فارن افرز: دونالد ترامپ و تیمش در دوران کارزار انتخاباتی و دوره دوم ریاست جمهوریاش تلاش دارند سیاست خارجی خود را عمل گرایانه، منضبط و راهبردی معرفی کنند. آنها اتهامات مبنی بر شتاب زدگی و بی پروایی در رویکرد جهانی را با ادعای واقع گرایی منعطف پاسخ دادهاند، اشارهای به سنت فکری که اغلب به توسیدید، تاریخ نگار یونانی نسبت داده میشود. اما جنگ جدید آمریکا با ایران نشان میدهد که ترامپ واقع گرا نیست. واقع گرایی، هنگامی که به درستی فهمیده شود، خطرات عمیق رویکرد سراسیمه دولت ترامپ به سیاست خارجی را آشکار میسازد. ایجاد جنگ منطقهای در خاورمیانه بدون توجیهی قانع کننده یا نظریهای درباره چگونگی پیشبرد منافع آمریکا، با اصول بنیادین واقع گرایی در تضاد است.
واقع گرایان از هر طیفی بر نوعی عمل گرایی در امنیت ملی تاکید دارند: تامین موازنه مطلوب قدرت و اجتناب از درگیریهای حاشیهای که منابع و نیروها را تحلیل میبرند. در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، برخی او را دقیقا به دلیل آنچه محدودیت میپنداشتند، واقع گرا نامیدند. اما سیاست خارجی ترامپ در دوره دوم به سرعت این انتظارات را نقض کرد. دولت کنونی با کنار گذاشتن هم محدودیت نظامی و هم استراتژی رقابت با قدرتهای بزرگ، به چیزی روی آورده که واقع گرایی منعطف مینامد. این رویکرد که بر اصل زور حق را میآفریند، استوار است، به نظر میرسد برای توجیه استفاده گسترده ترامپ از ابزار اجبار طراحی شده باشد.
جنگ انتخابی ترامپ علیه ایران باید این تصور را که او وارث طبیعی سنت واقع گرایی در سیاست خارجی است، برای همیشه از میان بردارد. واقع گرایی بر انضباط تاکید دارد، اما جنگ ایران نقطه مقابل آن است. این جنگ تا پایان مارس دستکم ۲۰ میلیارد دلار به مالیات دهندگان آمریکایی هزینه تحمیل خواهد کرد، آن هم در حالی که دولت ترامپ به سختی میتواند به خطر قریب الوقوعی اشاره کند. این عملیات ایالات متحده را در منطقهای درگیر میکند که خود ترامپ آن را اولویت راهبردی پایینتری اعلام کرده بود. حملات مستمر میتواند با مصرف مهمات حیاتی و جابهجایی داراییهای راهبردی، آمادگی نظامی آمریکا را در کوتاه مدت و میان مدت به مخاطره اندازد.
جنگ ایران برخی از اصول اصلی واقع گرایی را نقض میکند. متفکران واقع گرا تغییر رژیم را هدفی شایسته نمیدانند، زیرا معتقدند قدرت مادی یک کشور بسیار مهمتر از ماهیت داخلی آن است و هزینه تغییر آن ماهیت اغلب بالا است. با این حال، تغییر رژیم هسته اصلی استدلال ترامپ برای آغاز جنگ ایران بود. حتی اکنون که دولت ترامپ نشانههایی از کنار گذاشتن تغییر رژیم را بروز داده، هنوز نظریه پیروزی مبتنی بر منافع ملی مشخصی را ارائه نکرده که ابزارهای در دسترس را با اهداف دست یافتنی پیوند دهد.
انتهای پیام/