محمدحسین ابوالحسنی کارگردان «مشارکت در قتل شبه عمد» حاضر در بخش عدالت، شانزدهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار در گفتوگو با خبرنگار میزان، درباره هدف خود از ورود به عرصه مستندسازی گفت: پیش از این، مدتی در حوزههای تدوین و گرافیک فعال بودم. کارهای آن دوره عمدتاً جنبه تبلیغاتی داشتند و پاسخگوی دغدغههای من برای تأثیرگذاری اجتماعی نبودند. همین نیاز مرا بهصورت کاملاً تصادفی با مجموعه «سفیر فیلم» آشنا کرد و پس از گذراندن دورههای آموزشی، مسیر تولید و ساخت مستند را آغاز کردم.
این کارگردان درباره شکلگیری ایده ساخت مستند «مشارکت در قتل شبهعمد» بیان کرد: در مجموعه سفیر فیلم، به همراه محمد نجفی و محمدمهدی انتظار، تهیهکننده و نویسنده اثر، تصمیم گرفتیم مستندی درباره موضوع تعارض منافع در نظام سلامت و مسائل وزارت بهداشت بسازیم. حدود هشتماه به پژوهش و جمعآوری داده پرداختیم و پس از یک سال بررسی و پیگیری، سوژه «قصور پزشکی» را شناسایی کردیم. در فرآیند این پژوهش، با حجم قابلتوجهی از بیعدالتی و رویدادهای غیرمنتظره در حوزه خطاهای پزشکی روبهرو شدیم. عمق این مسئله به اندازهای بود که آن را محور اصلی مستند قرار دادیم و مراحل تولید آغاز شد.
وی درباره هدف خود از ساخت این اثر توضیح داد: هدف اصلی من از ساخت «مشارکت در قتل شبه عمد» آشکار کردن ظلم پنهانی موجود در حوزه سلامت بود. من قصد داشتم مسئولان نظام سلامت را نسبت به اتفاقاتی که در ساختار پزشکی و بیمارستانها رخ میدهد، آگاه کنم و نشان دهم که چگونه جان مردم به بازی گرفته میشود. علاوهبراین تلاش کردم تا صدای پروندههایی باشم که در نظام پزشکی، به نتایج قابلقبولی نرسیدهاند.
ابوالحسنی درباره انتخاب نام این اثر گفت: عنوان این مستند برگرفته از خود اثر است. یکی از سوژههای اصلی، پرونده کودک مشهور «رایان» است که بهسبب اشتباه پزشکی در بیمارستان مفید جان خود را از دست داد. قاضی پرونده، برای گروه پزشکان مقصر، عنوان جرم «مشارکت در قتل شبهعمد» را تعیین کرد. ما نیز همین عبارت را عنوان نام مستند قرار دادیم.
این مستندساز درباره جمعآوری محتوای مستند گفت: فرآیند تولید این اثر بیش از یک سال به طول انجامید. محمدرضا فراهانی، پژوهشگر مستند، در جمعآوری منابع این اثر نقش مهمی داشت. ما با افراد و نهادهای مختلف اعم از اندیشکدهها، پژوهشکدهها، رؤسای سازمان نظام پزشکی، تیم وزارت بهداشت و متخصصان پزشکی قانونی گفتوگو کردیم. این مصاحبهها به ما کمک کرد تا این موضوع علمی و تخصصی را به زبانی قابل فهم برای عموم تبدیل کنیم.
این کارگردان افزود: در حوزه پزشکی، اطلاعات شفاف و دقیقی در دسترس نیست. بخش قابلتوجهی از پژوهش ما بر اساس مشاهدات میدانی و واقعیتهای عینی پیش رفت. با این حال، از اسناد و منابع متعددی از جمله مقالات، کتابها در زمینه تعارض منافع و سلامت مانند آثار دکتر ناصر بلیغ و همچنین پژوهشهای روزنامهای و مصاحبهمحور به عنوان پشتوانه تحقیقاتی مستند بهره بردیم.
ابوالحسنی درباره انتخاب سوژههای این اثر گفت: برای انتخاب سوژهها چند معیار اصلی را در نظر گرفتیم. اول، جنبه حقوقی و قضایی پروندهها بود. بهعنوان مثال، یکی از روایتهای کلیدی از زبان یک خانم وکیل است که بهدلیل قصور پزشکی بیناییاش دچار مشکل شده و عصب چشمش قطع شده است؛ پیگیریهای او در دادگاه و نظام پزشکی، محور اصلی این روایت را تشکیل میدهد. از سوی دیگر، پرونده کودک ۱۳ماهه، رایان، در بیمارستان مفید یکی از سوژههای رسانهای شناخته شده است. ما تلاش کردیم از سه زاویه دیدگاه نظام پزشکی و پزشکان، دیدگاه حقوقی و قضایی و دیدگاه مردم و خانوادههایی که قربانی قصور پزشکیاند به سوژهها نگاه کنیم. برهمین اساس سوژههای متنوعی را انتخاب کردیم تا هر ضلع از این سهگانه در فیلم حضور داشته باشد.
وی درباره چالشهای ساخت این اثر بیان کرد: ساخت چنین مستندی با دشواریهای بسیاری روبهرو بود. بسیاری از سوژهها تمایلی به بازگویی درد و رنج خود نداشتند؛ کسی فرزندش را از دست داده بود، دیگری بیناییاش را از دست داده بود، طبیعی بود که بازگو کردن این وقایع برایشان دشوار باشد. زمان زیادی صرف اعتمادسازی و ایجاد ارتباط با آنها کردیم؟ از سوی دیگر، آمار دقیقی از قصور پزشکی در دسترس نبود؛ هیچ نهاد رسمی رقم مشخص و شفافی ارائه نمیکرد. وزارت بهداشت و نظام پزشکی نیز در ابتدا از انجام مصاحبه خودداری میکردند. پس از ماهها پیگیری، موفق شدیم با رئیس سازمان نظام پزشکی گفتوگو کنیم. چالش بزرگ دیگر، همراهی مستمر با سوژهها در فرآیند دادگاهی و پیگیری پروندهها بود. در طول ساخت این مستند، باید تا رسیدن به نتیجه نهایی هر پرونده، در کنار سوژهها میماندیم؛ نه فقط برای تکمیل محتوای فیلم، بلکه تا صدایشان باشیم و فریادهایشان را در تاریخ ثبت کنیم. تمام تلاش خود را به کار بردیم و امیدواریم تأثیرگذار بوده باشیم.
این کارگردان درباره واکنشهای نسبت به مستند «مشارکت در قتل شبه عمد» گفت: با اینکه جامعه پزشکی افراد محترمی هستند، اما متأسفانه پذیرش نقد در میان پزشکان کمتر دیده میشود. وقتی از قصور پزشکی و تعارض منافع سخن میگوییم، برخی آن را حملهای به منافع شخصی خود میدانند. برای نمونه، یکی از سوژهها، النا، دختر ششماههای بود که در بیمارستان مفید بر اثر خطای پزشکی جان باخت. این اتفاق تا حدی تأثیرگذار بود که حتی رئیس قوه قضاییه برای پیگیری وارد ماجرا شد، اما با وجود اثبات قصور، نظام پزشکی به جای حمایت از خانواده، به دلجویی از تیم درمان پرداخت. همین برخورد نمونهای از واکنشهای دفاعی بود که در طول ساخت این اثر با آن روبهرو شدیم.
وی درباره بازخوردهای عموم مردم پس از دیدن این اثر گفت: روایت مستند «مشارکت در قتل شبهعمد» تلخ و در عین حال تأثیرگذار است. بسیاری از بینندگان پس از تماشای آن دچار همدلی عمیق و همذاتپنداری با سوژهها شدند. اغلب مخاطبان اشاره میکردند که مشابه این اتفاقات را در میان خانواده یا آشنایان خود تجربه کردهاند. نکته قابل تأمل این بود که پیش از دیدن مستند، کمتر کسی به جنبه ساختاری و سیستماتیک این خطاها توجه داشت. بهعنوان نمونه، یکی از تماشاگران مطرح کرد که این فیلم نگرش او را به ساختار پزشکی دگرگون کرده است. صحنههای مرتبط با حس مادرانه، بهویژه در بخش مرگ رایان، واکنشهای احساسی شدیدی به ویژه در میان بانوان برانگیخت. بیتردید، مستند اثری تلخ است و مخاطب با حال خوب سالن را ترک نمیکند، اما این تلخی بازتابی از واقعیت است که نمیتوان از آن گریخت.
ابوالحسنی، کارگردان اثر «مشارکت در قتل شبه عمد» در پایان گفت: مهمترین تجربه من در ساخت این اثر تعامل نزدیک با سوژهها بود. در این اثر من بهعنوان یک مستندساز در تمام لحظات دادگاهها، ناامیدی و غم همراه سوژهها بودم. این همراهی تجربهای انسانی و فراتر از فیلمسازی بود. به نظر من وقتی جان انسان به خطر میافتد، هیچ توجیهی قابل قبول نیست. این همراهی تجربهای انسانی و فراتر از حرفه فیلمسازی به من داد. به باور من، وقتی جان انسان در معرض خطر قرار میگیرد، هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست. مردم با امید حفظ جان خود به پزشک مراجعه میکنند، اما گاه با بیتوجهی و بیمسئولیتی روبهرو میشوند. امیدوارم این اثر بتواند حداقل آگاهی عمومی و حساسیت نسبت به مسئولیتپذیری در نظام پزشکی را اندکی افزایش دهد.
انتهای پیام/