بمب هستهای تاکتیکی از نوع B۶۱ (بهویژه مدل B۶۱-۱۲) را در پایگاههای نظامی کشورهای بلژیک، آلمان، ایتالیا، هلند، ترکیه و انگلیس مستقر کرده است؛ در سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶، گزارشهایی از مذاکرات محرمانه برای گسترش این استقرار به کشورهای شرقی اروپا مانند لهستان و کشورهای بالتیک منتشر شده است.
بهتازگی گزارشهایی از تصمیم آمریکا برای بررسی امکان گسترش استقرار تسلیحات هستهای خود در اروپا منتشر شده است؛ براساس این گزارش، مقامهای آمریکایی نشانههایی از آمادگی برای بررسی استقرارهای بیشتر، فراتر از ۶ کشور فعلی میزبان ماموریتهای هستهای ناتو، نشان دادهاند.
این سیاست در چارچوب بازدارندگی گسترده (Extended Deterrence) آمریکا توجیه میشود، اما منتقدان آن را نقض معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT)، حقوق بشردوستانه بینالمللی و حقوق بشر میدانند.
برنامه اشتراک هستهای ناتو از دوران جنگ سرد آغاز شد؛ آمریکا سلاحهای هستهای را تحت کنترل خود در خاک اروپا نگه میدارد، اما خلبانان و نیروهای کشورهای میزبان آموزش میبینند تا در زمان جنگ از آنها استفاده کنند.
در سال ۲۰۲۵، مدرنسازی B۶۱-۱۲ تکمیل شد و این بمبها دقت و قابلیت نفوذ بیشتری پیدا کردند؛ گزارش جدید فایننشالتایمز از مذاکرات آمریکا با لهستان و کشورهای بالتیک برای استقرار هواپیماهای دوقابلیته (dual-capable aircraft) مانند F-۳۵ حکایت دارد؛ این گسترش در پاسخ به انقضای معاهده استارت جدید New START در فوریه ۲۰۲۶ انجام میشود.
ناتو این برنامه را کاملا منطبق با معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای میداند، زیرا سلاحها تحت کنترل آمریکا باقی میمانند و تنها در زمان جنگ ممکن است کنترل منتقل شود، اما بسیاری از کشورهای غیرهستهای عضو معاهده یادشده، این تفسیر را رد میکنند.
خطرات استراتژیک و انسانی گسترش استقرار عبارتند:
۱. افزایش خطر تصادفی یا اشتباه محاسباتی: استقرار بیشتر در مرزهای شرقی، زمان تصمیمگیری را کاهش میدهد.
۲. مسابقه تسلیحاتی: رقابت تسلیحاتی درپی گسترش استقرار تسلیحات هستهای آمریکا در اروپا تشدید میشود.
۳. تضعیف انپیتی: کشورهای غیرهستهای احساس تبعیض میکنند و ممکن است به سمت سلاح هستهای بروند.
۴. تاثیر بر صلح اروپا: در حالی که هدف بازدارندگی است، خطر «جنگ هستهای محدود» را افزایش میدهد که میتواند به جنگ تمامعیار منجر شود.
معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای مصوب ۱۹۶۸: ماده یک انپیتی کشورهای هستهای را از انتقال سلاح هستهای یا کنترل آن به کشورهای غیرهستهای منع میکند؛ ماده ۲ نیز کشورهای غیرهستهای را از دریافت چنین سلاحهایی ممنوع میسازد؛ بسیاری از حقوقدانان بینالمللی (مانند گزارشهای BITS، Acronym Institute و تحلیلهای حقوقی در Stanford Journal of International Law) معتقدند برنامه اشتراک هستهای ناتو این مواد را نقض میکند، زیرا آموزش نیروهای غیرهستهای و برنامهریزی مشترک، عملا «کنترل» را منتقل میکند؛ حتی اگر سلاحها در زمان صلح peacetime تحت کنترل آمریکا باشند، آمادگی برای انتقال در زمان جنگ wartime، نقض روح و گاهی متن انپیتی تلقی میشود؛ ناتو و آمریکا استدلال میکنند که این برنامه پیش از انپیتی وجود داشته و در مذاکرات با اتحاد جماهیر شوروی مورد توافق بوده است، اما منتقدان میگویند این استثنا، استاندارد دوگانه ایجاد کرده است
حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) و اصول تمایز و تناسب: رأی مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در سال ۱۹۹۶ درباره «مشروعیت تهدید یا استفاده از تسلیحات هستهای» کلیدی است؛ دادگاه اعلام کرد که استفاده از سلاح هستهای «عموما» خلاف قوانین بشردوستانه است، زیرا قادر به تمایز بین نظامی و غیرنظامی نیست و رنج غیرضروری ایجاد میکند (اصل تمایز و ممنوعیت رنج غیرانسانی)؛ استقرار تسلیحات تاکتیکی B۶۱-۱۲ در اروپا، خطر استفاده در درگیریهای منطقهای را افزایش میدهد؛ این سلاحها (با قدرت ۰.۳ تا ۵۰ کیلوتن) برای میدان نبرد اروپا طراحی شدهاند و استفاده از آنها میتواند منجر به تلفات عظیم غیرنظامی، آلودگی زیست محیطی و نقض پروتکلهای الحاقی کنوانسیونهای ژنو شود.
منشور سازمان ملل و ممنوعیت تهدید به زور: ماده ۲ (۴) منشور سازمان ملل استفاده یا تهدید به زور را ممنوع میکند؛ دکترین بازدارندگی هستهای شامل «تهدید به استفاده» است که دیوان بینالمللی دادگستری آن را در شرایط «بقای دولت» ممکن دانست، اما نه بهطور کلی؛ گسترش استقرار در اروپا، تنش با روسیه را افزایش داده و خطر مسابقه تسلیحاتی را بالا میبرد.
معاهده منع تسلیحات هستهای (TPNW مصوب ۲۰۱۷): این معاهده استقرار، تهدید و استفاده از سلاح هستهای را ممنوع کرده است؛ هرچند کشورهای ناتو آن را امضا نکردهاند، اما گسترش استقرار، تعهدات جهانی خلع سلاح (ماده ۶ انپیتی) را تضعیف میکند.
حق حیات و حقوق مدنی-سیاسی: میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR، ماده ۶) حق حیات را تضمین میکند؛ دیوان بینالمللی دادگستری تاکید کرده که این حق حتی در جنگ اعمال میشود و استفاده از سلاح هستهای میتواند «محرومیت خودسرانه از حیات» باشد؛ استقرار سلاحها در اروپا، جمعیت غیرنظامی را در معرض خطر دائمی قرار میدهد.
حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حق محیط زیست: استفاده احتمالی سلاح هستهای منجر به آلودگی بلندمدت، آوارگی، گرسنگی و نقض حقوق نسلهای آینده میشود؛ گزارشهای سازمان ملل، تاثیرهای انسانی سلاحهای هستهای را «غیرقابل جبران» توصیف کردهاند.
حقوق زنان، کودکان و گروههای آسیبپذیر: کودکان و زنان در برابر تشعشعات هستهای آسیبپذیرترند؛ گسترش استقرار، جوامع میزبان را در معرض ریسک قرار میدهد و حقوق بشر آنها را نقض میکند.
حق اطلاعات و مشارکت عمومی: مردم کشورهای میزبان اغلب از جزئیات استقرار سلاحها بیخبرند که این امر حق دسترسی به اطلاعات و مشارکت در تصمیمگیریهای تاثیرگذار بر حیاتشان را نقض میکند.
نهادهای بینالمللی مواضع تقریبا مشابهی در این رابطه اتخاذ کردهاند.
در حالی که دیوان بینالمللی دادگستری ICJ اعلام کرده است که این کار عموما غیرقانونی است، سازمان ملل و دفتر کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل OHCHR بر لزوم خلع سلاح تاکید دارند.
انستیتو بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم SIPRI و کارشناسان مستقل هم تاکید دارند که گسترش استقرار، امنیت اروپا را بیشتر به خطر میاندازد تا تقویت کند.
جنبشهای صلح در آلمان، بلژیک و هلند اعتراضهای گستردهای را برپا کردهاند.
گسترش استقرار تسلیحات هستهای آمریکا در اروپا، پیامدهای عمیق و منفی برای حقوق بینالملل و حقوق بشر دارد؛ این سیاست، تفسیرهای بحثبرانگیز از انپیتی ایجاد کرده، اصل تمایز و تناسب در حقوق بشردوستانه را به چالش میکشد، حق حیات میلیونها اروپایی را تهدید میکند و خطر یک فاجعه انسانی-محیط زیستی را افزایش میدهد.
در حالی که بازدارندگی هستهای ممکن است در کوتاهمدت ثبات ایجاد کند، در بلندمدت با تضعیف رژیم جهانی خلع سلاح، افزایش تنشها و استاندارد دوگانه، صلح جهانی را به خطر میاندازد.
انتهای پیام/