آیین افتتاحیه نخستین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی، یکشنبه، ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ با حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.
در این مراسم سیدکمال خرازی، دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، سیدعلیاکبر صالحی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، سعید خطیبزاده، رئیس مرکز مطالعات بینالمللی و سیاسی و جمعی از مسئولان حضور داشتند.
این کنگره از شنبه، ۱۸ بهمن آغاز شده و تا دوشنبه، ۲۰ بهمن ادامه خواهد داشت.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی سخنرانی کرد.
متن سخنرانی به شرح زیر است:
خیلی خوشحالم که امروز این کنگره به همت مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی برگزار شده و توفیق دارم که چند دقیقهای در خدمت شما صحبت کنم.
البته تلاش میکنم سخنانم کوتاه باشد تا هرچه زودتر به برنامه اصلی، یعنی پنلی با حضور جناب آقای دکتر خرازی و آقای دکتر صالحی، برسیم؛ در همینجا از ایشان تشکر میکنم و خوشآمد میگویم.
همچنین خدمت آقای دکتر ممتاز عرض سلام دارم و خوشحالم که امروز این افتخار را داریم که بهعنوان چهره ماندگار سیاست خارجی و حقوق بینالملل در ایران از ایشان تقدیر کنیم.
آقای دکتر ممتاز، بهگمان من، برای همه کسانی که در این جلسه حضور دارند، شأن و جایگاه استادی دارند. خود بنده نیز افتخار شاگردی ایشان را داشتهام و به این شاگردی افتخار میکنم.
انشاءالله که عمرشان طولانی باشد و خدمات واقعا برجستهای که به این کشور ارائه کردهاند، همچنان ادامهدار و مستمر بماند؛ میدانم که هیچگاه و در هیچ زمانی نبوده است که از ایشان درخواست کمک در موضوعی یا اظهارنظر درباره سندی داشته باشیم و ایشان با طیب خاطر این کار را انجام نداده باشند.
جا دارد یادی کنیم از امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی آنهایی که با نثار خون خودشان این انقلاب را به پیروزی رساندند و اراده مردم ایران را حاکم کردند.
در ایام سالگرد انقلاب مناسب است غیر از برنامههایی است یک مقدار تامل شود در اینکه چرا انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و آرمانها چه بود و مردم دنبال چه بودند و درسهای آن برای ما چیست و در سیاست خارجی چگونه باید رفتار کنیم.
شعار اصلی مردم در جریان انقلاب همه دوستانی که در آن زمان بودند و یا مثل من نوجوان و جوان بودند یا در کتابهای تاریخی خواندند، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی.
چرا مردم میگفتند استقلال و چرا این یک بخش اصلی و کلمه اول شعار انقلاب بود؛ ایران هیچگاه در طول تاریخش مستعمره هیچ کشوری نبوده و همیشه مستقل بوده است و هیچگاه زیر استعمار هیچ کشوری نبودیم. چرا استقلال اولین شعار بود، چون تجربه تلخی در دو سده قبل از انقلاب برای مردم وجود داشت که نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدیدند؛ دوران قاجار سرشار از احساس حقارت در مقابل بیگانگان است؛ سرزمینهایی که از دست دادیم؛ حقارتی که در قبال اجنبی داشتند.
جا دارد یادی کنیم از امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی آنهایی که با نثار خون خودشان این انقلاب را به پیروزی رساندند و اراده مردم ایران را حاکم کردند.
در ایام سالگرد انقلاب مناسب است غیر از برنامههایی است یک مقدار تامل شود در اینکه چرا انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و آرمانها چه بود و مردم دنبال چه بودند و درسهای آن برای ما چیست و در سیاست خارجی چگونه باید رفتار کنیم.
شعار اصلی مردم در جریان انقلاب همه دوستانی که در آن زمان بودند و یا مثل من نوجوان و جوان بودند یا در کتابهای تاریخی خواندند، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی.
چرا مردم میگفتند استقلال و چرا این یک بخش اصلی و کلمه اول شعار انقلاب بود. ایران هیچگاه در طول تاریخش مستعمره هیچ کشوری نبوده و همیشه مستقل بوده است و هیچگاه زیر استعمار هیچ کشوری نبودیم. چرا استقلال اولین شعار بود، چون تجربه تلخی در دو سده قبل از انقلاب برای مردم وجود داشت که نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدیدند. دوران قاجار سرشار از احساس حقارت در مقابل بیگانگان است. سرزمینهایی که از دست دادیم. حقارتی که در قبال اجنبی داشتند.
امام راحل در دوره تصویب کاپیتولاسیون گفتند که من امروز قلبم درد میکند، خوابم کم شده است و روزشماری میکنم که مرگ فرا برسد. اینها تعبیراتی است که بهخاطر این قانونی مطرح میشود که در مجلس تصویب شده و به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت میدهد؛ بهگونهای که هر کاری بخواهند در کشور ما انجام دهند و هیچ مجازاتی نشوند.
سپس مثالی که ایشان میزنند را شنیدهاید؛ همه شما شنیدهاید و من فقط تکرار میکنم تا این حس را همگی داشته باشیم که ماجرا چه بوده و چرا انقلاب به دنبال استقلال بود. میفرمایند اگر یک خدمه آمریکایی مرجع تقلید شما را ترور کند یا شاه شما را با ماشین زیر بگیرد، کسی نمیتواند به او حرفی بزند و باید او را به کشور خودش ببرند تا محاکمه شود؛ اما اگر شاه شما یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، مجازات میشود. اینگونه تعابیر را بیان میکنند.
همه اینها برای چیست؟ برای اینکه میخواهند ۲۰۰ میلیون دلار وام از آمریکا بگیرند. اینگونه ابراز خفت میکنند تا ۲۰۰ میلیون دلار وام بگیرند که ۳۰۰ میلیون دلار بازپرداخت کنند. اینها نکاتی است که در سخنان حضرت امام مطرح شده است.
ایران خود را در برابر این دلارها فروخت و کشور ما را به مستعمره تبدیل کردند. این تعابیر را واقعاً خواستم عرض کنم تا بگویم چه حسی باعث شد که استقلالطلبی، یعنی در حقیقت استقلال واقعی و حقیقی، به خواست مردم ایران در جریان انقلاب تبدیل شود. پشت این خواست، تاریخی تلخ قرار دارد؛ شاید دویست تا سیصد سال مداخله اجنبی ـ به تعبیر آن زمان ـ در کشور ما؛ زمانی انگلیسیها، زمانی روسها و زمانی آمریکاییها. همین تجربه تاریخی بود که این ضرورت را ایجاد کرد که کشور ما به استقلال واقعی برسد.
از همین رو، وقتی انقلاب پیروز میشود، اگر به قانون اساسی ما دقت کنید، میبینید که محور اصلی آن بر استقلال است و بر عدم اجازه به نفوذ خارجی به هر شکل آن. اصل اول قانون اساسی میگوید نظام ما جمهوری اسلامی است.
اصل دوم میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان، و سپس شش بند را برمیشمارد که آخرین آن این است که جمهوری اسلامی نه ستمگر است، نه ستمکش؛ نه سلطهگر است و نه سلطهپذیر. این عدم سلطهپذیری و نفی سلطه، از اصول اولیه جمهوری اسلامی است که این نظام بر پایه آن بنا شده است.
اگر این اصول را درک نکنیم، درک سیاست خارجی ما در طول ۴۷ سال گذشته و حتی در زمان حاضر با مشکل مواجه خواهد شد. در اصل سوم قانون اساسی نیز آمده است که دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است پانزده یا شانزده وظیفه را بر عهده بگیرد که یکی از آنها طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب است. همان اصل سوم تصریح میکند که وظیفه دولت، جلوگیری از نفوذ بیگانگان است.
اصل دوم بر کرامت تأکید میکند و میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به کرامت انسان؛ و این کرامت از طریق همین عدم سلطهپذیری محقق میشود. بهطور خلاصه میخواهم عرض کنم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بدون درک این اصل استقلالطلبی، کرامتمحوری و عزتخواهی قابل فهم نیست.
جمهوری اسلامی ایران برای داشتن برنامه هستهای صلحآمیز و برخورداری از غنیسازی، هزینه بسیار زیادی پرداخت کرده و این هزینه، متناسب با نیاز کشور بوده است. غنیسازی و برنامه هستهای از نیازهای کشور بهشمار میرود و نیازهای کشور را در حوزههای متعدد، از جمله کشاورزی، بهداشت و دیگر حوزهها، تأمین میکند. حتی خود غنیسازی، برای نیازهای آینده ما به سوخت هستهای و داشتن نیروگاه هستهای ضروری است. همه این مطالب بارها بیان شده است.
من میخواهم از زاویه استقلالطلبی و عزتطلبی نیز به این موضوع نگاه کنم. چرا ما این مقدار بر غنیسازی اصرار کردیم و میکنیم و حاضر نیستیم از آن بگذریم، حتی اگر جنگ به ما تحمیل شود؟ زیرا کسی حق ندارد به ما بگوید چه باید داشته باشیم و چه نباید داشته باشیم. این موضوع بر اساس اصل نفی سلطه است. این حق من است که غنیسازی انجام دهم و طبق قانون، به خودم مربوط است که این حق را اجرا بکنم یا نکنم.
اینکه در طول سالها به ما گفته شده و گفته میشود که شما حق ندارید غنیسازی بکنید و باید غنیسازی صفر باشد، به این دلیل عنوان میشود که میگویند ما نگران هستیم. اگر نگران هستید، ما آمادهایم نگرانیها را برطرف کنیم؛ سؤال وجود دارد، پاسخ میدهیم؛ اعتماد وجود ندارد، اعتماد ایجاد میکنیم. اما کسی حق ندارد به ما بگوید که تو نباید داشته باشی، صرفاً چون من میخواهم.
این، رمز حرکت ما در طول این سالها بوده است؛ اینکه وقتی بر حق خود اصرار میکردیم، غنیسازی مهم بود، اما در کنار آن، مهمتر این بود که جمهوری اسلامی ایران ثابت کند که از هیچکسی دستور نمیگیرد و سلطه هیچکسی را نمیپذیرد.
ما این قدرت ایستادگی را با هزینهای زیاد به دست آوردیم، اما اگر از این حق خودمان بگذریم، هزینهاش برای کشور بیشتر خواهد بود. ما در جنگ دوازدهروزه، اگر مقاومت نمیکردیم و اگر به خواستههای آنها تسلیم میشدیم، نقطه ننگی را در تاریخ ایران ثبت کرده بودیم که برای همیشه باقی میماند؛ اینکه ایران را اگر چیزی از آن خواستند و نداد، با دو موشک و چند حمله تسلیم میشود.
تسلیمناپذیری مردم ایران باید اثبات میشد و در جنگ دوازدهروزه این موضوع اثبات شد. آن کسانی که بارها این را گفتهام، همانهایی که در روز سوم جنگ در دو کلمه توییت زدند «تسلیم بدون قید و شرط»، حتماً دیدید که در روز دوازدهم جنگ پیام دادند «آتشبس بدون قید و شرط». چرا؟ چون ما از جنگ نترسیدیم و ایستادگی کردیم.
امروز هم آرایش نظامی آنها در منطقه ما را نمیترساند. ما اهل دیپلماسی هستیم، اهل جنگ هم هستیم؛ اهل جنگ هستیم نه به این معنا که دنبال جنگ باشیم، اتفاقاً اهل جنگیم و آماده جنگیم تا کسی جرأت نکند با ما بجنگد.
اهل دیپلماسی هستیم چون اهل منطقیم، چون حرف داریم و منطق داریم. اگر راه دیپلماسی را انتخاب کنند، ما هم همان مسیر را خواهیم رفت. اگر با مردم ایران با زبان تکریم صحبت کنند، با زبان تکریم پاسخ خواهیم داد و اگر با زبان زور صحبت کنند، با زبان زور پاسخ خواهیم داد.
اگر هر سؤال یا هر ابهامی نسبت به اهداف برنامه صلحآمیز هستهای ایران وجود دارد، ما پاسخ میدهیم، ابهامزدایی میکنیم و راه آن هم فقط از مسیر دیپلماسی است. انتخاب راههای دیگر به نتیجه نرسیده است.
مذاکره زمانی به نتیجه خواهد رسید که به حق مردم ایران اذعان شود، به آن احترام گذاشته شود و ما بتوانیم حق خودمان را اعمال کنیم. ما نمیخواهیم کسی حق ما را به رسمیت بشناسد؛ حق ما رسمی است، حق ما وجود دارد. ما میخواهیم به حق ما احترام گذاشته شود.
من اعتقاد دارم رمز قدرت جمهوری اسلامی ایران دقیقاً در همین توان ایستادگی در برابر زورگوییها، سلطهطلبیها و فشارهای دیگران است. از بمب اتمی ما میترسند؛ در حالی که ما دنبال بمب اتمی نیستیم. بمب اتمی ما، قدرت «نه گفتن» به قدرتهای بزرگ است. رمز قدرت جمهوری اسلامی در همین قدرت نه گفتن به قدرتهاست.
وزیر امور خارجه در پنل وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز اظهاراتی را بیان کرد. متن اظهارات عراقچی به شرح زیر است:
ما با پدیده جدید مواجه شدیم که همه اصول حقوق و روابط بین الملل را دگرگون کرده است و آن پدیده چیزی است که رئیس جمهور آمریکا در بدو رسیدن به قدرت مطرح کرد و آن صلح از طریق زور است.
حالا آن چه صلحی است صلحی که من می خواهم. یعنی چیزی که من میخوام از طریق زور به ان میرسم. البته سیاست آمریکا همیشه رسیدن به مقاصد خودش از طریق زور بوده ولی سابقا تلاش میکرد یک پوشش حقوقی برایش بسازد. ولی رئیس جمهور جدید آمریکا همه این ها را کنار گذاشته است و می گوید ما قوی هستیم و باید هر آن چه می خواهیم محقق شود.
در این قانون جنگل طبیعی است ضعیف ها پایمال هستند و قوی ها باقی می مانند. بنابراین چاره ای جز قوی شدن نیست. قوی شدن برای ما یک اجبار است و یکی از رموز قوی شدن قدرت مقاومت است.
بزرگترین چالش ما در حال حاضر چالش ایستادگی است که برعهده نیروهای نظامی و دیپلماسی است. پرچم ایران را در جهان بالا نگهدارد و بر حقوق مردم ایران بایستد. اگر قدم به عقب بگذاری معلوم نیست تا کجا خواهی رفت. اگر یک قدم عقب بگذارید معلوم نیست تا کجا باید عقب بروید. با هدایت مدبرانه مقام معظم رهبری و تلاش های دولت و جناب آقای پزشکیان، ما هم در وزارت امور خارجه وظیفه خود را انجام دهیم.
وزیر امور خارجه گفت: دوستان گفتند که باید در داخل قوی باشیم تا سیاست استقلالطلبانه را پیگیری کنیم؛ در قرن ۲۱ باید چند شاخص را درنظر بگیریم تا خود را بسازیم.
عراقچی در ادامه با بیان اینکه ما باید به محیط زیست و اقلیم، هوش مصنوعی و کوآنتوم و مسائل اقتصادی توجه داشته باشیم، اظهار کرد: اگر به اینها رسیدگی کنیم سیاست استقلالطلبانه را راحتتر میتوانیم پیگیری کنیم.
عراقچی در بخشی دیگر در پاسخ به این پرسش که علت اصلی دشمنی ما با آمریکا چیست؟ تصریح کرد: درستش این است که بپرسیم علت دشمنی افراطی آمریکا با ما چیست؛ در طول یک سال گذشته چه کاری بوده علیه ما که نکردند؛ سیاست فشار حداکثری، جنگ، اسنپبک و عملیات کودتای اخیر؛ همه این کارها را کردند و به نتیجه نرسیدند.
رئیس دستگاه دیپلماسی اظهار کرد: همواره گفتهام ممکن است این مذاکرات فریب باشد، همه حواسشان باشد؛ ما مذاکره میکنیم یا به نتیجه میرسیم یا نمیرسیم.
وزیر خارجه گفت: سیاست خارجی موفق با اجماع در داخل کشور پیش میرود؛ اگر موفق شویم صدایی واحد در کشور ایجاد کنیم سیاست خارجی بهتر پیش خواهد رفت؛ کسانی وجود دارد که هم دغدغه دارند که باید دغدغههای آنان را شنید و کسانی هم هستند که غرض دارند که باید آنها را توجیه کرد.
علیاکبر صالحی در پنل وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این سوال که بزرگترین چالش بینالمللی چیست، گفت: روشن شدن تکلیف روابط بینالملل بزرگترین چالش حکمرانی ما است؛ این در مسائل داخلی ما هم تاثیر داشت؛ من فکر میکنم بین آرمانهایی که در انقلاب ترسیم کردیم و شیوههای رسیدن به آن فاصلهای است.
صالحی با بیان اینکه ما ایرانی ها از ابتدا دارای معرفت بودیم، اضافه کرد: ما برای همین اسلام را به زودی پذیرفتیم. شالوده انقلاب اسلامی ما یک بستری معرفتی بوده است. بایستی ما به دلها ورود پیدا کنیم.
خرازی هم در این گفتوگو اظهار کرد: تئوریزه کردن آرمانها و روشهای رسیدن به آن یکی از چالشهایی است که هنوز هم برقرار است و به دلیل این که ما نتوانستیم با دانش سیاسی که داریم نوع حکمرانی خودمان را تئوریزه کنیم ازجمله در صحنه سیاست خارجی این مشکل زیادی برای کشور شده است، در صحنه بینالمللی و داخلی موجب مشکل شده است.
وی تصریح کرد: آنچه در دانشگاههای ما تدریس می شود در غرب تدوین شده است متناسب با شرایط جامعه و کشور ما نیست، یعنی ما نیاز داریم به نظریههایی که انقلاب و روابط خارجی را تبیین کند و بتوانیم براساس آن عمل کنیم؛ ما بدون توجه به اینها وارد عمل شدیم.
خرازی اظهار کرد: این ضرورت احساس میشود با توجه به نیازهایی که داریم، فرهنگ کشورمان و فرهنگ. منطقه که چه نظریهای میتواند ما را به هدف برساند.
وی با اشاره به اینکه اولویت اول ما باید همسایگان باشد، گفت: یکی از اولویتهای ما باید ارتباط با همسایگان در راستای حفظ استقلال کشور در برابر قدرتمندان باشد و ما برای حفظ استقلال ایستادهایم؛ در صحنه روابط خارجی حفظ استقلال و مقاومت در برابر زورگوییها و توسعه روابط با همسایگان باید مورد توجه باشد.
سعید خطیبزاده، رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی نیز در کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی سخنرانی کرد.
متن سخنرانی خطیبزاده به شرح زبر است:
از حضور وزرای محترم امور خارجه، بهویژه وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر عراقچی، و همچنین جناب آقای دکتر ممتاز صمیمانه تشکر میکنم که با وجود محدودیتها و مشغلههای فراوان، حضور در این برنامه را پذیرفتند و امروز با حضور خود، به این رویداد معنا و غنا بخشیدند.
سعی میکنم سخنم را کوتاه بیان کنم. امروز، بهراستی روز جشن «صنعت سیاست خارجی» است؛ روزی که پیوند دانشگاه و دستگاه اجرایی سیاست خارجی برجسته میشود. بیتردید، دانشگاه و صنعت ــ و در حوزه فعالیت ما، دانشگاه و دستگاه دیپلماسی باید در ارتباطی مستمر و نهادینه با یکدیگر باشند.
در ادوار مختلف، ارتباطاتی میان دانشگاهها و وزارت امور خارجه وجود داشته است، اما شاید کمتر فرصت آن فراهم شده بود که این ارتباط در قالب یک رویداد منسجم و جشنگونه نمود پیدا کند. در همین راستا، با مشورت و همراهی جناب آقای دکتر عراقچی، مقرر شد گامی جدی در مسیر نهادینهسازی ارتباط میان دانشگاه و دستگاه دیپلماسی برداشته شود و برگزاری این کنگره، حاصل همان نگاه و رویکرد است.
خوشحالم که این کنگره، به معنای واقعی کلمه، توانست مشارکت گسترده دانشگاههای مختلف کشور را از تهران، اصفهان، مشهد، همدان، تبریز، ارومیه و دیگر مراکز دانشگاهی جلب کند. نشستها، پیشنشستها و جلسات علمی متعددی برگزار شد و این دستاورد، علیرغم محدودیتها و چالشهایی که کشور بهویژه در هفتههای گذشته با آن مواجه بود، محقق شد.
امروز، ثمره این تلاشها انشاءالله در خدمت دانشگاه و دیپلماسی کشور قرار خواهد گرفت. همچنین این فرصت فراهم شده است که نتایج المپیاد دانشجویی نیز اعلام شود و با حضور جناب آقای دکتر عراقچی و وزرای محترم، جایزه سال اهدا گردد. جلسات تا ساعت ۱۱ ادامه خواهد داشت.
این برنامه بهصورت زنده از فضای رسانهای و مجازی پخش میشود و از این جهت، عزیزانی که امکان حضور فیزیکی نداشتهاند نیز میتوانند مباحث را دنبال کنند. امیدوارم گفتگوهای امروز، در پنلهای تخصصی و موازی، در قالب یک کتاب منتشر شود تا مورد استفاده جامعه علمی و علاقهمندان قرار گیرد.
در پایان، بار دیگر از دبیر علمی کنگره، جناب آقای دکتر احمدیان، دبیر اجرایی و تمامی همکاران محترم، همچنین از دانشکده روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی که بهصورت مشترک المپیاد دانشجویی را برگزار کردند، و نیز از سایر دانشگاههایی که هر یک سهم ارزشمندی در برگزاری این دوره داشتند، صمیمانه قدردانی میکنم.
انتهای پیام/