محدودیتهای رژیم صهیونیستی در مورد سرپناه و دارو، خانوادههای آواره غزه را در شرایط سختی قرار داده است، زیرا نوزادان در معرض سرما و بیماریهای قابل پیشگیری قرار میگیرند.
براساس اعلام مقامهای بهداشت محلی و سازمان نجات کودکان، ۱۰ نوزاد زیر یک سال در زمستان امسال بر اثر سرمازدگی و سرمای شدید جان خود را از دست دادهاند؛ تعداد کودکان جانباخته بر اثر سرما درپی آغاز جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۳) به ۲۰۰ نفر رسیده است.
همه کودکان یادشده در حالی که در چادر زندگی میکردند، جان باختند و خانوادههایشان در سرمای شدید زمستان از گرم نگه داشتن آنها ناتوان بودند.
کارشناسان پزشکی در غزه اصطلاح جدیدی را برای توصیف این تلفات غمانگیز ابداع کردهاند؛ عبدالرئوف المنامه، استاد میکروبیولوژی دانشگاه اسلامی غزه، در مصاحبهای در اوایل این ماه، از عبارت «سندرم چادر خیس» برای هشدار در مورد تشدید بحران بهداشتی غزه استفاده کرد.
وی توضیح داد که این سندرم، یک وضعیت است نه یک بیماری خاص که ناشی از شرایط سخت زندگی ازجمله سرمای شدید، رطوبت و تهویه نامناسب است که همگی از ویژگیهای زندگی در چادرها هستند.

ساکنان چادر در معرض خطرات بهداشتی متعددی قرار دارند؛ در درجه نخست، آنها در برابر بیماریهای تنفسی ازجمله عفونتهای مکرر دستگاه تنفسی، برونشیت، ذاتالریه و تشدید آسم آسیبپذیر هستند.
رطوبت و فقدان شرایط بهداشتی در چادرها همراه با دسترسی محدود به دوش، لباس خشک و شستشوی دست، همچنین باعث بیماریهای پوستی ازجمله عفونتهای قارچی، زرد زخم (نوعی عفونت باکتریایی)، بثورات پوستی و خارش میشود.
این خطرات با نقص ایمنی مرتبط با سرمای شدید و سوءتغذیه مزمن که حساسیت به عفونتها را افزایش میدهد و بهبودی را دشوارتر میکند، بیشتر هم میشود؛ این شرایط همچنین اثرات روانی، ازجمله کمبود خواب، اضطراب شدید و افسردگی، دارند.
این هجوم استرسهای همزمان بر بدن است که باعث «سندرم چادر خیس» میشود که در درجه نخست کودکان خردسال، سالمندان، زنان باردار، بیماران مزمن و افراد دارای معلولیت را تحت تاثیر قرار میدهد و وضعیت انسانی فعلی در غزه به این معنی است که صدها هزار نفر در معرض خطر هستند.
تقریبا تمام ساکنان نوار غزه در حال حاضر آواره هستند و ۱.۵ میلیون نفر (معادل حدود سه چهارم جمعیت) در چادرها یا سازههای موقت زندگی میکنند؛ بیشتر اردوگاههای آوارگان در معرض سیل قرار دارند؛ فقط در ماه گذشته، بیش از ۳۰ هزار چادر به دلیل هوای طوفانی تخریب یا به شدت آسیب دیدند و حدود ۲۵۰ هزار نفر بدون سرپناه ماندند.
رژیم صهیونیستی با وجود آتشبس، از ورود کاروانها، مسکنهای موقت یا مصالح ساختمانی به غزه جلوگیری میکند و این اقلام را بهعنوان اقلام «دو منظوره» طبقهبندی میکند که به ادعای آن میتواند توسط مقاومت فلسطین برای اهداف نظامی استفاده شود.
اگرچه ارتش رژیم صهیونیستی ادعا میکند که از زمان اجرای آتشبس، ورود «نزدیک به ۳۸۰ هزار چادر خانوادگی، برزنت و مصالح سرپناه» را تسهیل کرده است، گروههای امدادی میگویند که این تعداد عمدتا شامل برزنت بوده و تنها کمی بیش از ۹۰ هزار چادر وارد شده است که بسیار کمتر از آن چیزی است که برای تامین نیازهای مبرم جمعیت غزه پس از بیش از ۲ سال نسلکشی مورد نیاز است.

در حالی که قبلا هیچ اشارهای به «سندرم چادر خیس» در متون پزشکی نشده است، بیماریهای مرتبط با افراد آواره که در شرایط غیربهداشتی در چادرها زندگی میکنند، در مناطق فاجعهزده و جنگی رایج است؛ در سالهای اخیر، این پدیده در مناطق جنگ زده دیگر مانند افغانستان شناسایی شده است.
مطالعات روی جمعیتهای بیخانمان در آمریکا و کانادا در طول همهگیری کرونا نشاندهنده موارد مشابه در کشورهای غربی است؛ این مطالعات نشان میدادند که در میان افراد بیخانمان، میزان عفونت بسیار بیشتر بود و گزارشهای مربوط به عوارض و بستری شدن در بخش مراقبتهای ویژه نیز ۲۰ برابر جمعیت عمومی بود، در حالی که میزان مرگومیر ۵ برابر بیشتر از افرادی بود که در خانههای امن زندگی میکردند.
اجماع پزشکی در سالهای گذشته بر این بوده است که شرایط مرطوب باعث رشد کپک و باکتری میشود و متعاقبا خطر عفونتهای تنفسی، آسم، آلرژی و در نهایت بیماریهای مزمن شدید ریوی را افزایش میدهد.
سازمان جهانی بهداشت و مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ دستورالعملهایی را منتشر کردند که چنین خطراتی را برای جلوگیری از شرایط نامناسب مرطوب در محلهای کار و سکونت تایید میکرد.

در سال ۲۰۲۰، یک کودک ۲ ساله بر اثر یک بیماری تنفسی ناشناخته در منچستر انگلیس درگذشت؛ ۲ سال بعد، یک معاینه پزشکی قانونی با تاخیر مشخص کرد که مرگ این کودک ناشی از قرار گرفتن در معرض کپک سیاهی بوده که به دلیل تهویه ناکافی و رطوبت بیش از حد در آپارتمان خانوادهاش ایجاد شده بود.
در پاسخ، دولت انگلیس اصلاحیه ۲۰۲۳ قانون مسکن عمومی را تصویب کرد که بیان میکرد مالکان باید خطرات رطوبت و کپک را در هر ملک مسکونی که در اختیار دارند، در نظر بگیرند؛ علاوه بر این، در آگوست ۲۰۲۴، وزارت بهداشت انگلیس دستورالعملهای خود را در مورد این موضوع بهروزرسانی کرد و تعیین کرد که فراتر از بیماریهای تنفسی مانند مورد یادشده، شرایط مسکن غیراستاندارد بر پوست، چشم و سلامت روان افراد نیز تاثیر میگذارد.
در حالی که مرگ یک کودک نوپا به دلیل شرایط نامناسب مسکن منجر به تغییراتی در سیاستهای عمومی در انگلیس شد، صدها هزار نفر در غزه در چادرهایی بدون کف یا سقف، تخت یا پتو، برق یا سیستم گرمایشی زندگی میکنند و اقدامهای کمی برای اطمینان از اینکه قربانیان هفته گذشته آخرین قربانیان باشند، انجام میشود.
موج آنفولانزای نوع A که در ماه نوامبر و دسامبر به اراضی اشغالی رسید، بهتازگی به غزه نیز گسترش یافته است؛ بیمارستانهای بزرگ این منطقه ازجمله الشفاء در شمال و ناصر در جنوب افزایش قابل توجهی در میزان ابتلا به بیماری و همچنین عوارض آنفولانزا مانند برونشیت، حملههای آسم و ذاتالریه را گزارش کردهاند.
در داخل نوار غزه، نه تنها شرایط وحشتناک زندگی مانع بهبودی از ویروسهای تنفسی میشود، بلکه کمبود شدید تجهیزات ضروری، ازجمله مسکنها، داروهای تببر و دستگاههای پزشکی مورد نیاز برای درمان آسم نیز وجود دارد.
در آغاز ماه، یک پزشک خانواده در شمال نوار غزه اطلاع داد که اسپیسرها (دستگاههای پلاستیکی کوچک با ماسک که به یک دستگاه استنشاقی متصل میشوند تا دارو را به طور موثرتری تحویل دهند) پس از یک انتظار طولانی و دردناک به نوار غزه رسیدهاند؛ این در حال حاضر تنها راه درمان کودکان خردسال در غزه است که از آسم رنج میبرند، زیرا برق برای کار با نبولایزرها (نبولایزر یا ریزپاش وسیلهای برای رساندن دارو به قسمتهای مختلف دستگاه تنفس از طریق استنشاق میباشند) وجود ندارد.

رئیس بخش کودکان و زایمان بیمارستان ناصر ۲ هفته پیش اطلاع داد که هیچ استنشاقی ونتولین در هیچ کجای نوار غزه وجود ندارد.
کمبود توجه تحقیقات علمی به عوارض ناشی از شرایط نامناسب مسکن در میان آوارگان در مناطق جنگی و فاجعهزده تعجبآور نیست؛ اگرچه دلایل زیادی برای این امر وجود دارد، اما مهمترین آنها فقدان دادههای پزشکی کافی است.
گستردگی تخریب سیستم بهداشتی غزه توسط رژیم صهیونیستی، مستندسازی رایانهای را غیرممکن ساخت؛ حتی مستندسازی با خودکار و قلم هم همیشه امکانپذیر نبود و همین امر باعث شد پزشکان خارجی که داوطلبانه در غزه کار میکردند، کاغذ و قلم با خود بیاورند.
اطلاعات اندک جمعآوریشده در خارج از نوار غزه در مورد وضعیت سلامت داخل آن، به شرح موارد یا گزارشهای شفاهی تیمهای پزشکی متکی است، اما فقدان دادهها به این معنی است که این روایتها را نمیتوان در تحقیقات رسمی گردآوری کرد؛ به همین دلیل، امکان اثبات وجود «سندرم چادر خیس» بهصورت انتشار رسمی مقالات در مجلات علمی و افزایش آگاهی در بین متخصصان مراقبتهای بهداشتی و مددکاران بشردوستانه تقریبا ناممکن است.
با وجود این برای متقاعد شدن به اینکه شرایط زندگی در چادرها بهویژه در هنگام باران، سرما و سیلی که زمستان به همراه دارد، همراه با فروپاشی تقریبا کامل سیستم مراقبتهای بهداشتی غزه، یک فاجعه انسانی ایجاد کرده است، به «اثبات» علمی نیاز ندارد و هنوز، در اعماق سومین زمستانش، هیچ نشانهای از پایان آن وجود ندارد.
انتهای پیام/