آیدا حاصلی وکیل دادگستری در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، نوشت: هفتم اسفند، روز وکیل مدافع، فقط یک مناسبت تقویمی نیست، روز یادآوریِ شجاعتی خاموش است. شجاعت ایستادن در میانه نزاعها، در دل اتهامها و در سایه سنگین قضاوتهای عمومی. وکیل، نه قاضی است و نه قانونگذار، اما اگر او نباشد، عدالت ترازوی متعادلی نخواهد داشت.
با این حال، این حرفه که باید پشتوانه امنیت حقوقی شهروندان باشد، خود درگیر چالشهایی است که کمتر دیده میشود و کمتر درباره آن سخن گفته میشود.
در دادگاه، وکیل با ظاهری رسمی و لحنی سنجیده سخن میگوید، اما پشت این آرامش، انبوهی از فشارهای روانی و مسئولیتهای سنگین نهفته است. هر پرونده، داستان زندگی انسانی است؛ سرنوشت یک خانواده، آبروی یک فرد، آزادی یا محدودیت او. وکیل بار این سرنوشتها را بر دوش میکشد و باید در اوج تنش، دقیق و منطقی بماند.
ساعتهای طولانی مطالعه، نگارش، مشاوره و حضور در جلسات رسیدگی، اغلب به قیمت استهلاک جسم و روان تمام میشود. اضطرابِ نتیجه، نگرانیِ موکل، فشارِ زمان و پیچیدگیهای قانونی، مجموعهای از استرس مستمر ایجاد میکند که در بلندمدت فرساینده است؛ و برخلاف تصویر رایج، بسیاری از وکلا درگیر چالشهای جدی معیشتیاند. درآمدهای ناپایدار، تأخیر در پرداخت حقالوکاله، هزینههای سنگین دفتر و مالیات، نبود حمایتهای بیمهای کافی بهویژه برای وکلای جوان واقعیتی است که کمتر در قاب رسانه دیده میشود. تصویر «وکیل همیشه متمول» بیش از آنکه واقعیت باشد، یک کلیشه جذاب برای روایتهای نمایشی است.
در بخشی از تولیدات رسانهای، وکیل اغلب چهرهای فرصتطلب، اهل زد و بند یا همدست بزهکار دارد. این تصویر، ساده و دراماتیک است، اما ناعادلانه. تکرار چنین کلیشههایی، ذهنیت عمومی را شکل میدهد و سرمایه اجتماعی نهاد دفاع را کاهش میدهد.
حال آنکه دفاع از متهم، دفاع از جرم نیست، دفاع از قانون است. وکیل تضمین میکند که هیچ فردی بدون شنیده شدن صدایش محکوم نشود. اگر جامعه به مدافع بدبین شود، اعتماد به فرآیند عدالت نیز آسیب میبیند. تخریب چهره وکیل، در نهایت تضعیف حق دفاع همه شهروندان است.
بیتردید هیچ حرفهای خالی از خطا نیست، اما تعمیم استثناها به قاعده، بیانصافی است. اکثریت وکلا با تعهد حرفهای، اخلاقی و قانونی فعالیت میکنند و در بسیاری موارد، بیش از آنکه در پی منفعت باشند، درگیر مسئولیتی سنگین و گاه پرهزینهاند.
روز وکیل مدافع، یادآور این حقیقت است که عدالت فقط در صدور حکم خلاصه نمیشود، عدالت در فرآیندی معنا مییابد که در آن دفاع، آزاد و مستقل باشد.
اگر وکیل زیر فشار معیشت، تهدید یا بیاعتمادی اجتماعی قرار گیرد، دفاع تضعیف میشود، و اگر دفاع تضعیف شود، عدالت به تعارف بدل خواهد شد.
وکالت، ایستادن در نقطهای است که گاه محبوب نیست، دفاع از حقی که شاید برای افکار عمومی خوشایند نباشد، اما برای قانون ضروری است.
پاسداشت این روز، پاسداشت یک صنف نیست؛ پاسداشت حقی همگانی است. زیرا در نهایت، هر شهروندی ممکن است روزی به مدافعی مستقل، شجاع و مورد اعتماد نیاز داشته باشد.
عدالت، بدون وکیل مستقل و ایمن، نه تجربهای ملموس، که فقط واژهای آراسته در متن قانون خواهد بود.
انتهای پیام/